B2 • LESSON 04
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره متقاعد کردن دیگران با ترجمه فارسی
Persuading Someone
1I don’t see it that way.
من اینطوری بهش نگاه نمیکنم.
2I’d rather not make assumptions.
من ترجیح میدم حدس و گمان نکنم.
3I’d need more information first.
من اول اطلاعات بیشتری لازم دارم.
4I can understand why you feel that way.
میفهمم چرا اینطوری احساس میکنی.
5Are you still open to disagreeing politely?
تو هنوز حاضری مودبانه مخالفت کنی؟
6Yes, I haven’t ruled out disagreeing politely.
آره، من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که مودبانه مخالفت کنم.
7Would you rather review the document now or wait?
تو ترجیح میدی الان سند رو بررسی کنی یا صبر کنی؟
8I’d rather review the document now.
من ترجیح میدم الان سند رو بررسی کنم.
9Would you rather sum it up now or wait?
تو ترجیح میدی الان خلاصهاش کنی یا صبر کنی؟
10I’d rather sum it up now.
من ترجیح میدم الان خلاصهاش کنم.
11Do you think we should keep it simple?
فکر میکنی ما بهتره ساده نگهش کنیم؟
12Yes, I think we should keep it simple.
آره، من فکر میکنم ما بهتره ساده نگهش کنیم.
13Could we call a mechanic instead?
ما میتونیم به جاش به مکانیک زنگ بزنیم؟
14Yes, we could call a mechanic instead.
آره، ما میتونیم به جاش به مکانیک زنگ بزنیم.
15My sister ended up asking for clarification anyway.
خواهرم آخرش به هر حال توضیح بیشتر خواست.
16If things change, I may ask my manager.
اگه شرایط عوض بشه، من شاید از مدیرم سؤال بپرسم.
17My friend would prefer to check the address first.
دوستم ترجیح میده اول آدرس رو چک کنه.
18I am considering keeping it simple.
من دارم فکر میکنم که ساده نگهش کنم.
19I may have to check my email sooner than expected.
من شاید مجبور بشم زودتر از انتظار ایمیلم رو چک کنم.
20My sister could answer the phone now if necessary.
خواهرم اگه لازم باشه الان میتونه گوشی رو جواب بده.
21My sister is not sure whether to call the client.
خواهرم مطمئن نیست که به مشتری زنگ بزنه یا نه.
22We decided to wait before updating the schedule.
ما تصمیم گرفتیم قبل از اینکه برنامه رو بهروز کنیم یه کم صبر کنیم.
23A relative of mine is open to clarifying the question.
یکی از فامیلهام اگه لازم باشه حاضره سؤال رو روشن کنه.
24My sister is not ready to set a boundary yet.
خواهرم هنوز آماده نیست که یه حد و مرز مشخص کنه.
25A relative of mine hasn’t ruled out giving an honest answer.
یکی از فامیلهام هنوز این احتمال رو کنار نذاشته که یه جواب صادقانه بده.
26My brother would rather tell the truth now than wait.
برادرم ترجیح میده الان حقیقت رو بگه تا اینکه صبر کنه.
27My brother would rather wait before reviewing the document.
برادرم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد سند رو بررسی کنه.
28We think it would be better to spend some time together first.
ما فکر میکنیم بهتره اول با هم وقت بگذرونیم.
29I am leaning toward sharing my opinion.
من بیشتر مایلم نظرم رو در میون بذارم.
30I ended up sending a message anyway.
من آخرش به هر حال یه پیام فرستادم.
31My brother may ask for help if things change.
اگه شرایط عوض بشه، برادرم شاید کمک بخواد.
32One of my relatives would prefer to listen carefully first.
یکی از فامیلهام ترجیح میده اول با دقت گوش کنه.
33I am considering showing my ID.
من دارم فکر میکنم که مدرک شناساییام رو نشون بدم.
34I may have to share my feelings sooner than expected.
من شاید مجبور بشم زودتر از انتظار احساساتم رو در میون بذارم.
35My brother could join the meeting now if necessary.
برادرم اگه لازم باشه الان میتونه وارد جلسه بشه.
36My friend is not sure whether to ask for some space.
دوستم مطمئن نیست که یه کم فاصله بخواد یا نه.
37My sister decided to wait before giving an example.
خواهرم تصمیم گرفت قبل از اینکه یه مثال بده یه کم صبر کنه.
38One of my relatives is open to finding a compromise.
یکی از فامیلهام اگه لازم باشه حاضره یه راه میانه پیدا کنه.
39We could stay in touch now if necessary.
ما اگه لازم باشه الان میتونیم در تماس بمونیم.
40My friend hasn’t ruled out changing the subject.
دوستم هنوز این احتمال رو کنار نذاشته که موضوع رو عوض کنه.
41My brother would rather clear up the misunderstanding now than wait.
برادرم ترجیح میده الان سوءتفاهم رو برطرف کنه تا اینکه صبر کنه.
42We would rather wait before fixing the problem.
ما ترجیح میدیم یه کم صبر کنیم و بعد مشکل رو حل کنیم.
43The main issue is that the wording is unclear.
مسئله اصلی اینه که نحوه بیان واضح نیست.
44We may have to adjust because we’re talking about different things.
شاید ما مجبور بشیم برنامه رو عوض کنیم چون داریم درباره دو چیز متفاوت حرف میزنیم.
45The main issue is that I may have misunderstood.
مسئله اصلی اینه که شاید من بد متوجه شدم.
46That matters because I need more context.
این مهمه چون من توضیح بیشتری لازم دارم.
47That could be a problem if I’m not fully convinced.
اگه کاملاً قانع نشدم، ممکنه مشکلساز بشه.
48I haven’t ruled out checking my email.
من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که ایمیلم رو چک کنم.
49I would prefer to ask for some space first.
من ترجیح میدم اول یه کم فاصله بخوام.
50I am not ready to look for my wallet yet.
من هنوز آماده نیستم که دنبال کیف پولم بگردم.
