1
That rings a bell.
این برایم آشناست.
2
It's not a big deal.
موضوع مهمی نیست.
3
I'm all ears.
سراپا گوشم.
4
That makes sense.
منطقی است.
5
It's up to you.
تصمیم با توست.
6
Give me a break.
بیخیال / به من فرصت بده.
7
I have no idea.
هیچ ایدهای ندارم.
8
Let's call it a day.
بیایید برای امروز تمامش کنیم.
9
Keep an eye on it.
حواست به آن باشد.
10
Take your time.
عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
11
For example, That rings a bell.
مثلاً: این برایم آشناست.
12
You could say, That rings a bell.
میتوانید بگویید: این برایم آشناست.
13
In a casual conversation: That rings a bell.
در یک مکالمه خودمانی: این برایم آشناست.
14
A natural way to say it is: That rings a bell.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: این برایم آشناست.
15
For example, It's not a big deal.
مثلاً: موضوع مهمی نیست.
16
You could say, It's not a big deal.
میتوانید بگویید: موضوع مهمی نیست.
17
In a casual conversation: It's not a big deal.
در یک مکالمه خودمانی: موضوع مهمی نیست.
18
A natural way to say it is: It's not a big deal.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: موضوع مهمی نیست.
19
For example, I'm all ears.
مثلاً: سراپا گوشم.
20
You could say, I'm all ears.
میتوانید بگویید: سراپا گوشم.
21
In a casual conversation: I'm all ears.
در یک مکالمه خودمانی: سراپا گوشم.
22
A natural way to say it is: I'm all ears.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سراپا گوشم.
23
For example, That makes sense.
مثلاً: منطقی است.
24
You could say, That makes sense.
میتوانید بگویید: منطقی است.
25
In a casual conversation: That makes sense.
در یک مکالمه خودمانی: منطقی است.
26
A natural way to say it is: That makes sense.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: منطقی است.
27
For example, It's up to you.
مثلاً: تصمیم با توست.
28
You could say, It's up to you.
میتوانید بگویید: تصمیم با توست.
29
In a casual conversation: It's up to you.
در یک مکالمه خودمانی: تصمیم با توست.
30
A natural way to say it is: It's up to you.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: تصمیم با توست.
31
For example, Give me a break.
مثلاً: بیخیال / به من فرصت بده.
32
You could say, Give me a break.
میتوانید بگویید: بیخیال / به من فرصت بده.
33
In a casual conversation: Give me a break.
در یک مکالمه خودمانی: بیخیال / به من فرصت بده.
34
A natural way to say it is: Give me a break.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیخیال / به من فرصت بده.
35
For example, I have no idea.
مثلاً: هیچ ایدهای ندارم.
36
You could say, I have no idea.
میتوانید بگویید: هیچ ایدهای ندارم.
37
In a casual conversation: I have no idea.
در یک مکالمه خودمانی: هیچ ایدهای ندارم.
38
A natural way to say it is: I have no idea.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: هیچ ایدهای ندارم.
39
For example, Let's call it a day.
مثلاً: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
40
You could say, Let's call it a day.
میتوانید بگویید: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
41
In a casual conversation: Let's call it a day.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's call it a day.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید برای امروز تمامش کنیم.
43
For example, Keep an eye on it.
مثلاً: حواست به آن باشد.
44
You could say, Keep an eye on it.
میتوانید بگویید: حواست به آن باشد.
45
In a casual conversation: Keep an eye on it.
در یک مکالمه خودمانی: حواست به آن باشد.
46
A natural way to say it is: Keep an eye on it.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: حواست به آن باشد.
47
For example, Take your time.
مثلاً: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
48
You could say, Take your time.
میتوانید بگویید: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
49
In a casual conversation: Take your time.
در یک مکالمه خودمانی: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
50
A natural way to say it is: Take your time.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: عجله نکن؛ وقتت را بگذار.
مطالب و توضیحات اصلی درس
جملات انگلیسی در مورد سن ، قد ، وزن با معنی فارسی
Age – Height – weight
A: سن Age
1- چند سال داری
How old are you
2- بیست سال دارم.
I’m 20-years- old
تقسیم بندی کلی برای دوره های سنی:
۳- دوست مکاتبه ای جدیدم تین ایجر است.(منظور نوجوان بین ۱۳ الی ۱۹ ساله می باشد زیرا اعداد ۱۳ الی ۱۹ در انگلیسی همه به teen ختم می شوند.)
My new pen-pal is teen-ager.
4- استاد فیزیک ما جوان/ میانسال/ تقریباً مسن/ مسن است.
Our physics professor is young/ middle-aged/elderly/old.
5- اگر سن دقیق کسی را ندانیم می توانیم از این عبارات استفاده کنیم. مثلا این جمله درباره کسی گفته می شود که بالای ۲۰ سال دارد. منظور از twenties ده سال بین ۲۰ و ۲۹ سالگی است.
He is in his twenties./ she is in her twenties.
و اگر بخواهیم باز هم دقیق تر بگوییم:
۶- او بیست و یکی دو سال دارد.
He is in his early twenties.
7- او بیست و پنج شش سال دارد.
He is in his mid-twenties.
8- او بیست و هشت نه سال دارد.
He is in his late twenties.
پس هنگامی که سن دقیق کسی را نمی دانیم می توانیم کلیه جملات مربوط به سن را با استفاده از عبارات زیر بسازیم.
He is in his mid thirties
She is in her late nineties
B: قد و جثه Height & build
9- قد شما (تو) چقدر است؟
How tall are you?
10- قدم یک متر و هفتاد و هشت سانتیمتر است.
I’m 1 meter 78
11- قد متوسط دارد.
He’s (of) medium/ average height
12- نسبتاً قد کوتاه است.
She’s rather short
13- نسبتاً قد بلند است.
She’s quite/ pretty tall
14- خیلی قد بلند است.
He’s very tall
15- چثه متوسط دارد.
He’s (of) medium build
16- خوش هیکل است.
He’s well-built
17- هیکلش درشت است.
He’s well built
18- چهار شانه است.
He’s broad-shouldered.
19- او چاق # لاغر است.
He‘s hefty/ heavy/fat # thin/ slim/ slender
20- او خیلی لاغر (استخوانی) است.
He’s skinny
21- استخوان بندی درشت دارد.(برای خانم ها)
She’s big-boned/ large- boned
22- او کمی چاق است.(برای خانم ها و در حد مطلوب)
She’s plump
23- ریزه اندام است.(برای خانم ها )
She’s petite
C: وزن weight:
24- وزنت چقدر است؟
How much do you weight?/ what’s your weight?
25- هفتاد و پنج کیلو وزن دارم.
I weight/am 75 kilos
26- کمی اضافه وزن دارم.
I’m a little overweight
27- مواظب وزنم هستم.
I’m watching my weight
28- چاق شدن.
to put on weight = to gain weight
29- لاغر شدن.
to lose weight
30- دارم چاق / لاغر می شوم.
I’m putting on / losing weight
31- دو کیلو اضافه کرده ام(چاق شده ام).
I’ve put on 2 kilos
32- سه کیلو کم کرده ام(لاغر شده ام).
I’ve lost 3 kilos