انگلیسی مثل آب خوردن

مکالمه های مهم در مطب دکتر و مسایل پزشکی در انگلیسی

Doctor, I am not feeling well today
دکتر، امروز حالم خوب نیست

What’s the matter with you? / What’s wrong with you?
مشکل تون چی است؟

I feel sick / I feel queasy
حالت تهوع دارم

I usually feel like throwing up after lunch or dinner
معمولاً بعد از ناهار یا شام حالت تهوع پیدا می کنم

I cough a lot at night
شب زیاد سرفه می کنم

Do you snore at night?
آیا شب ها خر پف می کنید؟

At first my nose was runny, but now it is stuffed up
اول دماغم آب می آمد، ولی حالا گرفته است

I see you are hoarse, too
می بینم که صداتون هم گرفته است

You look pale Pull up your shirt, please
رنگ تون پریده لطفاً پیراهنتان را بزنید بالا

Open your mouth wide; I want to look at your throat
دهانتان را خوب باز کنید می خواهم نگاهی به گلویتان بیاندازم

Let me take your pulse/ blood pressure
بگذارید نبض تون/ فشار خونتون را بگیرم

Rest this thermometer under your tongue
این دماسنج را زیر زیانتان بگذارید

I have a terrible backache
کمرم بد جوری درد می کند

I have a cold and feel sluggish
سرما خورده ام و بدنم سست است

I have a pain in my chest
سینه ام درد می کند

I have a sharp pain/ dull pain in my left eye
چشم چپم درد شدیدی / خفیفی دارد

I passed out/ fainted twice yesterday
دیروز دو بار غش کردم

Will you please order some urine and blood tests for me?
میشه برام آزمایش ادرار و خون بنویسید؟

What is your diagnosis doctor?
تشخیص تون چیه دکتر؟

I think you are quite healthy
فکر می کنم شما کاملاً سالم هستید

The thermometer reads  degrees
دماسنج  درجه را نشان می دهد

You are running a fever with a temperature of over
شما تب بالای  درجه دارید

Your blood pressure is high / low
فشار خون تون بالا / پایین است

You have an uneven pulse / You have an irregular pulse
نبض تون منظم نمی زند

Your grandfather might suffer a cardiac arrest
پدر بزرگ تون ممکن است دچار ایست قلبی بشود

My diagnosis is hernia and you to wear a truss
تشخیص من فتق است و شما باید فتق بند ببندید

You should have an operation
شما باید عمل کنید

You should take an Xray of your chest as soon as possible
باید هر چه سریعتر از سینه تان عکس بگیرید

With such a weak heart, do you think she can come through the operation?
با این قلب ضعیف آیا فکر می کنید از زیر عمل بیرون می آید؟

We have to have an operation to remove his kidney stone
باید عمل کنیم تا سنگ کلیه اش را در بیاوریم

I hope the operation will be a success
امیدوارم عمل جراحی موفقیت آمیز باشد

We have to put him on a kidney machine He has a kidney problem
باید دیالیز بشود مشکل کلیه دارد

She won’t be fully conscious until the effects of the anesthetic have worn off
تا اثر بیهوش کننده از بین نرود، او کاملاً به هوش نمی آید

We can transplant a kidney into him
می توانیم یک کلیه به او پیوند بزنیم

You need to find a kidney donor
باید یک اهداء کننده کلیه پیدا کنید

I hope the transplant won’t be rejected
امیدوارم که بدن پیوند را قبول کنه

He has to be hospitalized in this ward
باید در این بخش بستری شود

She was treated for sunstroke/ skin cancer
به خاطر آفتاب زدگی / سرطان پوست تحت درمان قرار گرفت

My diagnosis is plague/ cholera/ dysentery
تشخیص من طاعون/ وبا/ اسهال خونی است

Unhygienic conditions are usually the main causes of these illnesses
معمولاً شرایط غیر بهداشتی عامل عمده این بیماری ها است

Your poor child has caught chicken-pox/measles/mumps
طفلی بچه شما آبله مرغان / سرخک/ اوریون گرفته است

I am not sure, but it might be malaria/ tetanus
مطمئن نیستم، ولی ممکن است مالاریا/ کزاز باشد

Are you sure my illness is hepatitis / jaundice?
مطمئن هستید من هپاتیت /یرقان دارم؟

What do you usually eat?
معمولاً غذا چی می خورید؟

I live on a diet of fruit and vegetables
رژیم غذایی من فقط میوه و سبزیجات است

You had better exercise every morning
بهتر است هر روز صبح ورزش کنید

Are you a heavy smoker?
زیاد سیگار می کشید؟

Yes, I am a chain smoker
سیگاری خرابم

Drink fresh orange juice
آب پرتقال تازه بخورید

You had better lose weight, too
بهتر است وزنتان را هم کم کنید

Thank God I should not be hospitalized!
خدا را شکر که نباید بستری بشوم!

It’s nothing very serious You have just sprained your ankle
مشکل حادی نیست، فقط قوزک پایتان پیچ خورده است

Take an aspirin and lie down
یک آسپرین بخورید و دراز بکشید

I guess you have a dislocated knee
فکر می کنم زانویتان در رفته است

Don’t worry, your bone isn’t broken; it’s just a hairline fracture
نگران نباشید، استخوانتان نشکسته است فقط مو برداشته است

The doctor set my bones
دکتر استخوان هایم را جا انداخت

The bones are not fused yet
استخوانهایتان هنوز جوش نخورده است

How long should my leg be in plaster?
چه مدت باید پایم تو گچ باشد؟

You have to go round on crutches for a while
یک مدتی باید با عصا راه بروید

Here is a prescription for your problem
این هم یک نسخه برای مشکل تان

Take two of these tablets every day
هر روز از این قرص ها دو تا بخورید

I never prescribe tranquilizers
من هیچ وقت آرام بخش تجویز نمی کنم

You will have to be vaccinated against cholera before you can travel
قبل از اینکه شما مسافرت بروید، باید واکسن وبا بزنید

You won’t get better if you don’t take your medicine
اگر دارویت را نخوری خوب نمی شوی

You should coax your child to take his medicine
باید بچه تون را گول بزنید تا دارویش را بخوره

You should eat plenty of raw vegetables
شما باید سبزیجات خام زیاد بخورید

If you’re constipated, you should eat more vegetables and fruit
اگر یبوست دارید، باید سبزی و میوه بیشتر بخورید

I advise you to eat orange and other citrus fruits
توصیه می کنم پرتقال و دیگر مرکبات بخورید

Are you allergic to penicillin?
آیا به پنیسیلین حساسیت دارید؟

I will give you an injection to dull the pain
یک آمپول به شما می زنم تا دردتان کم بشود

I have to clean your wound with antiseptic
باید زخم شما را با ماده ضد عفونی کننده تمیز کنم

It may sting a little
یک کم ممکن است بسوزه

Now I have to put a bandage on it
حالا باید آن را باند پیچی کنم

The doctor has put me on a course of antibiotics
دکتر یک دوره آنتی بیوتیک برام تجویز کرده است

The doctor told me to bathe my eyes twice a day
دکتر گفت دو بار در روز چشم هایم را شستشو بدهم

The doctor checked up on his patient’s records
-دکتر سوابق بیماریش را بررسی کرد

The doctor told me to cut down on my smoking
دکتر بهم گفت سیگار کشیدن را کم کنم

He said smoking and a high cholesterol level are the main causes of heart disease
او گفت سیگار و کلسترول بالا دلایل اصلی بیماری قلبی است

The doctor said I ought to lay off fatty foods for a while
دکتر بهم گفت باید یک مدت غذاهای چرب را کنار بگذارم

The doctor made out/ wrote a prescription for me
دکتر برام نسخه نوشت

According to my doctor, I’m  kilos overweight
آنطوری که دکترم گفت من هشت کیلو اضافه وزن دارم

My doctor says I should go on the pill
دکتر می گوید باید قرص بخورم

The doctor referred me to a psychiatrist
دکتر مرا پیش روانپزشک فرستاد

What did the doctor prescribe for your cough?
دکتر برای سرفه ات چی تجویز کرد؟

The doctor gave me a penicillin injection
دکتر به من یک پنیسیلین زد

They will inject you with morphine soon
بزودی بهت مرفین می زنند

This drug should only be taken under the supervision of a doctor
این دارو باید تحت نظر پزشک مصرف بشود