B1 • LESSON 46
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره مرور انگلیسی روزمره با ترجمه فارسی
Everyday English Review
1I’m fine either way.
من هر دو حالت برام خوبه.
2I’m not completely sure.
من کاملاً مطمئن نیستم.
3Did you manage to share the news?
تو تونستی خبر رو با بقیه در میون بذاری؟
4Yes, I managed to share the news.
آره، من بالاخره تونستم خبر رو با بقیه در میون بذارم.
5Have you had time to stay in touch yet?
تو تا حالا وقت کردی در تماس بمونی؟
6Not yet. I haven’t had time to stay in touch.
هنوز نه. من وقت نکردم در تماس بمونم.
7Are you still planning to change the subject?
تو هنوز قصد داری موضوع رو عوض کنی؟
8Yes, I’m still planning to change the subject.
آره، من هنوز قصد دارم موضوع رو عوض کنم.
9Do you still need to report the problem?
تو هنوز باید مشکل رو گزارش کنی؟
10Yes, I still need to report the problem.
آره، من هنوز باید مشکل رو گزارش کنم.
11Have you sent a message yet?
تو یه پیام فرستادی؟
12Not yet, but I’m planning to send a message.
هنوز نه، ولی من قصد دارم یه پیام بفرستم.
13My brother should probably call the client.
برادرم احتمالاً بهتره به مشتری زنگ بزنه.
14My sister ended up leaving early.
خواهرم آخرش زود راه افتاد.
15I am still trying to share my opinion.
من هنوز دارم سعی میکنم نظرم رو در میون بذارم.
16I haven’t given an honest answer yet.
من هنوز یه جواب صادقانه ندادم.
17I am supposed to ask my manager today.
من قراره امروز از مدیرم سؤال بپرسم.
18My sister ended up reading the instructions.
خواهرم آخرش دستورالعمل رو خوند.
19My sister managed to clear up the misunderstanding.
خواهرم بالاخره تونست سوءتفاهم رو برطرف کنه.
20I had to wait for my friend yesterday.
من دیروز مجبور شدم منتظر دوستم بمونم.
21If there’s time, we will talk about the problem.
اگه وقت باشه، ما درباره مشکل حرف میزنیم.
22We may need to stay in touch again.
ما شاید لازم باشه دوباره در تماس بمونیم.
23My sister decided to sum it up.
خواهرم تصمیم گرفت خلاصهاش کنه.
24We might update the schedule later.
ما شاید بعداً برنامه رو بهروز کنیم.
25My sister still has time to share the news.
خواهرم هنوز وقت داره که خبر رو با بقیه در میون بذاره.
26My friend almost forgot to fix the problem.
دوستم نزدیک بود یادش بره مشکل رو حل کنه.
27My friend didn’t get a chance to change the plan.
دوستم فرصت نکرد برنامه رو عوض کنه.
28I am still trying to plan my week.
من هنوز دارم سعی میکنم برای هفتهام برنامهریزی کنم.
29I am supposed to look for my wallet today.
من قراره امروز دنبال کیف پولم بگردم.
30We ended up agreeing with you.
ما آخرش با تو موافقت کردیم.
31My sister has been meaning to think it over.
خواهرم یه مدته قصد داره دربارهاش فکر کنه.
32I had to share my feelings yesterday.
من دیروز مجبور شدم احساساتم رو در میون بذارم.
33If there’s time, my brother will join the meeting.
اگه وقت باشه، برادرم وارد جلسه میشه.
34We may need to spend some time together again.
ما شاید لازم باشه دوباره با هم وقت بگذرونیم.
35My sister decided to ask for clarification.
خواهرم تصمیم گرفت توضیح بیشتر بخواد.
36My brother might wait a minute later.
برادرم شاید بعداً یه دقیقه صبر کنه.
37I still have time to keep my promise.
من هنوز وقت دارم که قولم رو نگه دارم.
38My sister almost forgot to work from home.
خواهرم نزدیک بود یادش بره از خونه کار کنه.
39I didn’t get a chance to find my keys.
من فرصت نکردم کلیدهام رو پیدا کنم.
40My sister has already sent the file.
خواهرم قبلاً فایل رو فرستاد.
41We may need to meet a friend again.
ما شاید لازم باشه دوباره یه دوست رو ببینیم.
42My friend almost forgot to disagree politely.
دوستم نزدیک بود یادش بره مودبانه مخالفت کنه.
43My sister is planning to stay in touch.
خواهرم قصد داره در تماس بمونه.
44We ended up spending some time together.
ما آخرش با هم وقت گذروندیم.
45If there’s time, I will make up.
اگه وقت باشه، من آشتی میکنم.
46My brother has already checked in later.
برادرم قبلاً بعداً دوباره سراغش رفت.
47I might send a message later.
من شاید بعداً یه پیام بفرستم.
48My friend hasn’t thought it over yet.
دوستم هنوز دربارهاش فکر نکرد.
49My sister managed to ask for some space.
خواهرم بالاخره تونست یه کم فاصله بخواد.
50My brother decided to give an example.
برادرم تصمیم گرفت یه مثال بده.
