انگلیسی مثل آب خوردن

کدومهاتون پول دوست دارید؟؟؟؟ در انگلیسی؛ معنی، کاربرد و ۵۰ مثال با ترجمه فارسی

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
Money is tight right now.
الان از نظر مالی در مضیقه‌ام.
2
It costs an arm and a leg.
خیلی گران است.
3
I'm trying to save money.
دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.
4
I can't afford it.
از پس هزینه‌اش برنمی‌آیم.
5
That's a good deal.
معامله خوبی است.
6
I'm broke.
پول ندارم.
7
It's worth the money.
ارزش پولش را دارد.
8
Let's split the bill.
بیایید صورت‌حساب را تقسیم کنیم.
9
He makes good money.
درآمد خوبی دارد.
10
Don't waste your money.
پولت را هدر نده.
11
For example, Money is tight right now.
مثلاً: الان از نظر مالی در مضیقه‌ام.
12
You could say, Money is tight right now.
می‌توانید بگویید: الان از نظر مالی در مضیقه‌ام.
13
In a casual conversation: Money is tight right now.
در یک مکالمه خودمانی: الان از نظر مالی در مضیقه‌ام.
14
A natural way to say it is: Money is tight right now.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: الان از نظر مالی در مضیقه‌ام.
15
For example, It costs an arm and a leg.
مثلاً: خیلی گران است.
16
You could say, It costs an arm and a leg.
می‌توانید بگویید: خیلی گران است.
17
In a casual conversation: It costs an arm and a leg.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی گران است.
18
A natural way to say it is: It costs an arm and a leg.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی گران است.
19
For example, I'm trying to save money.
مثلاً: دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.
20
You could say, I'm trying to save money.
می‌توانید بگویید: دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.
21
In a casual conversation: I'm trying to save money.
در یک مکالمه خودمانی: دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.
22
A natural way to say it is: I'm trying to save money.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.
23
For example, I can't afford it.
مثلاً: از پس هزینه‌اش برنمی‌آیم.
24
You could say, I can't afford it.
می‌توانید بگویید: از پس هزینه‌اش برنمی‌آیم.
25
In a casual conversation: I can't afford it.
در یک مکالمه خودمانی: از پس هزینه‌اش برنمی‌آیم.
26
A natural way to say it is: I can't afford it.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: از پس هزینه‌اش برنمی‌آیم.
27
For example, That's a good deal.
مثلاً: معامله خوبی است.
28
You could say, That's a good deal.
می‌توانید بگویید: معامله خوبی است.
29
In a casual conversation: That's a good deal.
در یک مکالمه خودمانی: معامله خوبی است.
30
A natural way to say it is: That's a good deal.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: معامله خوبی است.
31
For example, I'm broke.
مثلاً: پول ندارم.
32
You could say, I'm broke.
می‌توانید بگویید: پول ندارم.
33
In a casual conversation: I'm broke.
در یک مکالمه خودمانی: پول ندارم.
34
A natural way to say it is: I'm broke.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: پول ندارم.
35
For example, It's worth the money.
مثلاً: ارزش پولش را دارد.
36
You could say, It's worth the money.
می‌توانید بگویید: ارزش پولش را دارد.
37
In a casual conversation: It's worth the money.
در یک مکالمه خودمانی: ارزش پولش را دارد.
38
A natural way to say it is: It's worth the money.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: ارزش پولش را دارد.
39
For example, Let's split the bill.
مثلاً: بیایید صورت‌حساب را تقسیم کنیم.
40
You could say, Let's split the bill.
می‌توانید بگویید: بیایید صورت‌حساب را تقسیم کنیم.
41
In a casual conversation: Let's split the bill.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید صورت‌حساب را تقسیم کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's split the bill.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید صورت‌حساب را تقسیم کنیم.
43
For example, He makes good money.
مثلاً: درآمد خوبی دارد.
44
You could say, He makes good money.
می‌توانید بگویید: درآمد خوبی دارد.
45
In a casual conversation: He makes good money.
در یک مکالمه خودمانی: درآمد خوبی دارد.
46
A natural way to say it is: He makes good money.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: درآمد خوبی دارد.
47
For example, Don't waste your money.
مثلاً: پولت را هدر نده.
48
You could say, Don't waste your money.
می‌توانید بگویید: پولت را هدر نده.
49
In a casual conversation: Don't waste your money.
در یک مکالمه خودمانی: پولت را هدر نده.
50
A natural way to say it is: Don't waste your money.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: پولت را هدر نده.

مطالب و توضیحات اصلی درس

کدومهاتون پول دوست دارید؟؟؟؟
چون این روزها پول حرف اول رو میزنه
.
یه اصطلاح داریم که میگه:
Money Talks
پول حرف اول رو میزنه/ آدم پولدار هرکاری دلش بخواد میکنه
.
در امریکایی عامیانه و در ادامه عبارت داریم
Money Talks, Bullshit Walks
یعنی:
حرف مفت تو رو جایی نمیرسونه؛ این پول است که تعیین کننده است
.
مثال:
Money Talks, Bullshit Walks, pay the price, or walk it twice.
پول حرف اول رو میزنه؛ نه حرف مفت؛ یا پول رو پرداخت کن؛ با بدو برو پی کارت
.
I can't compete against rich old Mrs. Jones. She'll get her way because money talks.
من نمیتونم در مقابل خانم جونز پیر رقابت کنم، اون کلک خودش رو داره، چون پوله که تعیین کننده است
.نکته:
get your own way:
to succeed in persuading other people to let you do what you want 
.
Don't worry. I have a way of getting things done. Money talks. 
نگران نباش؛ من یه راهی دارم که اینکارها انجام میشوند؛ پول حرف اول رو میزنه