انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات انگلیسی کار و محیط کار؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | جملات کاربردی زبان انگلیسی در مورد غذاها انواع غذاها، پختن و سرخ

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
I'm swamped with work.
سرم خیلی شلوغ است.
2
Let's get down to business.
بیایید برویم سر اصل کار.
3
I'm calling it a day.
برای امروز کار را تمام می‌کنم.
4
We're on a tight schedule.
برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
5
Let's touch base tomorrow.
فردا دوباره هماهنگ کنیم.
6
I'll keep you posted.
در جریان نگهت می‌دارم.
7
We need to meet the deadline.
باید به مهلت مقرر برسیم.
8
Let's think outside the box.
بیایید خلاقانه فکر کنیم.
9
I'm tied up right now.
الان خیلی گرفتارم.
10
Let's get the ball rolling.
بیایید کار را شروع کنیم.
11
For example, I'm swamped with work.
مثلاً: سرم خیلی شلوغ است.
12
You could say, I'm swamped with work.
می‌توانید بگویید: سرم خیلی شلوغ است.
13
In a casual conversation: I'm swamped with work.
در یک مکالمه خودمانی: سرم خیلی شلوغ است.
14
A natural way to say it is: I'm swamped with work.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سرم خیلی شلوغ است.
15
For example, Let's get down to business.
مثلاً: بیایید برویم سر اصل کار.
16
You could say, Let's get down to business.
می‌توانید بگویید: بیایید برویم سر اصل کار.
17
In a casual conversation: Let's get down to business.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید برویم سر اصل کار.
18
A natural way to say it is: Let's get down to business.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید برویم سر اصل کار.
19
For example, I'm calling it a day.
مثلاً: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
20
You could say, I'm calling it a day.
می‌توانید بگویید: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
21
In a casual conversation: I'm calling it a day.
در یک مکالمه خودمانی: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
22
A natural way to say it is: I'm calling it a day.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
23
For example, We're on a tight schedule.
مثلاً: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
24
You could say, We're on a tight schedule.
می‌توانید بگویید: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
25
In a casual conversation: We're on a tight schedule.
در یک مکالمه خودمانی: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
26
A natural way to say it is: We're on a tight schedule.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
27
For example, Let's touch base tomorrow.
مثلاً: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
28
You could say, Let's touch base tomorrow.
می‌توانید بگویید: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
29
In a casual conversation: Let's touch base tomorrow.
در یک مکالمه خودمانی: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
30
A natural way to say it is: Let's touch base tomorrow.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
31
For example, I'll keep you posted.
مثلاً: در جریان نگهت می‌دارم.
32
You could say, I'll keep you posted.
می‌توانید بگویید: در جریان نگهت می‌دارم.
33
In a casual conversation: I'll keep you posted.
در یک مکالمه خودمانی: در جریان نگهت می‌دارم.
34
A natural way to say it is: I'll keep you posted.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: در جریان نگهت می‌دارم.
35
For example, We need to meet the deadline.
مثلاً: باید به مهلت مقرر برسیم.
36
You could say, We need to meet the deadline.
می‌توانید بگویید: باید به مهلت مقرر برسیم.
37
In a casual conversation: We need to meet the deadline.
در یک مکالمه خودمانی: باید به مهلت مقرر برسیم.
38
A natural way to say it is: We need to meet the deadline.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید به مهلت مقرر برسیم.
39
For example, Let's think outside the box.
مثلاً: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
40
You could say, Let's think outside the box.
می‌توانید بگویید: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
41
In a casual conversation: Let's think outside the box.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's think outside the box.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
43
For example, I'm tied up right now.
مثلاً: الان خیلی گرفتارم.
44
You could say, I'm tied up right now.
می‌توانید بگویید: الان خیلی گرفتارم.
45
In a casual conversation: I'm tied up right now.
در یک مکالمه خودمانی: الان خیلی گرفتارم.
46
A natural way to say it is: I'm tied up right now.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: الان خیلی گرفتارم.
47
For example, Let's get the ball rolling.
مثلاً: بیایید کار را شروع کنیم.
48
You could say, Let's get the ball rolling.
می‌توانید بگویید: بیایید کار را شروع کنیم.
49
In a casual conversation: Let's get the ball rolling.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید کار را شروع کنیم.
50
A natural way to say it is: Let's get the ball rolling.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید کار را شروع کنیم.

مطالب و توضیحات اصلی درس

جملات کاربردی زبان انگلیسی در مورد غذاها انواع غذاها، پختن و سرخ کردن

۱- غذای آب پز زیاد می خوری؟
Do you eat a lot of boiled food?                                                                               
 
2- یک تخم مرغ آب پز(سفت)/ عسلی می خواهم.
I want a hard-boiled/soft-boiled egg.
 
3- ماهی را سرخ بکنم؟
Shall I fry the fish?
 
4- وقت آنست که گوشت را کباب کنیم.
It’s time to grill the meat.
 
5- می خواهم مرغ(جوجه) را داخل فر بگذارم.
I want to roast the chicken.
 
6- گاهی سبزیجات را با بخار می پزم.
I sometimes cook vegetables with steam.
 
7- ماهی دودی دوست داری؟
Do you like smoked fish?
 
8- نه ماهی شور دوست دارم.
No ,I like pickled salmon.
 
9-فکر می کنم چیزی دارد می سوزد.
I think something is burning.
 
10- نگاه کن! شیر دارد سر می رود.
Look! The milk is boiling over.
 
11- بگذار کره آب شود.
Let the butter melt.
 
12- بگذار گوشت به مدت دو ساعت آرام بجوشد.
Let the meat simmer for two hours.
 
13- این قابلمه برای آرام پخت گوشت و سبزیجات خوب است.
This pan is good for poaching meat and vegetables.
 
14- بندرت از دیگ زودپز استفاده می کنم.
I seldom use a pressure cooker.
 
15- وقتی سر کار می روم از آرام پز استفاده می کنم.
I use the slow cooker when I go to work.
 
16- پلوپز واقعاً کمک بزرگی است.
The rice cooker is really a big help.
 
17- دست پخت مادرم خوب است.
My mother is good cook.
 
18- کتاب آشپزی داری؟
Do you have a cookbook?
 
19- دستور طبخ این غذا را دارم .
I have the recipe for this dish.
 
20- ایرانی ها خیلی برنج می خورند.
Iranians eat too much rice.
 
21- غذای دلخواه من استیک با قارچ است.
My favorite food is steak with mushrooms.
 
22- چطور است جوجه کباب شده(جوجه ای که درسته روی آتش کباب شود) بخوریم؟
How about eating barbecue/barbecued chicken /grilled chicken?
 
23- من مرغ (جوجه) سرخ شده ( سوخاری) را ترجیح می دهم.
I prefer fried chicken.
 
24- meat ballsگوشت چرخ کرده ایست که به صورت کوفته های کوچک در آمده و mashed potatoسیب زمینی له شده است.
We had meat balls and mashed potato.
 
25- پیتزا دوست داری؟
Do you like pizza?
 
26- سیب زمینی سرخ شده می خواهی؟
Do you want French fries/French fried potatoes?
 
27- می توانم طی ده دقیقه املت درست کنم.
I can make an omelet /omelet in ten minutes.
 
28- من همبرگر و نوشابه می خواهم.
I want a hamburger and coke.
 
29- ایتالیایی ها در غذاهایشان خمیر( ماکارونی) زیاد بکار می برند.
Italians use a lot of pasta in their dishes.
 
30- گاهی اوقات برای صبحانه (تخم مرغ) نیمرو می خورم.
I sometimes have fried eggs for breakfast.
 
31- تخم مرغ هایتان چطور پخته شوند؟(در رستوان یا هتل)
How do/ would you like your eggs?
 
32- scrambled eggsتخم مرغ نیمرویی است که هنگام پختن آنرا هم بزنند و زیرو رو کنند.
I want them scrambled.
 
33- منظور نیمرویی است که تخم مرغ هنگام پختن هم نزنند و زرده آن با سفیده مخلوط نشود.
I want them sunny-side up.