انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات انگلیسی مدرسه و درس؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | جملات و اصطلاحات انگلیسی – درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شد

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
I have to hit the books.
باید حسابی درس بخوانم.
2
I passed the exam.
امتحان را قبول شدم.
3
I need to catch up.
باید عقب‌ماندگی‌ام را جبران کنم.
4
I'm working on my assignment.
دارم روی تکلیفم کار می‌کنم.
5
The test was a piece of cake.
امتحان خیلی آسان بود.
6
I stayed up studying.
برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
7
I learned it by heart.
آن را از بر کردم.
8
I need to brush up on my English.
باید انگلیسی‌ام را مرور و تقویت کنم.
9
Let's study together.
بیایید با هم درس بخوانیم.
10
I have a lot of homework.
تکلیف زیادی دارم.
11
For example, I have to hit the books.
مثلاً: باید حسابی درس بخوانم.
12
You could say, I have to hit the books.
می‌توانید بگویید: باید حسابی درس بخوانم.
13
In a casual conversation: I have to hit the books.
در یک مکالمه خودمانی: باید حسابی درس بخوانم.
14
A natural way to say it is: I have to hit the books.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید حسابی درس بخوانم.
15
For example, I passed the exam.
مثلاً: امتحان را قبول شدم.
16
You could say, I passed the exam.
می‌توانید بگویید: امتحان را قبول شدم.
17
In a casual conversation: I passed the exam.
در یک مکالمه خودمانی: امتحان را قبول شدم.
18
A natural way to say it is: I passed the exam.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: امتحان را قبول شدم.
19
For example, I need to catch up.
مثلاً: باید عقب‌ماندگی‌ام را جبران کنم.
20
You could say, I need to catch up.
می‌توانید بگویید: باید عقب‌ماندگی‌ام را جبران کنم.
21
In a casual conversation: I need to catch up.
در یک مکالمه خودمانی: باید عقب‌ماندگی‌ام را جبران کنم.
22
A natural way to say it is: I need to catch up.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید عقب‌ماندگی‌ام را جبران کنم.
23
For example, I'm working on my assignment.
مثلاً: دارم روی تکلیفم کار می‌کنم.
24
You could say, I'm working on my assignment.
می‌توانید بگویید: دارم روی تکلیفم کار می‌کنم.
25
In a casual conversation: I'm working on my assignment.
در یک مکالمه خودمانی: دارم روی تکلیفم کار می‌کنم.
26
A natural way to say it is: I'm working on my assignment.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: دارم روی تکلیفم کار می‌کنم.
27
For example, The test was a piece of cake.
مثلاً: امتحان خیلی آسان بود.
28
You could say, The test was a piece of cake.
می‌توانید بگویید: امتحان خیلی آسان بود.
29
In a casual conversation: The test was a piece of cake.
در یک مکالمه خودمانی: امتحان خیلی آسان بود.
30
A natural way to say it is: The test was a piece of cake.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: امتحان خیلی آسان بود.
31
For example, I stayed up studying.
مثلاً: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
32
You could say, I stayed up studying.
می‌توانید بگویید: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
33
In a casual conversation: I stayed up studying.
در یک مکالمه خودمانی: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
34
A natural way to say it is: I stayed up studying.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
35
For example, I learned it by heart.
مثلاً: آن را از بر کردم.
36
You could say, I learned it by heart.
می‌توانید بگویید: آن را از بر کردم.
37
In a casual conversation: I learned it by heart.
در یک مکالمه خودمانی: آن را از بر کردم.
38
A natural way to say it is: I learned it by heart.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: آن را از بر کردم.
39
For example, I need to brush up on my English.
مثلاً: باید انگلیسی‌ام را مرور و تقویت کنم.
40
You could say, I need to brush up on my English.
می‌توانید بگویید: باید انگلیسی‌ام را مرور و تقویت کنم.
41
In a casual conversation: I need to brush up on my English.
در یک مکالمه خودمانی: باید انگلیسی‌ام را مرور و تقویت کنم.
42
A natural way to say it is: I need to brush up on my English.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید انگلیسی‌ام را مرور و تقویت کنم.
43
For example, Let's study together.
مثلاً: بیایید با هم درس بخوانیم.
44
You could say, Let's study together.
می‌توانید بگویید: بیایید با هم درس بخوانیم.
45
In a casual conversation: Let's study together.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید با هم درس بخوانیم.
46
A natural way to say it is: Let's study together.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید با هم درس بخوانیم.
47
For example, I have a lot of homework.
مثلاً: تکلیف زیادی دارم.
48
You could say, I have a lot of homework.
می‌توانید بگویید: تکلیف زیادی دارم.
49
In a casual conversation: I have a lot of homework.
در یک مکالمه خودمانی: تکلیف زیادی دارم.
50
A natural way to say it is: I have a lot of homework.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: تکلیف زیادی دارم.

مطالب و توضیحات اصلی درس

جملات و اصطلاحات انگلیسی – درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

I have a lot of studies.
خیلی درس (برای خواندن) دارم./ درس هایم سنگین است.

He’s very studious.
او خیلی درس خوان است.

I’m going to continue my studies abroad.
قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

When is our exam?
چه روزی امتحان داریم؟

We have an exam tomorrow.
فردا امتحان داریم.

Our teacher gave us an exam/ a test / a quiz yesterday.
دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.
(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژهtest  به معنای آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جان آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژهquiz  به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول ترم چندین بار داده شود.)

We took our final exam last week.
هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.
(در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an examو یا معادل آن do/sit an examاستفاده می شود)

We took/ did / sat an exam yesterday.
دیروز امتحان دادیم.
(برای امتحان گرفتن توسط معلم از gave an examاستفاده می شود.)

Our teacher gave an exam yesterday.
دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

I passed / failed my exam.
در امتحان قبول / رد شدم. ( افعال passو failحرف اضافه نمی گیرند.)

I got my report card yesterday.
دیروز کارنامه ام را گرفتم .

I was the top student last term.
ترم قبل شاگرد اول ( ممتاز) شدم.

How did your exam/interview … go?
امتحانت/مصاحبه ات... چطور بود؟

I did well in my exam / interview.
امتحانم /مصاحبه ام خوب شد./امتحانم را خوب دادم.

I did badly in my exam / interview.
امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم./ بد دادم.

I messed up my exam / interview.
امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم .

I finally managed to pass the exam.
بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I almost / nearly failed my exam.
چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم)

I got a (very) low mark in my mind-term test.
در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

What’s the passing mark?
نمره قبول چند است؟

Will the exam be oral or written?
امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Have you corrected our exam papers?
ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

How much time do we have for this exam?
برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

Excuse me! How much time is left, please?
ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

I’m making a lot of progress / I’m making good progress in my class.
در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I don’t study / I’m not studying as hard as I should.
آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I’m behind ( the class) in my studies.
از کلاس عقب هستم.

I’m falling behind because I don’t put in enough time for my studies.
دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I’m not in the mood for studying today. = I don’t feel like studying today.
امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

If you want to get high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)
اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی بدست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدارن ماندن در شب و درس خواندن است.)

Will you give me some extra time, please? I’m still on question 65.
امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال 65 هستم.

I barely managed to pass the exam.
به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

My mind went blank during the exam.
هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

I passed the exam by the skin of my teeth.
امتحان را ناپلئونی قبول شدم.