C2 • LESSON 07
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره مرزهای قاطع اما مؤدبانه با ترجمه فارسی
Firm but Polite Boundaries
1I’d rather not force it.
من ترجیح میدم به زور جلوش نبریم.
2That’s a fine line.
مرز خیلی ظریفیه.
3I’d leave it there.
من همینجا تمومش میکنم.
4That’s a judgement call.
این دیگه به قضاوت بستگی داره.
5Have you made up your mind about packing a snack?
تو تصمیم گرفتی که میانوعده آماده کنی یا نه؟
6Not yet. I’m still considering packing a snack.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر میکنم که میانوعده آماده کنم یا نه.
7Would you still give an example if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای یه مثال بدی؟
8Probably. I’d still give an example, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم یه مثال میدم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
9What would make you reconsider asking for clarification?
چی باعث میشه دوباره بررسی کنی که توضیح بیشتر بخوای یا نه؟
10New information might make me reconsider asking for clarification.
اطلاعات جدید ممکنه باعث بشه دوباره بررسی کنم که توضیح بیشتر بخوام یا نه.
11Are you leaning toward taking a family photo?
تو بیشتر مایلی یه عکس خانوادگی بگیری؟
12Yes, I’m leaning toward taking a family photo.
آره، من بیشتر مایلم یه عکس خانوادگی بگیرم.
13Would you rule out buying the tickets completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که بلیتها رو بخری؟
14No, I’d still consider buying the tickets.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که بلیتها رو بخرم.
15My partner would lean toward coming early.
همراهم بیشتر مایله زود بیاد.
16I think helping my friend is probably the better option.
من فکر میکنم احتمالاً بهتره به دوستم کمک کنم.
17I am prepared to change the subject if necessary.
من اگه لازم باشه آمادهام موضوع رو عوض کنم.
18My partner is leaning toward disagreeing politely.
همراهم بیشتر مایله مودبانه مخالفت کنه.
19My friend wouldn’t rule out visiting a relative.
دوستم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که به یکی از فامیل سر بزنه.
20My partner would lean toward canceling the plan.
همراهم بیشتر مایله برنامه رو لغو کنه.
21Someone close to me would rather buy the tickets than put it off.
یکی از نزدیکانم ترجیح میده بلیتها رو بخره تا اینکه بندازمش برای بعد.
22My partner would prefer to ask a question sooner rather than later.
همراهم ترجیح میده زودتر یه سؤال بپرسه.
23Someone close to me may as well find a compromise.
یکی از نزدیکانم بد نیست یه راه میانه پیدا کنه.
24My partner might reconsider packing a snack.
همراهم شاید دوباره فکر کنه که میانوعده آماده کنه یا نه.
25Someone close to me wouldn’t mind summing it up.
یکی از نزدیکانم مشکلی نداره که خلاصهاش کنه.
26My friend is leaning toward bringing it up later.
دوستم بیشتر مایله بعداً مطرحش کنه.
27My friend is still considering whether to change the time.
دوستم هنوز داره فکر میکنه که ساعت رو عوض کنه یا نه.
28I would be happy to take a family photo.
من با کمال میل حاضرم یه عکس خانوادگی بگیرم.
29A friend of mine is prepared to bring some snacks if necessary.
یکی از دوستام اگه لازم باشه آمادهست یه کم خوراکی بیاره.
30My partner is leaning toward asking for some space.
همراهم بیشتر مایله یه کم فاصله بخواد.
31I wouldn’t rule out thinking it over.
من کاملاً این احتمال رو رد نمیکنم که دربارهاش فکر کنم.
32My friend would lean toward putting away the toys.
دوستم بیشتر مایله اسباببازیها رو جمع کنه.
33A friend of mine would rather read the school email than put it off.
یکی از دوستام ترجیح میده ایمیل مدرسه رو بخونه تا اینکه بندازمش برای بعد.
34Someone close to me would prefer to send the address sooner rather than later.
یکی از نزدیکانم ترجیح میده زودتر آدرس رو بفرسته.
35My friend may as well check on the kids.
دوستم بد نیست حال بچهها رو چک کنه.
36I might reconsider checking my calendar.
من شاید دوباره فکر کنم که تقویمم رو چک کنم یا نه.
37We wouldn’t mind inviting a friend.
ما مشکلی نداریم که یه دوست رو دعوت کنیم.
38We would rather wait before helping with homework.
ما ترجیح میدیم یه کم صبر کنیم و بعد برای تکالیف کمک کنیم.
39I may as well meet after work.
من بد نیست بعد از کار همدیگه رو ببینم.
40My partner would be happy to set a boundary.
همراهم با کمال میل حاضره یه حد و مرز مشخص کنه.
41Someone close to me is leaning toward planning a family day.
یکی از نزدیکانم بیشتر مایله برای یه روز خانوادگی برنامهریزی کنه.
42We’d lean toward clearing up the misunderstanding.
ما بیشتر مایلیم سوءتفاهم رو برطرف کنیم.
43That changes the picture because I was upset.
این شرایط رو عوض میکنه چون من ناراحت بودم.
44The sticking point is that I misunderstood you.
نکتهای که کار رو گیر میاندازه اینه که من بد متوجه حرفت شدم.
45That changes the picture because I don’t want to argue.
این شرایط رو عوض میکنه چون من نمیخوام دعوا کنم.
46That’s relevant because I need time to think.
این مهمه چون من وقت لازم دارم فکر کنم.
47The catch is that we’re both tired.
مشکلش اینه که هر دومون خستهایم.
48My partner is still considering whether to buy the tickets.
همراهم هنوز داره فکر میکنه که بلیتها رو بخره یا نه.
49We wouldn’t mind reading a bedtime story.
ما مشکلی نداریم که قصه قبل از خواب بخونیم.
50A friend of mine plans to stay in touch unless something changes.
یکی از دوستام قصد داره در تماس بمونه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
