اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحات و عبارات کاربردی انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | جملات متداول و روز مره انگلیسی
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
مطالب و توضیحات اصلی درس
جملات متداول و روز مره انگلیسی
سرگرم من نجاری است.
My hobby is carpentry.
– تعداد زیادی ابزار و دستگاه دارم.
I have quite a few tools and machines.
– زیر زمین مان را به کارگاهم تبدیل کرده ام.
I have converted our basement into my workshop.
– انواع ارهّ ها و دریل ها را دارم.
I have various saws and drills.
– در حال حاضر دارم یک جا کتابی و یک تختخواب دو طبقه برای بچه ها می سازم.
At present I’m building a bookcase and bunk –bed for the kids.
– معمولا وسایل چوبی می سازم و کارهای تعمیراتی خانه را انجام می دهم.
I usually build pieces of furniture and do repair jobs around the house.
– عاشق ورزشم. کلی ورزشکارم.
I love sports. I’m quite an athlete.
– اغلب به باشگاه محلی می روم و در آنجا(پرورش اندام- تناسب اندام) کار می کنم.
I often go to the local health club and work out there.
– شیفته شطرنجم.
I am crazy about chess. /I’m chess crazy.
– من و دوستان نزدیکم اغلب دور هم جمع می شویم و شطرنج بازی می کنیم.
My close friends and I often get together and play chess.
– چندین دست شطرنج دارم.
I have a variety of chess sets.
– شطرنج سرگرم کننده است ولی وقت گیر نیز هست.
Chess is amusing but time- consuming as well.
– شیفته فوتبالم. تمام مسابقات را از تلویزیون تماشا می کنم.
I’ m football crazy. I watch all the matches on TV.
– من طرفدار پروپا قرص فوتبالم. بیشتر وقت آزادم را در استادیوم ها می گذارنم.
I am a football fan. I spend most of my free time in stadiums.
– تمبر/ سکه جمع می کنم. کلکسیون خوبی دارم.
I collect stamps/coins. I have a nice collection.
سرگرمی ندارم. آنقدر گرفتارم که نمی توانم سرگرمی داشته باشم.
I don’t have a hobby. I’m too busy to have a hobby.
من در دو جا کار می کنم و هنگامیکه به خانه می رسم دیگر رمقی ندارم.
I work in two places and by the time I get home, I’m exhausted.
