انگلیسی مثل آب خوردن

لیست 100 لغت پرکاربرد در انگلیسی در انگلیسی؛ معنی، کاربرد و ۵۰ مثال با ترجمه فارسی

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
I'm swamped with work.
سرم خیلی شلوغ است.
2
Let's get down to business.
بیایید برویم سر اصل کار.
3
I'm calling it a day.
برای امروز کار را تمام می‌کنم.
4
We're on a tight schedule.
برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
5
Let's touch base tomorrow.
فردا دوباره هماهنگ کنیم.
6
I'll keep you posted.
در جریان نگهت می‌دارم.
7
We need to meet the deadline.
باید به مهلت مقرر برسیم.
8
Let's think outside the box.
بیایید خلاقانه فکر کنیم.
9
I'm tied up right now.
الان خیلی گرفتارم.
10
Let's get the ball rolling.
بیایید کار را شروع کنیم.
11
For example, I'm swamped with work.
مثلاً: سرم خیلی شلوغ است.
12
You could say, I'm swamped with work.
می‌توانید بگویید: سرم خیلی شلوغ است.
13
In a casual conversation: I'm swamped with work.
در یک مکالمه خودمانی: سرم خیلی شلوغ است.
14
A natural way to say it is: I'm swamped with work.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سرم خیلی شلوغ است.
15
For example, Let's get down to business.
مثلاً: بیایید برویم سر اصل کار.
16
You could say, Let's get down to business.
می‌توانید بگویید: بیایید برویم سر اصل کار.
17
In a casual conversation: Let's get down to business.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید برویم سر اصل کار.
18
A natural way to say it is: Let's get down to business.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید برویم سر اصل کار.
19
For example, I'm calling it a day.
مثلاً: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
20
You could say, I'm calling it a day.
می‌توانید بگویید: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
21
In a casual conversation: I'm calling it a day.
در یک مکالمه خودمانی: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
22
A natural way to say it is: I'm calling it a day.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برای امروز کار را تمام می‌کنم.
23
For example, We're on a tight schedule.
مثلاً: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
24
You could say, We're on a tight schedule.
می‌توانید بگویید: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
25
In a casual conversation: We're on a tight schedule.
در یک مکالمه خودمانی: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
26
A natural way to say it is: We're on a tight schedule.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برنامه زمانی فشرده‌ای داریم.
27
For example, Let's touch base tomorrow.
مثلاً: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
28
You could say, Let's touch base tomorrow.
می‌توانید بگویید: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
29
In a casual conversation: Let's touch base tomorrow.
در یک مکالمه خودمانی: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
30
A natural way to say it is: Let's touch base tomorrow.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
31
For example, I'll keep you posted.
مثلاً: در جریان نگهت می‌دارم.
32
You could say, I'll keep you posted.
می‌توانید بگویید: در جریان نگهت می‌دارم.
33
In a casual conversation: I'll keep you posted.
در یک مکالمه خودمانی: در جریان نگهت می‌دارم.
34
A natural way to say it is: I'll keep you posted.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: در جریان نگهت می‌دارم.
35
For example, We need to meet the deadline.
مثلاً: باید به مهلت مقرر برسیم.
36
You could say, We need to meet the deadline.
می‌توانید بگویید: باید به مهلت مقرر برسیم.
37
In a casual conversation: We need to meet the deadline.
در یک مکالمه خودمانی: باید به مهلت مقرر برسیم.
38
A natural way to say it is: We need to meet the deadline.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید به مهلت مقرر برسیم.
39
For example, Let's think outside the box.
مثلاً: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
40
You could say, Let's think outside the box.
می‌توانید بگویید: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
41
In a casual conversation: Let's think outside the box.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's think outside the box.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
43
For example, I'm tied up right now.
مثلاً: الان خیلی گرفتارم.
44
You could say, I'm tied up right now.
می‌توانید بگویید: الان خیلی گرفتارم.
45
In a casual conversation: I'm tied up right now.
در یک مکالمه خودمانی: الان خیلی گرفتارم.
46
A natural way to say it is: I'm tied up right now.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: الان خیلی گرفتارم.
47
For example, Let's get the ball rolling.
مثلاً: بیایید کار را شروع کنیم.
48
You could say, Let's get the ball rolling.
می‌توانید بگویید: بیایید کار را شروع کنیم.
49
In a casual conversation: Let's get the ball rolling.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید کار را شروع کنیم.
50
A natural way to say it is: Let's get the ball rolling.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید کار را شروع کنیم.

مطالب و توضیحات اصلی درس

لیست 100 لغت پرکاربرد در انگلیسی
.
اینها رو بلد باشید کلی جلو میافتید
.
1- Accept -  پذیرفتن
2-Allow - اجازه دادن
3-Ask - پرسیدن
4-Believe - باور کردن
5-Borrow - قرض گرفتن
6-Break -  شکستن
7-Bring - آوردن
8-Buy - خریدن
9-Can/ Be able - توانستن
10-Cancel - منتفی کردن
11-Change - تغییر دادن
12-Clean - تمییز کردن
13-Comb - شانه کردن
14-Complain - شکایت کردن
15-Cough - سرفه کردن
16-Count - شمردن
17-Cut - بریدن
18-Dance - رقصیدن
19-Draw - کشیدن
20-Drink - نوشیدن
21-Drive - رانندگی کردن
22-Eat -  خوردن
23-Explain -  توضیح دادن
24-Fall - افتادن
25-Fill - پر کردن
26-Find - پیدا کردن
27-Finish - تمام کردن
28-Fit -  جا دادن
29-Fix - درست کردن
30-Fly - پرواز کردن
31-Forget - فراموش کردن
32-Give - دادن
33-Go - رفتن
34-Have - داشتن
35-Hear - شنیدن
36-Hurt - زخمی شدن
37-Know - دانستن
38-Learn - یادگرفتن
39-Leave - ترک کردن
40-Listen - گوش کردن
41-Live - زندگی کردن
42-Look - دیدن
43-Lose - گم کردن
44-Make/Do - انجام دادن
45-Need - احتیاج داشتن
46-Open - بازکردن
47-Organise - منظم کردن
48-‍Close/Shut - بستن
49-Pay - پرداختن
50-Play - بازی کردن
51-Put - قرار دادن
52-Rain - باریدن
53-Read - خواندن
54-Reply - پاسخ دادن
55-Run - دویدن
56-Say - گفتن
57-See - دیدن
58-Sell - فروختن
59-Send - فرستادن
60-Sign - امضا کردن
61-Sing - آواز خواندن
62-Sit - نشستن
63-Sleep - خوابیدن
64-Smoke - سیگار کشیدن
65-Speak - صحبت کردن
66-Spell - هجی کردن
67-Spend - پرداختن
68-Stand - ایستادن
69-Start/Begin - شروع کردن
70-Study - درس خواندن
71-Succeed - موفق شدن
72- Swim - شنا کردن
73-Take - گرفتن
74-Talk - صحبت کردن
75-Teach - یاد دادن
76-Tell - گفتن
77-Think - فکر کردن
78-Translate - ترجمه کردن
79-Travel - سفر کردن
80-Try - امتحان کردن
81-Turn off - خاموش کردن
82-Turn on - روشن کردن
83-Type - تایپ کردن
84-Understand - فهمیدن
85-Use - استفاده کردن
86-Wait - صبر کردن
87-Wake up - بیدار شدن
88-Want - خواستن
89-Watch - نگاه کردن
90-Work - کارکردن
91-Worry - نگران شدن
92-Write - نوشتن
93-Waste - هدر رفتن
94-Wonder - تعجب کردن
95-Worship - عبادت کردن
96-Win - برنده شدن
97-Wear - پوشیدن
98-Wash - شستن
100-Welcome - خوش آمد گویی
.
دقت داشته باشید که ممکن است این کلمات معنی های دیگری هم داشته باشند که در این پست به معنی اصلی اونها اشاره شده است