انگلیسی مثل آب خوردن
C1 • LESSON 19

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره احساسات پیچیده با انگلیسی ساده با ترجمه فارسی

Complex Feelings in Simple English

1That can wait.
اون می‌تونه صبر کنه.
2I’m trying to be mindful of that.
من دارم سعی می‌کنم حواسم به اون باشه.
3Have you had a chance to ask for clarification?
تو فرصت کردی توضیح بیشتر بخوای؟
4Yes, I’ve had a chance to ask for clarification.
آره، من فرصت کردم توضیح بیشتر بخوام.
5Have you thought about asking a question?
تو به این فکر کردی که یه سؤال بپرسی؟
6Yes, I’m still considering asking a question.
آره، من هنوز دارم فکر می‌کنم که یه سؤال بپرسم یا نه.
7Would you be comfortable asking for some space if needed?
اگه لازم باشه، حاضری یه کم فاصله بخوای؟
8Yes, I’d be comfortable asking for some space.
آره، من باهاش مشکلی ندارم و می‌تونم یه کم فاصله بخوام.
9Do you think it would be better to make dinner for the kids?
فکر می‌کنی بهتره برای بچه‌ها شام درست کنیم؟
10Possibly. Making dinner for the kids may be the better option.
شاید. ممکنه بهتر باشه برای بچه‌ها شام درست کنیم.
11Do you still think we should buy the tickets?
هنوز فکر می‌کنی ما بهتره بلیت‌ها رو بخریم؟
12Yes, I still think we should buy the tickets.
آره، من هنوز فکر می‌کنم ما بهتره بلیت‌ها رو بخریم.
13I would rather check my calendar now than put it off.
من ترجیح می‌دم الان تقویمم رو چک کنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
14My friend may need to make dinner for the kids sooner than expected.
دوستم شاید لازم باشه زودتر از انتظار برای بچه‌ها شام درست کنه.
15We are prepared to clarify the question if necessary.
ما اگه لازم باشه آماده‌ایم سؤال رو روشن کنیم.
16My partner decided to invite a friend after all.
همراهم آخرش تصمیم گرفت که یه دوست رو دعوت کنه.
17My partner has been meaning to confirm the plan.
همراهم یه مدته قصد داره برنامه رو تأیید کنه.
18My partner plans to ask a question unless something changes.
همراهم قصد داره یه سؤال بپرسه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
19We are willing to tell the truth if that helps.
ما اگه کمک کنه حاضریم حقیقت رو بگیم.
20We are not convinced that finding a compromise is necessary.
ما مطمئن نیستیم که واقعاً لازم باشه یه راه میانه پیدا کنیم.
21I would prefer to visit my parents before doing anything else.
من ترجیح می‌دم قبل از هر کار دیگه‌ای به پدر و مادرم سر بزنم.
22My friend is still weighing whether to think it over.
دوستم هنوز داره فکر می‌کنه که درباره‌اش فکر کنه یا نه.
23My friend hasn’t ruled out booking a table.
دوستم هنوز این احتمال رو کنار نذاشته که میز رزرو کنه.
24I would rather visit my family now than put it off.
من ترجیح می‌دم الان به خانواده‌ام سر بزنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
25A friend of mine is prepared to give an honest answer if necessary.
یکی از دوستام اگه لازم باشه آماده‌ست یه جواب صادقانه بده.
26Someone close to me decided to pack a snack after all.
یکی از نزدیکانم آخرش تصمیم گرفت که میان‌وعده آماده کنه.
27My partner is open to buying a birthday gift if needed.
همراهم اگه لازم باشه حاضره یه هدیه تولد بخره.
28Someone close to me has been meaning to take a family photo.
یکی از نزدیکانم یه مدته قصد داره یه عکس خانوادگی بگیره.
29I am willing to set a boundary if that helps.
من اگه کمک کنه حاضرم یه حد و مرز مشخص کنم.
30My partner is not convinced that sharing the chores is necessary.
همراهم مطمئن نیست که واقعاً لازم باشه کارهای خونه رو تقسیم کنه.
31We would prefer to send a message before doing anything else.
ما ترجیح می‌دیم قبل از هر کار دیگه‌ای یه پیام بفرستیم.
32We haven’t ruled out reading the school email.
ما هنوز این احتمال رو کنار نذاشتیم که ایمیل مدرسه رو بخونیم.
33My friend would rather join the group now than put it off.
دوستم ترجیح می‌ده الان به گروه ملحق بشه تا اینکه بندازمش برای بعد.
34A friend of mine may need to buy the tickets sooner than expected.
یکی از دوستام شاید لازم باشه زودتر از انتظار بلیت‌ها رو بخره.
35Someone close to me is prepared to leave at six if necessary.
یکی از نزدیکانم اگه لازم باشه آماده‌ست ساعت شش راه بیفته.
36We decided to make up after all.
ما آخرش تصمیم گرفتیم که آشتی کنیم.
37We are open to reading a bedtime story if needed.
ما اگه لازم باشه حاضریم قصه قبل از خواب بخونیم.
38My partner has been meaning to talk about the problem.
همراهم یه مدته قصد داره درباره مشکل حرف بزنه.
39I think it would be better to sum it up first.
من فکر می‌کنم بهتره اول خلاصه‌اش کنم.
40My friend plans to bring some snacks unless something changes.
دوستم قصد داره یه کم خوراکی بیاره، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
41The difficulty is that I need time to think.
مشکل اینه که من وقت لازم دارم فکر کنم.
42What concerns me is that I misunderstood you.
چیزی که من رو نگران می‌کنه اینه که من بد متوجه حرفت شدم.
43What complicates things is that I was upset.
چیزی که اوضاع رو پیچیده می‌کنه اینه که من ناراحت بودم.
44What complicates things is that I don’t want to argue.
چیزی که اوضاع رو پیچیده می‌کنه اینه که من نمی‌خوام دعوا کنم.
45That changes things because we’re both tired.
این شرایط رو عوض می‌کنه چون هر دومون خسته‌ایم.
46Someone close to me is prepared to buy a birthday gift if necessary.
یکی از نزدیکانم اگه لازم باشه آماده‌ست یه هدیه تولد بخره.
47I may need to bring some snacks sooner than expected.
من شاید لازم باشه زودتر از انتظار یه کم خوراکی بیارم.
48We would rather clear up the misunderstanding now than put it off.
ما ترجیح می‌دیم الان سوءتفاهم رو برطرف کنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
49My partner is still weighing whether to give an honest answer.
همراهم هنوز داره فکر می‌کنه که یه جواب صادقانه بده یا نه.
50We would prefer to meet a friend before doing anything else.
ما ترجیح می‌دیم قبل از هر کار دیگه‌ای یه دوست رو ببینیم.