A2 • LESSON 08
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره در رستوران با ترجمه فارسی
At a Restaurant
1I’m looking for this.
من دنبال این میگردم.
2That’s all for now.
فعلاً همین.
3It’s up to you.
تصمیم با توئه.
4I’m not feeling well.
من حالم خوب نیست.
5Are you planning to share the news today?
تو امروز قصد داری خبر رو با بقیه در میون بذاری؟
6Yes, I’ll share the news later.
آره، من بعداً خبر رو با بقیه در میون میذارم.
7Can you make breakfast now?
تو میتونی الان صبحانه درست کنی؟
8Yes, I can make breakfast now.
آره، من میتونم الان صبحانه درست کنم.
9Do you want to wash the fruit?
تو میخوای میوهها رو بشوری؟
10Yes, I’d like to wash the fruit.
آره، من دوست دارم میوهها رو بشورم.
11Have you paid by card yet?
تو با کارت پرداخت کردی؟
12Not yet. I’ll pay by card soon.
هنوز نه. من بهزودی با کارت پرداخت میکنم.
13Do you usually take a shower?
تو معمولاً دوش میگیری؟
14Yes, I usually take a shower.
آره، من معمولاً دوش میگیرم.
15Tomorrow, I am going to visit my family.
من فردا میخوام به خانوادهام سر بزنم.
16My sister would like to order it online.
خواهرم دوست داره آنلاین سفارش کنه.
17My sister is trying to make coffee.
خواهرم داره سعی میکنه قهوه درست کنه.
18I plan to add some salt this week.
من این هفته قصد دارم یه کم نمک اضافه کنم.
19We are ready to go for a walk.
ما آمادهایم برای پیادهروی بریم.
20My brother should heat the food first.
برادرم بهتره اول غذا رو گرم کنه.
21After lunch, my friend will wait in the waiting room.
دوستم بعد از ناهار توی اتاق انتظار میمونه.
22If there’s time, I can ask a question.
اگه وقت باشه، من میتونم یه سؤال بپرسم.
23My brother forgot to get some rest.
برادرم یادش رفت یه کم استراحت کنه.
24My sister usually uses a coupon.
خواهرم معمولاً از کوپن استفاده میکنه.
25I decided to check my temperature.
من تصمیم گرفتم تبم رو چک کنم.
26My friend finally checked the total.
دوستم بالاخره مبلغ کل رو چک کرد.
27My brother needs to make breakfast.
برادرم باید صبحانه درست کنه.
28We are answering the phone right now.
ما الان داریم گوشی رو جواب میدیم.
29My brother finally read before bed.
برادرم بالاخره قبل از خواب خوند.
30My friend wants to go to work.
دوستم میخواد سر کار بره.
31Yesterday, my brother paid by card.
برادرم دیروز با کارت پرداخت کرد.
32My sister still has to share a dessert.
خواهرم هنوز باید دسر رو با هم تقسیم کنه.
33My friend can cut the vegetables if needed.
دوستم اگه لازم باشه میتونه سبزیجات رو خرد کنه.
34Tomorrow, my sister is going to buy fresh bread.
خواهرم فردا میخواد نان تازه بخره.
35I would like to pack my bag.
من دوست دارم کیفم رو آماده کنم.
36My friend still has to try the soup.
دوستم هنوز باید سوپ رو امتحان کنه.
37My brother plans to take a shower this week.
برادرم این هفته قصد داره دوش بگیره.
38My friend is ready to walk to work.
دوستم آمادهست پیاده سر کار بره.
39My friend finally went to bed early.
دوستم بالاخره زود میخواب خوابید.
40After lunch, my brother will keep the receipt.
برادرم بعد از ناهار رسید رو نگه میداره.
41If there’s time, my sister can cook dinner.
اگه وقت باشه، خواهرم میتونه شام درست کنه.
42I forgot to pack my lunch.
من یادم رفت ناهارم رو آماده کنم.
43I didn’t realize that we’re out of milk.
من نمیدونستم که شیرمون تموم شده.
44It looks like I’m not very hungry.
به نظر میاد من خیلی گرسنه نیستم.
45I’ll probably be at the table.
من احتمالاً سر میز هستم.
46I should be at a café.
من باید توی کافه باشم.
47The problem is that I skipped breakfast.
مشکل اینه که من صبحانه نخوردم.
48I’ll be at the grocery store.
من توی فروشگاه مواد غذایی هستم.
49That’s because I don’t eat meat.
دلیلش اینه که من گوشت نمیخورم.
50You can find me at work.
تو میتونی من رو سر کار پیدا کنی.
