B2 • LESSON 06
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تعیین مرزها با ترجمه فارسی
Setting Boundaries
1I’d keep that option open.
من اون گزینه رو باز نگه میدارم.
2I wouldn’t take it personally.
من به خودم نمیگرفتم.
3You may have a point.
شاید حق با تو باشه.
4I can see the logic behind it.
منطق پشتش رو میفهمم.
5Would you rather clear up the misunderstanding now or wait?
تو ترجیح میدی الان سوءتفاهم رو برطرف کنی یا صبر کنی؟
6I’d rather clear up the misunderstanding now.
من ترجیح میدم الان سوءتفاهم رو برطرف کنم.
7Do you think we should stay in touch?
فکر میکنی ما بهتره در تماس بمونیم؟
8Yes, I think we should stay in touch.
آره، من فکر میکنم ما بهتره در تماس بمونیم.
9Are you still open to spending some time together?
تو هنوز حاضری با هم وقت بگذرونی؟
10Yes, I haven’t ruled out spending some time together.
آره، من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که با هم وقت بگذرونم.
11Are you still open to reading the school email?
تو هنوز حاضری ایمیل مدرسه رو بخونی؟
12Yes, I haven’t ruled out reading the school email.
آره، من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که ایمیل مدرسه رو بخونم.
13Would you rather find a compromise now or wait?
تو ترجیح میدی الان یه راه میانه پیدا کنی یا صبر کنی؟
14I’d rather find a compromise now.
من ترجیح میدم الان یه راه میانه پیدا کنم.
15We think it would be better to buy the tickets first.
ما فکر میکنیم بهتره اول بلیتها رو بخریم.
16My partner is leaning toward checking on the kids.
همراهم بیشتر مایله حال بچهها رو چک کنه.
17I ended up helping my friend anyway.
من آخرش به هر حال به دوستم کمک کردم.
18We may apologize if things change.
اگه شرایط عوض بشه، ما شاید عذرخواهی کنیم.
19I would prefer to keep my promise first.
من ترجیح میدم اول قولم رو نگه دارم.
20I am considering inviting my friends.
من دارم فکر میکنم که دوستهام رو دعوت کنم.
21My friend could put away the toys now if necessary.
دوستم اگه لازم باشه الان میتونه اسباببازیها رو جمع کنه.
22I am not sure whether to check my calendar.
من مطمئن نیستم که تقویمم رو چک کنم یا نه.
23My partner decided to wait before making dinner for the kids.
همراهم تصمیم گرفت قبل از اینکه برای بچهها شام درست کنه یه کم صبر کنه.
24My partner is open to finding a compromise.
همراهم اگه لازم باشه حاضره یه راه میانه پیدا کنه.
25I am not ready to take a family photo yet.
من هنوز آماده نیستم که یه عکس خانوادگی بگیرم.
26We haven’t ruled out booking a table.
ما هنوز این احتمال رو کنار نذاشتیم که میز رزرو کنیم.
27We would rather ask for clarification now than wait.
ما ترجیح میدیم الان توضیح بیشتر بخوایم تا اینکه صبر کنیم.
28We would rather wait before spending some time together.
ما ترجیح میدیم یه کم صبر کنیم و بعد با هم وقت بگذرونیم.
29I am open to bringing it up later.
من اگه لازم باشه حاضرم بعداً مطرحش کنم.
30Someone close to me is leaning toward helping with homework.
یکی از نزدیکانم بیشتر مایله برای تکالیف کمک کنه.
31My partner ended up setting a boundary anyway.
همراهم آخرش به هر حال یه حد و مرز مشخص کرد.
32If things change, my partner may plan a family day.
اگه شرایط عوض بشه، همراهم شاید برای یه روز خانوادگی برنامهریزی کنه.
33Someone close to me would prefer to bring some snacks first.
یکی از نزدیکانم ترجیح میده اول یه کم خوراکی بیاره.
34My friend is considering disagreeing politely.
دوستم داره فکر میکنه که مودبانه مخالفت کنه.
35We may have to invite a friend sooner than expected.
ما شاید مجبور بشیم زودتر از انتظار یه دوست رو دعوت کنیم.
36My partner could clear up the misunderstanding now if necessary.
همراهم اگه لازم باشه الان میتونه سوءتفاهم رو برطرف کنه.
37My friend is considering waiting until Friday.
دوستم داره فکر میکنه که تا جمعه صبر کنه.
38Someone close to me decided to wait before buying a birthday gift.
یکی از نزدیکانم تصمیم گرفت قبل از اینکه یه هدیه تولد بخره یه کم صبر کنه.
39My partner may check in later if things change.
اگه شرایط عوض بشه، همراهم شاید بعداً دوباره سراغش بره.
40I haven’t ruled out visiting my parents.
من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که به پدر و مادرم سر بزنم.
41Someone close to me would rather ask for some space now than wait.
یکی از نزدیکانم ترجیح میده الان یه کم فاصله بخواد تا اینکه صبر کنه.
42We are considering staying in touch.
ما داریم فکر میکنیم که در تماس بمونیم.
43The main issue is that I need time to think.
مسئله اصلی اینه که من وقت لازم دارم فکر کنم.
44I’ll probably be over coffee.
من احتمالاً سر قهوه هستم.
45I’ll be in private.
من توی خصوصی هستم.
46That could be a problem if I misunderstood you.
اگه من بد متوجه حرفت شدم، ممکنه مشکلساز بشه.
47That matters because we’re both tired.
این مهمه چون هر دومون خستهایم.
48We may have to adjust because I was upset.
شاید ما مجبور بشیم برنامه رو عوض کنیم چون من ناراحت بودم.
49We may have to adjust because I don’t want to argue.
شاید ما مجبور بشیم برنامه رو عوض کنیم چون من نمیخوام دعوا کنم.
50You can find me later.
تو میتونی من رو توی بعداً پیدا کنی.
