انگلیسی مثل آب خوردن
B2 • LESSON 40

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره مشکلات خرید آنلاین با ترجمه فارسی

Online Shopping Problems

1We need to weigh the pros and cons.
ما باید مزایا و معایب رو بسنجیم.
2Can I return this?
می‌تونم این رو پس بدم؟
3That’s too expensive.
این خیلی گرونه.
4Time will tell.
زمان مشخص می‌کنه.
5Would you rather sign the form now or wait?
تو ترجیح می‌دی الان فرم رو امضا کنی یا صبر کنی؟
6I’d rather sign the form now.
من ترجیح می‌دم الان فرم رو امضا کنم.
7Would you rather order lunch now or wait?
تو ترجیح می‌دی الان ناهار سفارش کنی یا صبر کنی؟
8I’d rather order lunch now.
من ترجیح می‌دم الان ناهار سفارش کنم.
9Do you think we should cook dinner?
فکر می‌کنی ما بهتره شام درست کنیم؟
10Yes, I think we should cook dinner.
آره، من فکر می‌کنم ما بهتره شام درست کنیم.
11Could we take out cash instead?
ما می‌تونیم به جاش پول نقد بگیریم؟
12Yes, we could take out cash instead.
آره، ما می‌تونیم به جاش پول نقد بگیریم.
13Are you still open to canceling the booking?
تو هنوز حاضری رزرو رو لغو کنی؟
14Yes, I haven’t ruled out canceling the booking.
آره، من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که رزرو رو لغو کنم.
15We are not ready to drink some water yet.
ما هنوز آماده نیستیم که یه کم آب بخوریم.
16My friend hasn’t ruled out saving the leftovers.
دوستم هنوز این احتمال رو کنار نذاشته که باقی‌مونده غذا رو نگه داره.
17My sister would rather delete the post now than wait.
خواهرم ترجیح می‌ده الان پست رو پاک کنه تا اینکه صبر کنه.
18My sister would rather wait before splitting the bill.
خواهرم ترجیح می‌ده یه کم صبر کنه و بعد صورتحساب رو تقسیم کنه.
19My friend thinks it would be better to wash the fruit first.
دوستم فکر می‌کنه بهتره اول میوه‌ها رو بشوره.
20I am leaning toward picking up my order.
من بیشتر مایلم سفارشم رو تحویل بگیرم.
21I may cancel the booking if things change.
اگه شرایط عوض بشه، من شاید رزرو رو لغو کنم.
22My brother would prefer to deposit a cheque first.
برادرم ترجیح می‌ده اول چک رو واریز کنه.
23My sister is considering sharing a dessert.
خواهرم داره فکر می‌کنه که دسر رو با هم تقسیم کنه.
24My brother may have to check the total sooner than expected.
برادرم شاید مجبور بشه زودتر از انتظار مبلغ کل رو چک کنه.
25My friend could take out cash now if necessary.
دوستم اگه لازم باشه الان می‌تونه پول نقد بگیره.
26My brother is not sure whether to make coffee.
برادرم مطمئن نیست که قهوه درست کنه یا نه.
27I am open to finishing my meal.
من اگه لازم باشه حاضرم غذام رو تموم کنم.
28I am not ready to eat breakfast yet.
من هنوز آماده نیستم که صبحانه بخورم.
29We haven’t ruled out replying to the message.
ما هنوز این احتمال رو کنار نذاشتیم که به پیام جواب بدیم.
30A friend of mine would rather pay by card now than wait.
یکی از دوستام ترجیح می‌ده الان با کارت پرداخت کنه تا اینکه صبر کنه.
31A relative of mine would rather wait before asking for help.
یکی از فامیل‌هام ترجیح می‌ده یه کم صبر کنه و بعد کمک بخواد.
32My sister thinks it would be better to confirm the time first.
خواهرم فکر می‌کنه بهتره اول زمان رو تأیید کنه.
33We are leaning toward cutting the vegetables.
ما بیشتر مایلیم سبزیجات رو خرد کنیم.
34My friend ended up making an appointment anyway.
دوستم آخرش به هر حال وقت گرفت.
35If things change, my sister may choose a color.
اگه شرایط عوض بشه، خواهرم شاید یه رنگ انتخاب کنه.
36A relative of mine would prefer to make a budget first.
یکی از فامیل‌هام ترجیح می‌ده اول بودجه درست کنه.
37We are considering keeping the receipt.
ما داریم فکر می‌کنیم که رسید رو نگه داریم.
38A friend of mine could order lunch now if necessary.
یکی از دوستام اگه لازم باشه الان می‌تونه ناهار سفارش کنه.
39I am not sure whether to use my card.
من مطمئن نیستم که از کارتم استفاده کنم یا نه.
40We decided to wait before changing the booking.
ما تصمیم گرفتیم قبل از اینکه رزرو رو تغییر کنیم یه کم صبر کنیم.
41We are open to reading the comments.
ما اگه لازم باشه حاضریم نظرها رو بخونیم.
42I am not ready to mute my microphone yet.
من هنوز آماده نیستم که میکروفنم رو بی‌صدا کنم.
43The main issue is that it’s too expensive.
مسئله اصلی اینه که خیلی گرونه.
44We may have to adjust because I changed my mind.
شاید ما مجبور بشیم برنامه رو عوض کنیم چون نظرم عوض شد.
45The main issue is that I found a better one.
مسئله اصلی اینه که یه بهترش رو پیدا کردم.
46You can find me at the grocery store.
تو می‌تونی من رو توی فروشگاه مواد غذایی پیدا کنی.
47That matters because it doesn’t fit.
این مهمه چون اندازه‌ام نیست.
48That could be a problem if the price was wrong.
اگه قیمت اشتباه بود، ممکنه مشکل‌ساز بشه.
49I’ll probably be in the fitting room.
من احتمالاً توی اتاق پرو هستم.
50I’ll be at the mall.
من توی مرکز خرید هستم.