C2 • LESSON 14
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره نگاه به گذشته با جملههای کوتاه با ترجمه فارسی
Hindsight Without Long Sentences
1That’s not a deal-breaker.
اون چیزی نیست که همهچیز رو خراب کنه.
2I’d challenge that framing.
من با این نحوه مطرح کردن موضوع موافق نیستم.
3I’m not attached to the idea.
من به این ایده وابسته نیستم.
4I’d leave it there for now.
من فعلاً همینجا تمومش میکنم.
5What would make you reconsider asking for help?
چی باعث میشه دوباره بررسی کنی که کمک بخوای یا نه؟
6New information might make me reconsider asking for help.
اطلاعات جدید ممکنه باعث بشه دوباره بررسی کنم که کمک بخوام یا نه.
7Are you leaning toward asking for clarification?
تو بیشتر مایلی توضیح بیشتر بخوای؟
8Yes, I’m leaning toward asking for clarification.
آره، من بیشتر مایلم توضیح بیشتر بخوام.
9Would you rule out trying again completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که دوباره امتحان کنی؟
10No, I’d still consider trying again.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که دوباره امتحان کنم.
11Have you made up your mind about joining the group?
تو تصمیم گرفتی که به گروه ملحق بشی یا نه؟
12Not yet. I’m still considering joining the group.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر میکنم که به گروه ملحق بشم یا نه.
13Would you still send a message if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای یه پیام بفرستی؟
14Probably. I’d still send a message, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم یه پیام میفرستم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
15We would rather call the client than put it off.
ما ترجیح میدیم به مشتری زنگ بزنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
16My brother would prefer to think it over sooner rather than later.
برادرم ترجیح میده زودتر دربارهاش فکر کنه.
17I might reconsider taking a break.
من شاید دوباره فکر کنم که یه استراحت کنم یا نه.
18I wouldn’t mind explaining my point.
من مشکلی ندارم که منظورم رو توضیح کنم.
19I am still considering whether to keep my promise.
من هنوز دارم فکر میکنم که قولم رو نگه دارم یا نه.
20My brother would be happy to ask for clarification.
برادرم با کمال میل حاضره توضیح بیشتر بخواد.
21My friend thinks keeping it simple is probably the better option.
دوستم فکر میکنه احتمالاً بهتره ساده نگهش کنه.
22My brother is leaning toward sharing the news.
برادرم بیشتر مایله خبر رو با بقیه در میون بذاره.
23My sister wouldn’t rule out helping a coworker.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که به یه همکار کمک کنه.
24I’d lean toward sharing my opinion.
من بیشتر مایلم نظرم رو در میون بذارم.
25One of my relatives would prefer to send a message sooner rather than later.
یکی از فامیلهام ترجیح میده زودتر یه پیام بفرسته.
26My brother may as well read the instructions.
برادرم بد نیست دستورالعمل رو بخونه.
27I might reconsider checking my email.
من شاید دوباره فکر کنم که ایمیلم رو چک کنم یا نه.
28My friend wouldn’t mind talking about the problem.
دوستم مشکلی نداره که درباره مشکل حرف بزنه.
29I would rather wait before trying again.
من ترجیح میدم یه کم صبر کنم و بعد دوباره امتحان کنم.
30My friend is still considering whether to give an honest answer.
دوستم هنوز داره فکر میکنه که یه جواب صادقانه بده یا نه.
31My sister plans to call a mechanic unless something changes.
خواهرم قصد داره به مکانیک زنگ بزنه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
32I would be happy to invite my friends.
من با کمال میل حاضرم دوستهام رو دعوت کنم.
33We are prepared to ask for help if necessary.
ما اگه لازم باشه آمادهایم کمک بخوایم.
34My sister thinks staying in touch is probably the better option.
خواهرم فکر میکنه احتمالاً بهتره در تماس بمونه.
35One of my relatives wouldn’t rule out joining the meeting.
یکی از فامیلهام کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که وارد جلسه بشه.
36We think making plans together is probably the better option.
ما فکر میکنیم احتمالاً بهتره با هم برنامهریزی کنیم.
37We would rather give an example than put it off.
ما ترجیح میدیم یه مثال بدیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
38A relative of mine would prefer to make up sooner rather than later.
یکی از فامیلهام ترجیح میده زودتر آشتی کنه.
39My sister may as well change the plan.
خواهرم بد نیست برنامه رو عوض کنه.
40We would be happy to leave early.
ما با کمال میل حاضریم زود راه بیفتیم.
41I wouldn’t mind finding my keys.
من مشکلی ندارم که کلیدهام رو پیدا کنم.
42A relative of mine would rather wait before clarifying the question.
یکی از فامیلهام ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد سؤال رو روشن کنه.
43My brother would lean toward summing it up.
برادرم بیشتر مایله خلاصهاش کنه.
44I am prepared to leave early if necessary.
من اگه لازم باشه آمادهام زود راه بیفتم.
45We are leaning toward asking a question.
ما بیشتر مایلیم یه سؤال بپرسیم.
46My sister thinks helping a coworker is probably the better option.
خواهرم فکر میکنه احتمالاً بهتره به یه همکار کمک کنه.
47One of my relatives would be happy to make up.
یکی از فامیلهام با کمال میل حاضره آشتی کنه.
48I’d lean toward waiting for my friend.
من بیشتر مایلم منتظر دوستم بمونم.
49My brother might reconsider reporting the problem.
برادرم شاید دوباره فکر کنه که مشکل رو گزارش کنه یا نه.
50I may as well fix the problem.
من بد نیست مشکل رو حل کنم.
