انگلیسی مثل آب خوردن
A2 • LESSON 04

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تعریف اتفاقات آخر هفته با ترجمه فارسی

Past Weekend Stories

1I need to relax.
من باید یه کم استراحت کنم.
2I’m not really into it.
خیلی بهش علاقه ندارم.
3I’ll check first.
من اول چک می‌کنم.
4I didn’t notice.
من متوجه نشدم.
5Do you want to bring some snacks?
تو می‌خوای یه کم خوراکی بیاری؟
6Yes, I’d like to bring some snacks.
آره، من دوست دارم یه کم خوراکی بیارم.
7Have you canceled the plan yet?
تو برنامه رو لغو کردی؟
8Not yet. I’ll cancel the plan soon.
هنوز نه. من به‌زودی برنامه رو لغو می‌کنم.
9Do you usually join the video call?
تو معمولاً وارد تماس تصویری می‌شی؟
10Yes, I usually join the video call.
آره، من معمولاً وارد تماس تصویری می‌شم.
11Did you make up yesterday?
تو دیروز آشتی کردی؟
12Yes, I made up yesterday.
آره، من دیروز آشتی کردم.
13Are you planning to change the time today?
تو امروز قصد داری ساعت رو عوض کنی؟
14Yes, I’ll change the time later.
آره، من بعداً ساعت رو عوض می‌کنم.
15My friend should meet some friends first.
دوستم بهتره اول چند تا دوست رو ببینه.
16After lunch, my friend will take photos.
دوستم بعد از ناهار عکس می‌گیره.
17If there’s time, we can turn off notifications.
اگه وقت باشه، ما می‌تونیم اعلان‌ها رو خاموش کنیم.
18My brother can come early if needed.
برادرم اگه لازم باشه می‌تونه زود بیاد.
19My brother usually makes up.
برادرم معمولاً آشتی می‌کنه.
20My brother decided to buy the tickets.
برادرم تصمیم گرفت بلیت‌ها رو بخره.
21We finally cleared up the misunderstanding.
ما بالاخره سوءتفاهم رو برطرف کردیم.
22We need to delete the post.
ما باید پست رو پاک کنیم.
23My brother is listening to music right now.
برادرم الان داره موسیقی گوش می‌کنه.
24We don’t ask a question very often.
ما زیاد یه سؤال نمی‌پرسیم.
25We decided to make plans together.
ما تصمیم گرفتیم با هم برنامه‌ریزی کنیم.
26Yesterday, my sister listened carefully.
خواهرم دیروز با دقت گوش کرد.
27My friend still has to read a book.
دوستم هنوز باید یه کتاب بخونه.
28My sister can share the news if needed.
خواهرم اگه لازم باشه می‌تونه خبر رو با بقیه در میون بذاره.
29If there’s time, we can try a new hobby.
اگه وقت باشه، ما می‌تونیم یه سرگرمی جدید امتحان کنیم.
30We would like to go for a walk.
ما دوست داریم برای پیاده‌روی بریم.
31My friend is trying to track the package.
دوستم داره سعی می‌کنه بسته رو رهگیری کنه.
32My sister plans to book a table this week.
خواهرم این هفته قصد داره میز رزرو کنه.
33My brother is ready to meet a friend.
برادرم آماده‌ست یه دوست رو ببینه.
34We should visit a museum first.
ما بهتره اول به موزه سر بزنیم.
35We can meet after work if needed.
ما اگه لازم باشه می‌تونیم بعد از کار همدیگه رو ببینیم.
36If there’s time, my brother can report the account.
اگه وقت باشه، برادرم می‌تونه حساب رو گزارش کنه.
37My friend forgot to invite a friend.
دوستم یادش رفت یه دوست رو دعوت کنه.
38I usually change the subject.
من معمولاً موضوع رو عوض می‌کنم.
39I decided to reset my password.
من تصمیم گرفتم رمزم رو عوض کنم.
40My friend finally set a boundary.
دوستم بالاخره یه حد و مرز مشخص کرد.
41My friend can wait until Friday if needed.
دوستم اگه لازم باشه می‌تونه تا جمعه صبر کنه.
42I am staying home right now.
من الان دارم خونه می‌مونم.
43The problem is that my plans changed.
مشکل اینه که برنامه‌ام عوض شد.
44I’ll probably be at a concert.
من احتمالاً توی کنسرت هستم.
45I’ll be at the cinema.
من توی سینما هستم.
46It looks like the tickets sold out.
به نظر میاد بلیت‌ها تموم شد.
47I didn’t realize that I’ve already seen it.
من نمی‌دونستم که قبلاً دیدمش.
48I’ll be at a museum.
من توی موزه هستم.
49You can find me online.
تو می‌تونی من رو آنلاین پیدا کنی.
50That’s because I’m not in the mood.
دلیلش اینه که حوصله‌اش رو ندارم.