انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات عامیانه و روزمره انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | چند عبارت و اصطلاح و جمله عامیانه انگلیسی با هم مرور کنیم و یاد ب

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
What's up?
چه خبر؟
2
No way!
امکان ندارد! / جدی؟
3
My bad.
اشتباه من بود.
4
I'm down for that.
من پایه‌ام / موافقم.
5
Hang on a sec.
یک لحظه صبر کن.
6
That's awesome.
عالیه.
7
I'm beat.
خیلی خسته‌ام.
8
Chill out.
آروم باش.
9
You nailed it.
عالی انجامش دادی.
10
I'm just kidding.
فقط شوخی می‌کنم.
11
For example, What's up?
مثلاً: چه خبر؟
12
You could say, What's up?
می‌توانید بگویید: چه خبر؟
13
In a casual conversation: What's up?
در یک مکالمه خودمانی: چه خبر؟
14
A natural way to say it is: What's up?
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: چه خبر؟
15
For example, No way!
مثلاً: امکان ندارد! / جدی؟
16
You could say, No way!
می‌توانید بگویید: امکان ندارد! / جدی؟
17
In a casual conversation: No way!
در یک مکالمه خودمانی: امکان ندارد! / جدی؟
18
A natural way to say it is: No way!
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: امکان ندارد! / جدی؟
19
For example, My bad.
مثلاً: اشتباه من بود.
20
You could say, My bad.
می‌توانید بگویید: اشتباه من بود.
21
In a casual conversation: My bad.
در یک مکالمه خودمانی: اشتباه من بود.
22
A natural way to say it is: My bad.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: اشتباه من بود.
23
For example, I'm down for that.
مثلاً: من پایه‌ام / موافقم.
24
You could say, I'm down for that.
می‌توانید بگویید: من پایه‌ام / موافقم.
25
In a casual conversation: I'm down for that.
در یک مکالمه خودمانی: من پایه‌ام / موافقم.
26
A natural way to say it is: I'm down for that.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: من پایه‌ام / موافقم.
27
For example, Hang on a sec.
مثلاً: یک لحظه صبر کن.
28
You could say, Hang on a sec.
می‌توانید بگویید: یک لحظه صبر کن.
29
In a casual conversation: Hang on a sec.
در یک مکالمه خودمانی: یک لحظه صبر کن.
30
A natural way to say it is: Hang on a sec.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: یک لحظه صبر کن.
31
For example, That's awesome.
مثلاً: عالیه.
32
You could say, That's awesome.
می‌توانید بگویید: عالیه.
33
In a casual conversation: That's awesome.
در یک مکالمه خودمانی: عالیه.
34
A natural way to say it is: That's awesome.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: عالیه.
35
For example, I'm beat.
مثلاً: خیلی خسته‌ام.
36
You could say, I'm beat.
می‌توانید بگویید: خیلی خسته‌ام.
37
In a casual conversation: I'm beat.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی خسته‌ام.
38
A natural way to say it is: I'm beat.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی خسته‌ام.
39
For example, Chill out.
مثلاً: آروم باش.
40
You could say, Chill out.
می‌توانید بگویید: آروم باش.
41
In a casual conversation: Chill out.
در یک مکالمه خودمانی: آروم باش.
42
A natural way to say it is: Chill out.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: آروم باش.
43
For example, You nailed it.
مثلاً: عالی انجامش دادی.
44
You could say, You nailed it.
می‌توانید بگویید: عالی انجامش دادی.
45
In a casual conversation: You nailed it.
در یک مکالمه خودمانی: عالی انجامش دادی.
46
A natural way to say it is: You nailed it.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: عالی انجامش دادی.
47
For example, I'm just kidding.
مثلاً: فقط شوخی می‌کنم.
48
You could say, I'm just kidding.
می‌توانید بگویید: فقط شوخی می‌کنم.
49
In a casual conversation: I'm just kidding.
در یک مکالمه خودمانی: فقط شوخی می‌کنم.
50
A natural way to say it is: I'm just kidding.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: فقط شوخی می‌کنم.

مطالب و توضیحات اصلی درس

چند عبارت و اصطلاح و جمله عامیانه انگلیسی با هم مرور کنیم و یاد بگیریم
.
شما در هر سطح دانشی از انگلیسی باشید؛
متوجه خواهید شد که این عبارتهای زیر چقدر زیبا، قشنگ و باحال اند 
.
Now a new fear gripped me.
الان یک ترس جدید مرا فرا گرفته است/ ترس منو گرفته
.
I felt myself blushing.
خودم رو شرمسار حس میکردم
.
I was scared half to death.
از ترس نیمه جان شدم/ خیلی ترسیدم
.

There's my ride. I've got to go. Nice meeting you, Mori.
این ماشین(سرویس/ تاکسی) منه؛ من باید برم، از دیدارت خوشحال شدم، موری
.
Mori: Same here. Guess I will be seeing you around.
موری: من هم همینطور؛ گمان کنم همین دور و بر ببینمت
.
I never laid eyes on Mori until today.
من هرگز چشمم به موری نخورده بود تا امروز
.
She did not want to lay eyes on that guy ever again.
او هرگز نمیخواست دوباره چشمش به آن یارو بخوره
.
I beat you fair and square, Mori. Admit it !
من دقیقا" تو رو شکست میدم موری، قبول کن
.
Besides, I couldn't really bring myself to believe these bullshits.
در ضمن، وافعا" نمیتونم به خودم بقبولانم که این مزخرفات رو باور کنم
.
Can I see you again ? I have some time off on Saturday.
میتونم دوباره ببینمت؟ من روز شنبه کمی وقت آزاد دارم(مرخصی دارم)
.
My legs are kind of cramped from sitting in the van for so long.
پاهام یه جورایی حس گرفتگی داره از نشستن طولانی در ون
.
I am just going to show Mori around, and then we're off.
من الان دارم میرم که این اطراف رو به موری نشون بدم و بعدش بیکاریم
.
Get off my case, will you, Dad? I am seventeen years old, not seven.
بیخیال ما شو، میشه پدر؟ من 17 سالمه نه 7سال.
شما اینطوری با پدر حرف نزنی میام برات!! فقط مکالمه رو یاد بگیر  :)
.

دوستان و همراهان؛
به خودتان ظلم کرده اید!!!
اگر تا به حال کتاب الکترونیکی عبارتها و اصطلاحات و جمله های انگلیسی رو تهیه نکرده اید!!!
کتابی بی نظیر و عالی در یادگیری شما
برای اولین بار در دنیا
بیش از11000عبارت و جمله و اصطلاح واقعی انگلیسی
توضیحات بیشتر و دانلود نمونه رایگان:
http://goo.gl/0hjvdg
.
تخفیف های ویژه رو هم در سایت از دست ندهید
http://www.abcxyz.ir
.