انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات و عبارات کاربردی انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | جملات زبان انگلیسی در مورد اطلاعات شخصی

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
That rings a bell.
این برایم آشناست.
2
It's not a big deal.
موضوع مهمی نیست.
3
I'm all ears.
سراپا گوشم.
4
That makes sense.
منطقی است.
5
It's up to you.
تصمیم با توست.
6
Give me a break.
بی‌خیال / به من فرصت بده.
7
I have no idea.
هیچ ایده‌ای ندارم.
8
Let's call it a day.
بیایید برای امروز تمامش کنیم.
9
Keep an eye on it.
حواست به آن باشد.
10
Take your time.
عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
11
For example, That rings a bell.
مثلاً: این برایم آشناست.
12
You could say, That rings a bell.
می‌توانید بگویید: این برایم آشناست.
13
In a casual conversation: That rings a bell.
در یک مکالمه خودمانی: این برایم آشناست.
14
A natural way to say it is: That rings a bell.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: این برایم آشناست.
15
For example, It's not a big deal.
مثلاً: موضوع مهمی نیست.
16
You could say, It's not a big deal.
می‌توانید بگویید: موضوع مهمی نیست.
17
In a casual conversation: It's not a big deal.
در یک مکالمه خودمانی: موضوع مهمی نیست.
18
A natural way to say it is: It's not a big deal.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: موضوع مهمی نیست.
19
For example, I'm all ears.
مثلاً: سراپا گوشم.
20
You could say, I'm all ears.
می‌توانید بگویید: سراپا گوشم.
21
In a casual conversation: I'm all ears.
در یک مکالمه خودمانی: سراپا گوشم.
22
A natural way to say it is: I'm all ears.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سراپا گوشم.
23
For example, That makes sense.
مثلاً: منطقی است.
24
You could say, That makes sense.
می‌توانید بگویید: منطقی است.
25
In a casual conversation: That makes sense.
در یک مکالمه خودمانی: منطقی است.
26
A natural way to say it is: That makes sense.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: منطقی است.
27
For example, It's up to you.
مثلاً: تصمیم با توست.
28
You could say, It's up to you.
می‌توانید بگویید: تصمیم با توست.
29
In a casual conversation: It's up to you.
در یک مکالمه خودمانی: تصمیم با توست.
30
A natural way to say it is: It's up to you.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: تصمیم با توست.
31
For example, Give me a break.
مثلاً: بی‌خیال / به من فرصت بده.
32
You could say, Give me a break.
می‌توانید بگویید: بی‌خیال / به من فرصت بده.
33
In a casual conversation: Give me a break.
در یک مکالمه خودمانی: بی‌خیال / به من فرصت بده.
34
A natural way to say it is: Give me a break.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بی‌خیال / به من فرصت بده.
35
For example, I have no idea.
مثلاً: هیچ ایده‌ای ندارم.
36
You could say, I have no idea.
می‌توانید بگویید: هیچ ایده‌ای ندارم.
37
In a casual conversation: I have no idea.
در یک مکالمه خودمانی: هیچ ایده‌ای ندارم.
38
A natural way to say it is: I have no idea.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: هیچ ایده‌ای ندارم.
39
For example, Let's call it a day.
مثلاً: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
40
You could say, Let's call it a day.
می‌توانید بگویید: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
41
In a casual conversation: Let's call it a day.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's call it a day.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
43
For example, Keep an eye on it.
مثلاً: حواست به آن باشد.
44
You could say, Keep an eye on it.
می‌توانید بگویید: حواست به آن باشد.
45
In a casual conversation: Keep an eye on it.
در یک مکالمه خودمانی: حواست به آن باشد.
46
A natural way to say it is: Keep an eye on it.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: حواست به آن باشد.
47
For example, Take your time.
مثلاً: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
48
You could say, Take your time.
می‌توانید بگویید: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
49
In a casual conversation: Take your time.
در یک مکالمه خودمانی: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
50
A natural way to say it is: Take your time.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.

مطالب و توضیحات اصلی درس

جملات زبان انگلیسی در مورد اطلاعات شخصی

۱- کجا متولد شدی؟
Where were you born?
 
2- در شیکاگو متولد شدم.
I was born in Chicago.
 
3- در شیکاگو متولد شدم اما در بالتیمور بزرگ شدم.
I was born in Chicago but I was brought up in Baltimore.
 
4- کی متولد شدی؟
When were you born?
 
5- در سال ۱۹۷۰ متولد شدم.
I was born in 1970.
 
6- روز تولدت کی است؟/ چه روزی متولد شدی؟
When’s your birthday?
 
7- دوم سپتامبر است.
It’s September 2nd.
 
8- متاهلید؟
Are you married?
 
9- بله هستم./خیر مجردم.
Yes, I am./ No, I’m single.
 
10- طلاق گرفته ام.(یا همسرم را طلاق داده ام.)
I’m divorced.
 
11- زن بیوه (زنی که شوهرش فوت شده باشد.)
widow.
 
12- مرد بیوه ( مردی که زنش فوت شده باشد.)
widower.
 
13- من بیوه هستم.
I’m a widow/ widower
 
14- ما زن و شوهریم.
We’re husband and wife.
 
15- کی ازدواج کردید؟
When did you get married?
 
16- چند سال است ازدواج کرده ای/ کرده اید؟
How long have you been married?
 
17- برادرم با یک دختر اسپانیایی ازدواج کرد.
My brother married a Spanish girl/ got married to Spanish girl.
 
18- برادرم زن اسپانیایی دارد.
My brother is marries to a Spanish girl.
 
19- با من ازدواج می کنی؟
Will you marry me?
 
20- جان و مری زوج تازه ازدواج کرده ای هستند.
John and Mary are a newly-married couple.
 
21- نامزد بودن.
Be engaged to.
 
22- آلیس نامزد تام است.
Alice is engaged to Tom.
 
23- نامزد مونث
Fiancee’
 
24- نامزد مذکر
Fiance’
 
25- آن دختر نامزد برادرم است.
That girl is my brother’s fiancee’
 
26- تام از پت تقاضای ازدواج کرده است.
Tom has proposed to pat./ Tom has asked pat to marry him.
 
27- او پارسال طلاق گرفت.
She got divorced last year.
 
28- جیم زنش را طلاق داد.
Jim divorced his wife.
 
29- نمی خواهم طلاق بگیریم.
I don’t want to get a divorce.