انگلیسی مثل آب خوردن
A2 • LESSON 28

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره دوستان و روابط با ترجمه فارسی

Friends & Relationships

1I can handle it.
من از پسش برمیام.
2I need some space.
من یه کم فضا لازم دارم.
3I appreciate you telling me.
من ممنونم که بهم گفتی.
4Can we talk?
می‌تونیم حرف بزنیم؟
5Did you book a table yesterday?
تو دیروز میز رزرو کردی؟
6Yes, I booked a table yesterday.
آره، من دیروز میز رزرو کردم.
7Have you summed it up yet?
تو خلاصه‌اش کردی؟
8Not yet. I’ll sum it up soon.
هنوز نه. من به‌زودی خلاصه‌اش می‌کنم.
9Do you usually make up?
تو معمولاً آشتی می‌کنی؟
10Yes, I usually make up.
آره، من معمولاً آشتی می‌کنم.
11Did you visit a relative yesterday?
تو دیروز به یکی از فامیل سر زدی؟
12Yes, I visited a relative yesterday.
آره، من دیروز به یکی از فامیل سر زدم.
13Are you planning to check on the kids today?
تو امروز قصد داری حال بچه‌ها رو چک کنی؟
14Yes, I’ll check on the kids later.
آره، من بعداً حال بچه‌ها رو چک می‌کنم.
15My friend doesn’t think it over very often.
دوستم زیاد درباره‌اش فکر نمی‌کنه.
16I want to share my feelings.
من می‌خوام احساساتم رو در میون بذارم.
17Yesterday, I visited my parents.
من دیروز به پدر و مادرم سر زدم.
18My partner still has to tell the truth.
همراهم هنوز باید حقیقت رو بگه.
19My friend still has to check in later.
دوستم هنوز باید بعداً دوباره سراغش بره.
20Tomorrow, my friend is going to answer the phone.
دوستم فردا می‌خواد گوشی رو جواب بده.
21My friend would like to check on the kids.
دوستم دوست داره حال بچه‌ها رو چک کنه.
22We are trying to make dinner for the kids.
ما داریم سعی می‌کنیم برای بچه‌ها شام درست کنیم.
23I plan to keep my promise this week.
من این هفته قصد دارم قولم رو نگه دارم.
24I am ready to invite my friends.
من آماده‌ام دوست‌هام رو دعوت کنم.
25My friend still has to come early.
دوستم هنوز باید زود بیاد.
26We still have to meet after work.
ما هنوز باید بعد از کار همدیگه رو ببینیم.
27If there’s time, we can spend some time together.
اگه وقت باشه، ما می‌تونیم با هم وقت بگذرونیم.
28My friend forgot to join the group.
دوستم یادش رفت به گروه ملحق بشه.
29My friend decided to share the news.
دوستم تصمیم گرفت خبر رو با بقیه در میون بذاره.
30My friend finally apologized.
دوستم بالاخره عذرخواهی کرد.
31My friend needs to find a compromise.
دوستم باید یه راه میانه پیدا کنه.
32My friend is putting away the toys right now.
دوستم الان داره اسباب‌بازی‌ها رو جمع می‌کنه.
33We don’t buy the tickets very often.
ما زیاد بلیت‌ها رو نمی‌خریم.
34We want to set a boundary.
ما می‌خوایم یه حد و مرز مشخص کنیم.
35Yesterday, my friend picked a day.
دوستم دیروز یه روز انتخاب کرد.
36I still have to call my friend.
من هنوز باید به دوستم زنگ بزنم.
37We can agree with you if needed.
ما اگه لازم باشه می‌تونیم با تو موافقت کنیم.
38Tomorrow, my partner is going to ask for clarification.
همراهم فردا می‌خواد توضیح بیشتر بخواد.
39After lunch, my friend will plan a family day.
دوستم بعد از ناهار برای یه روز خانوادگی برنامه‌ریزی می‌کنه.
40We still have to leave at six.
ما هنوز باید ساعت شش راه بیفتیم.
41We plan to change the subject this week.
ما این هفته قصد داریم موضوع رو عوض کنیم.
42My friend is ready to pack a snack.
دوستم آماده‌ست میان‌وعده آماده کنه.
43The problem is that I don’t want to argue.
مشکل اینه که من نمی‌خوام دعوا کنم.
44I’ll probably be later.
من احتمالاً توی بعداً هستم.
45I should be in private.
من باید توی خصوصی باشم.
46That’s because we’re both tired.
دلیلش اینه که هر دومون خسته‌ایم.
47Let’s talk on the phone.
بیا تلفنی حرف بزنیم.
48You can find me over coffee.
تو می‌تونی من رو سر قهوه پیدا کنی.
49The problem is that I was upset.
مشکل اینه که من ناراحت بودم.
50I’d rather talk in person.
من ترجیح می‌دم حضوری حرف بزنم.