B1 • LESSON 28
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره فرزندپروری و برنامههای خانواده با ترجمه فارسی
Parenting & Family Plans
1We have a school event.
ما برنامه مدرسه داریم.
2I forgot the birthday.
من تولد رو فراموش کردم.
3Whose turn is it?
نوبت کیه؟
4Say hi to your family.
به خانوادهات سلام برسون.
5Are you still planning to open the window?
تو هنوز قصد داری پنجره رو باز کنی؟
6Yes, I’m still planning to open the window.
آره، من هنوز قصد دارم پنجره رو باز کنم.
7Did you manage to change the time?
تو تونستی ساعت رو عوض کنی؟
8Yes, I managed to change the time.
آره، من بالاخره تونستم ساعت رو عوض کنم.
9Have you read a bedtime story yet?
تو قصه قبل از خواب خوندی؟
10Not yet, but I’m planning to read a bedtime story.
هنوز نه، ولی من قصد دارم قصه قبل از خواب بخونم.
11Did you manage to put away the toys?
تو تونستی اسباببازیها رو جمع کنی؟
12Yes, I managed to put away the toys.
آره، من بالاخره تونستم اسباببازیها رو جمع کنم.
13Have you had time to water the plants yet?
تو تا حالا وقت کردی به گلها آب بدی؟
14Not yet. I haven’t had time to water the plants.
هنوز نه. من وقت نکردم به گلها آب بدم.
15My brother should probably water the plants.
برادرم احتمالاً بهتره به گلها آب بده.
16We are planning to talk about the problem.
ما قصد داریم درباره مشکل حرف بزنیم.
17My sister is still trying to make dinner for the kids.
خواهرم هنوز داره سعی میکنه برای بچهها شام درست کنه.
18My parents haven’t stayed in touch yet.
پدر و مادرم هنوز در تماس نموندن.
19My sister is supposed to make the bed today.
خواهرم قراره امروز تخت رو مرتب کنه.
20My sister ended up setting a boundary.
خواهرم آخرش یه حد و مرز مشخص کرد.
21We have been meaning to move the chair.
ما یه مدته قصد داریم صندلی رو جابهجا کنیم.
22My sister managed to pack a snack.
خواهرم بالاخره تونست میانوعده آماده کنه.
23We had to find a compromise yesterday.
ما دیروز مجبور شدیم یه راه میانه پیدا کنیم.
24If there’s time, we will check the mail.
اگه وقت باشه، ما صندوق پست رو چک میکنیم.
25My parents decided to leave at six.
پدر و مادرم تصمیم گرفتن ساعت شش راه بیفتن.
26My brother decided to change the time.
برادرم تصمیم گرفت ساعت رو عوض کنه.
27We might send the address later.
ما شاید بعداً آدرس رو بفرستیم.
28We still have time to send a message.
ما هنوز وقت داریم که یه پیام بفرستیم.
29My brother almost forgot to join the group.
برادرم نزدیک بود یادش بره به گروه ملحق بشه.
30My brother didn’t get a chance to ask a question.
برادرم فرصت نکرد یه سؤال بپرسه.
31We have already picked a day.
ما قبلاً یه روز انتخاب کردیم.
32I should probably call my parents.
من احتمالاً بهتره به پدر و مادرم زنگ بزنم.
33We are planning to ask for some space.
ما قصد داریم یه کم فاصله بخوایم.
34I am still trying to apologize.
من هنوز دارم سعی میکنم عذرخواهی کنم.
35My brother may need to meet after work again.
برادرم شاید لازم باشه دوباره بعد از کار همدیگه رو ببینه.
36My sister is supposed to confirm the plan today.
خواهرم قراره امروز برنامه رو تأیید کنه.
37We ended up buying a birthday gift.
ما آخرش یه هدیه تولد خریدیم.
38My brother didn’t get a chance to check in later.
برادرم فرصت نکرد دوباره سراغش بره.
39My brother managed to bring some snacks.
برادرم بالاخره تونست یه کم خوراکی بیاره.
40My brother had to do the laundry yesterday.
برادرم دیروز مجبور شد لباسها رو بشوره.
41If there’s time, my parents will clean the kitchen.
اگه وقت باشه، پدر و مادرم آشپزخونه رو تمیز میکنن.
42My brother may need to open the window again.
برادرم شاید لازم باشه دوباره پنجره رو باز کنه.
43I should be at my parents’ house.
من باید توی خونه پدر و مادرم باشم.
44It turns out that the kids are tired.
معلوم شد که بچهها خستهان.
45The main reason is that I forgot the birthday.
دلیل اصلی اینه که من تولد رو فراموش کردم.
46I’ll message you in the car.
من توی ماشین بهت پیام میدم.
47You can find me at dinner.
تو میتونی من رو سر شام پیدا کنی.
48We may need another plan because my parents need help.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون پدر و مادرم کمک لازم دارن.
49It turns out that everyone is busy.
معلوم شد که همه سرشون شلوغه.
50That explains why we have a school event.
این توضیح میده چرا ما برنامه مدرسه داریم.
