اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
Usually در انگلیسی؛ جایگاه و جملههای کاربردی
usually یعنی «معمولاً» و یکی از پرکاربردترین قیدهای تکرار است. مهمترین نکته، جای درست آن در جمله است.
جایگاه usually در جمله
قبل از فعل اصلیI usually wake up at six.
بعد از فعل beShe is usually early.
بعد از فعل کمکی در جمله منفیI don’t usually eat red meat.
در سوال، بعد از فاعلWhat time do you usually get up?
۲۰ مثال طبیعی
- I usually wake up at six.من معمولاً ساعت شش بیدار میشوم.
- I usually get up at seven.من معمولاً ساعت هفت از تخت بلند میشوم.
- I usually take a shower at night.من معمولاً شبها دوش میگیرم.
- She usually gets up early.او معمولاً زود از خواب بیدار میشود.
- What time do you usually go to bed?معمولاً چه ساعتی به رختخواب میروی؟
- I don’t usually eat red meat.من معمولاً گوشت قرمز نمیخورم.
- We usually go to school by bus.ما معمولاً با اتوبوس به مدرسه میرویم.
- He usually goes to bed around ten.او معمولاً حدود ساعت ده میخوابد.
- I usually have a light breakfast.من معمولاً صبحانهی سبکی میخورم.
- They usually eat dinner at home.آنها معمولاً شام را در خانه میخورند.
- My parents usually call me on Fridays.پدر و مادرم معمولاً جمعهها به من زنگ میزنند.
- The bus is usually crowded in the morning.اتوبوس معمولاً صبحها شلوغ است.
- She is usually very calm.او معمولاً خیلی آرام است.
- I can usually finish this in an hour.من معمولاً میتوانم این کار را در یک ساعت تمام کنم.
- We don’t usually work on Sundays.ما معمولاً یکشنبهها کار نمیکنیم.
- Where do you usually have lunch?معمولاً کجا ناهار میخوری؟
- How do you usually get to work?معمولاً چطور به محل کار میروی؟
- It usually takes about twenty minutes.معمولاً حدود بیست دقیقه طول میکشد.
- I usually check my email after breakfast.من معمولاً بعد از صبحانه ایمیلم را بررسی میکنم.
- They usually spend the weekend with family.آنها معمولاً آخر هفته را با خانواده میگذرانند.
اشتباه رایج
با فعل be معمولاً قید بعد از فعل میآید: He is usually busy. نه He usually is busy در حالت عادی. با بیشتر فعلهای دیگر، usually قبل از فعل اصلی میآید.
