انگلیسی مثل آب خوردن
A2 • LESSON 20

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره قرار پزشک با ترجمه فارسی

Doctor Appointments

1I had no idea.
من اصلاً خبر نداشتم.
2That’s too bad.
حیف شد.
3I need to rest.
من باید استراحت کنم.
4Are you planning to lift weights today?
تو امروز قصد داری وزنه بزنی؟
5Yes, I’ll lift weights later.
آره، من بعداً وزنه می‌زنم.
6Can you cook dinner now?
تو می‌تونی الان شام درست کنی؟
7Yes, I can cook dinner now.
آره، من می‌تونم الان شام درست کنم.
8Do you want to go for a walk?
تو می‌خوای برای پیاده‌روی بری؟
9Yes, I’d like to go for a walk.
آره، من دوست دارم برای پیاده‌روی برم.
10Have you picked up a package yet?
تو بسته رو تحویل گرفتی؟
11Not yet. I’ll pick up a package soon.
هنوز نه. من به‌زودی بسته رو تحویل می‌گیرم.
12Do you usually make breakfast?
تو معمولاً صبحانه درست می‌کنی؟
13Yes, I usually make breakfast.
آره، من معمولاً صبحانه درست می‌کنم.
14My brother is ready to ask for help.
برادرم آماده‌ست کمک بخواد.
15My brother should call for help first.
برادرم بهتره اول برای کمک زنگ بزنه.
16After lunch, my sister will leave the house.
خواهرم بعد از ناهار از خونه راه می‌افته.
17If there’s time, my brother can fill out the form.
اگه وقت باشه، برادرم می‌تونه فرم رو پر کنه.
18My friend forgot to sign the form.
دوستم یادش رفت فرم رو امضا کنه.
19My friend usually pays the fee.
دوستم معمولاً هزینه رو پرداخت می‌کنه.
20We decided to explain what happened.
ما تصمیم گرفتیم اتفاقی که افتاد رو توضیح کنیم.
21I finally brushed my teeth.
من بالاخره دندون‌هام رو مسواک زدم.
22My brother needs to fix the problem.
برادرم باید مشکل رو حل کنه.
23My friend is waiting in the waiting room right now.
دوستم الان داره توی اتاق انتظار می‌مونه.
24I don’t track my steps very often.
من زیاد قدم‌هام رو ثبت نمی‌کنم.
25I want to check my temperature.
من می‌خوام تبم رو چک کنم.
26Yesterday, my brother walked to work.
برادرم دیروز پیاده سر کار رفت.
27My sister can call a mechanic if needed.
خواهرم اگه لازم باشه می‌تونه به مکانیک زنگ بزنه.
28Tomorrow, I am going to get some rest.
من فردا می‌خوام یه کم استراحت کنم.
29We would like to change the booking.
ما دوست داریم رزرو رو تغییر کنیم.
30I am trying to take my medicine.
من دارم سعی می‌کنم داروم رو بخورم.
31I plan to wait for my turn this week.
من این هفته قصد دارم منتظر نوبتم بمونم.
32My brother is ready to drink more water.
برادرم آماده‌ست آب بیشتری بخوره.
33After lunch, I will check my progress.
من بعد از ناهار پیشرفتم رو چک می‌کنم.
34If there’s time, my sister can stay calm.
اگه وقت باشه، خواهرم می‌تونه آروم بمونه.
35I forgot to pick up my prescription.
من یادم رفت نسخه‌ام رو تحویل بگیرم.
36My friend usually makes an appointment.
دوستم معمولاً وقت می‌گیره.
37My friend decided to warm up.
دوستم تصمیم گرفت بدن رو گرم کنه.
38We want to sleep earlier.
ما می‌خوایم زودتر بخوابیم.
39My sister needs to run outside.
خواهرم باید بیرون بدوه.
40I am describing my symptoms right now.
من الان دارم علائمم رو توضیح می‌کنم.
41My sister doesn’t cancel the appointment very often.
خواهرم زیاد قرار رو لغو نمی‌کنه.
42I didn’t realize that I need a refill.
من نمی‌دونستم که داروی بیشتری لازم دارم.
43It looks like the pain got worse.
به نظر میاد درد بدتر شد.
44That’s because I missed my appointment.
دلیلش اینه که من وقتم رو از دست دادم.
45The problem is that I’m not feeling well.
مشکل اینه که من حالم خوب نیست.
46I’ll be at the doctor’s office.
من توی مطب دکتر هستم.
47I’ll be at the clinic.
من توی درمانگاه هستم.
48I’ll probably be in the waiting room.
من احتمالاً توی اتاق انتظار هستم.
49The problem is that I need to rest.
مشکل اینه که من باید استراحت کنم.
50You can find me at the pharmacy.
تو می‌تونی من رو توی داروخانه پیدا کنی.