انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات انگلیسی درباره غذا و خوردن؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | عبارات پرکاربرد در متن­ها و اخبار 1 در انگلیسی مثل آب خوردن

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
I'm starving.
از گرسنگی دارم می‌میرم.
2
That looks delicious.
خیلی خوشمزه به نظر می‌رسد.
3
I'm full.
سیرم.
4
Let's grab a bite.
بیایید چیزی بخوریم.
5
It's not my cup of tea.
مورد علاقه من نیست.
6
This is mouth-watering.
آب دهان آدم را راه می‌اندازد.
7
I have a sweet tooth.
خیلی شیرینی دوست دارم.
8
The food hit the spot.
غذا دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
9
I'm craving pizza.
هوس پیتزا کرده‌ام.
10
Help yourself.
بفرمایید؛ خودتان بردارید.
11
For example, I'm starving.
مثلاً: از گرسنگی دارم می‌میرم.
12
You could say, I'm starving.
می‌توانید بگویید: از گرسنگی دارم می‌میرم.
13
In a casual conversation: I'm starving.
در یک مکالمه خودمانی: از گرسنگی دارم می‌میرم.
14
A natural way to say it is: I'm starving.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: از گرسنگی دارم می‌میرم.
15
For example, That looks delicious.
مثلاً: خیلی خوشمزه به نظر می‌رسد.
16
You could say, That looks delicious.
می‌توانید بگویید: خیلی خوشمزه به نظر می‌رسد.
17
In a casual conversation: That looks delicious.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی خوشمزه به نظر می‌رسد.
18
A natural way to say it is: That looks delicious.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی خوشمزه به نظر می‌رسد.
19
For example, I'm full.
مثلاً: سیرم.
20
You could say, I'm full.
می‌توانید بگویید: سیرم.
21
In a casual conversation: I'm full.
در یک مکالمه خودمانی: سیرم.
22
A natural way to say it is: I'm full.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سیرم.
23
For example, Let's grab a bite.
مثلاً: بیایید چیزی بخوریم.
24
You could say, Let's grab a bite.
می‌توانید بگویید: بیایید چیزی بخوریم.
25
In a casual conversation: Let's grab a bite.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید چیزی بخوریم.
26
A natural way to say it is: Let's grab a bite.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید چیزی بخوریم.
27
For example, It's not my cup of tea.
مثلاً: مورد علاقه من نیست.
28
You could say, It's not my cup of tea.
می‌توانید بگویید: مورد علاقه من نیست.
29
In a casual conversation: It's not my cup of tea.
در یک مکالمه خودمانی: مورد علاقه من نیست.
30
A natural way to say it is: It's not my cup of tea.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: مورد علاقه من نیست.
31
For example, This is mouth-watering.
مثلاً: آب دهان آدم را راه می‌اندازد.
32
You could say, This is mouth-watering.
می‌توانید بگویید: آب دهان آدم را راه می‌اندازد.
33
In a casual conversation: This is mouth-watering.
در یک مکالمه خودمانی: آب دهان آدم را راه می‌اندازد.
34
A natural way to say it is: This is mouth-watering.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: آب دهان آدم را راه می‌اندازد.
35
For example, I have a sweet tooth.
مثلاً: خیلی شیرینی دوست دارم.
36
You could say, I have a sweet tooth.
می‌توانید بگویید: خیلی شیرینی دوست دارم.
37
In a casual conversation: I have a sweet tooth.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی شیرینی دوست دارم.
38
A natural way to say it is: I have a sweet tooth.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی شیرینی دوست دارم.
39
For example, The food hit the spot.
مثلاً: غذا دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
40
You could say, The food hit the spot.
می‌توانید بگویید: غذا دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
41
In a casual conversation: The food hit the spot.
در یک مکالمه خودمانی: غذا دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
42
A natural way to say it is: The food hit the spot.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: غذا دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
43
For example, I'm craving pizza.
مثلاً: هوس پیتزا کرده‌ام.
44
You could say, I'm craving pizza.
می‌توانید بگویید: هوس پیتزا کرده‌ام.
45
In a casual conversation: I'm craving pizza.
در یک مکالمه خودمانی: هوس پیتزا کرده‌ام.
46
A natural way to say it is: I'm craving pizza.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: هوس پیتزا کرده‌ام.
47
For example, Help yourself.
مثلاً: بفرمایید؛ خودتان بردارید.
48
You could say, Help yourself.
می‌توانید بگویید: بفرمایید؛ خودتان بردارید.
49
In a casual conversation: Help yourself.
در یک مکالمه خودمانی: بفرمایید؛ خودتان بردارید.
50
A natural way to say it is: Help yourself.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بفرمایید؛ خودتان بردارید.

مطالب و توضیحات اصلی درس

عبارات پرکاربرد در متن­ها و اخبار 1 در انگلیسی مثل آب خوردن


سیستم قوی مراقبت­های بهداشتی
Strong care health system
اقتصاد با رشد سریع
Fast-growing economy
تا سال دو هزار
By the year 2000
گروه مستقر در ژنو
The Geneva-based group
با سرعتی
At a pace
در اوایل دهه 1980
In the early 1980s
در مقام مقایسه
As compared with
به درجات مختلف
To varying degrees
بی میلی، بیزاری
Unwillingness
حیاتی، جدی
Crucial
موسسات دینی
Religious institutions
این تراژدی بزرگ
The immense tragedy
رکوردهای جدیدی
New records
پاکت­های تجاری
Business envelopes
کار وقت گیر
Time-consuming task
سیستم­های کامپیوتری چاپ لیزری
Computerized laser-printing systems
استعمال کنندگان مختلف / بیشمار
Numerous users
کشمکش در کرواسی
The conflict in Croatia
اعلام اسقلال
Declaration of independence
آنها (تانک­ها) اتومبیل­ها را له کردند و موانع را شکسته و پشت سر گذاشتند.
They crushed cars and burst through barriers