B1 • LESSON 32
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تعیین مرزهای ساده با ترجمه فارسی
Setting Simple Boundaries
1That explains a lot.
این خیلی چیزها رو توضیح میده.
2Thanks for the heads-up.
ممنون که از قبل خبر دادی.
3Have you had time to visit a relative yet?
تو تا حالا وقت کردی به یکی از فامیل سر بزنی؟
4Not yet. I haven’t had time to visit a relative.
هنوز نه. من وقت نکردم به یکی از فامیل سر بزنم.
5Are you still planning to talk about the problem?
تو هنوز قصد داری درباره مشکل حرف بزنی؟
6Yes, I’m still planning to talk about the problem.
آره، من هنوز قصد دارم درباره مشکل حرف بزنم.
7Do you still need to ask for some space?
تو هنوز باید یه کم فاصله بخوای؟
8Yes, I still need to ask for some space.
آره، من هنوز باید یه کم فاصله بخوام.
9Have you shared the chores yet?
تو کارهای خونه رو تقسیم کردی؟
10Not yet, but I’m planning to share the chores.
هنوز نه، ولی من قصد دارم کارهای خونه رو تقسیم کنم.
11Did you manage to make dinner for the kids?
تو تونستی برای بچهها شام درست کنی؟
12Yes, I managed to make dinner for the kids.
آره، من بالاخره تونستم برای بچهها شام درست کنم.
13I should probably change my mind.
من احتمالاً بهتره نظرم رو عوض کنم.
14My partner is planning to buy the tickets.
همراهم قصد داره بلیتها رو بخره.
15My friend is still trying to help with homework.
دوستم هنوز داره سعی میکنه برای تکالیف کمک کنه.
16I haven’t asked for some space yet.
من هنوز یه کم فضا نخواستم.
17My partner is supposed to visit a relative today.
همراهم قراره امروز به یکی از فامیل سر بزنه.
18I ended up helping my friend.
من آخرش به دوستم کمک کردم.
19My partner has been meaning to ask a question.
همراهم یه مدته قصد داره یه سؤال بپرسه.
20We managed to send the address.
ما بالاخره تونستیم آدرس رو بفرستیم.
21We had to clarify the question yesterday.
ما دیروز مجبور شدیم سؤال رو روشن کنیم.
22My partner may need to put away the toys again.
همراهم شاید لازم باشه دوباره اسباببازیها رو جمع کنه.
23I decided to visit my parents.
من تصمیم گرفتم به پدر و مادرم سر بزنم.
24My friend might confirm the plan later.
دوستم شاید بعداً برنامه رو تأیید کنه.
25We still have time to pick up the kids.
ما هنوز وقت داریم که بچهها رو تحویل بگیریم.
26We almost forgot to give an example.
ما نزدیک بود یادمون بره یه مثال بدیم.
27I didn’t get a chance to keep my promise.
من فرصت نکردم قولم رو نگه دارم.
28My friend has already thought it over.
دوستم قبلاً دربارهاش فکر کرد.
29I should probably invite my friends.
من احتمالاً بهتره دوستهام رو دعوت کنم.
30My friend is planning to listen carefully.
دوستم قصد داره با دقت گوش کنه.
31My friend is still trying to make dinner for the kids.
دوستم هنوز داره سعی میکنه برای بچهها شام درست کنه.
32My partner hasn’t shared the chores yet.
همراهم هنوز کارهای خونه رو تقسیم نکرد.
33My partner is supposed to book a table today.
همراهم قراره امروز میز رزرو کنه.
34My friend ended up bringing some snacks.
دوستم آخرش یه کم خوراکی آورد.
35My friend has been meaning to cancel the plan.
دوستم یه مدته قصد داره برنامه رو لغو کنه.
36My friend had to ask for clarification yesterday.
دوستم دیروز مجبور شد توضیح بیشتر بخواد.
37If there’s time, my friend will pick a day.
اگه وقت باشه، دوستم یه روز انتخاب میکنه.
38My friend may need to apologize again.
دوستم شاید لازم باشه دوباره عذرخواهی کنه.
39My partner decided to take a family photo.
همراهم تصمیم گرفت یه عکس خانوادگی بگیره.
40I might share my opinion later.
من شاید بعداً نظرم رو در میون بذارم.
41Can we talk on the phone?
ما میتونیم تلفنی حرف بزنیم؟
42The main reason is that we’re both tired.
دلیل اصلی اینه که هر دومون خستهایم.
43Let’s talk in person.
بیا حضوری حرف بزنیم.
44It turns out that I was upset.
معلوم شد که من ناراحت بودم.
45We may need another plan because I need time to think.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون من وقت لازم دارم فکر کنم.
46That explains why I misunderstood you.
این توضیح میده چرا من بد متوجه حرفت شدم.
47It turns out that I don’t want to argue.
معلوم شد که من نمیخوام دعوا کنم.
48I should probably stay in touch.
من احتمالاً بهتره در تماس بمونم.
49My friend had to read a bedtime story yesterday.
دوستم دیروز مجبور شد قصه قبل از خواب بخونه.
50My partner might pick up the kids later.
همراهم شاید بعداً بچهها رو تحویل بگیره.
