انگلیسی مثل آب خوردن

اصطلاحات انگلیسی درباره دوست و دوستی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | عبارت Friend zone در انگلیسی یعنی چه و friend zone چیست؟

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
We're really close.
خیلی با هم صمیمی هستیم.
2
We've known each other for years.
سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.
3
He's always there for me.
همیشه وقتی نیاز دارم کنارم است.
4
We get along really well.
خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.
5
She's a good friend of mine.
او دوست خوب من است.
6
We have a lot in common.
نقاط مشترک زیادی داریم.
7
I can count on him.
می‌توانم روی او حساب کنم.
8
Let's keep in touch.
در تماس بمانیم.
9
We go way back.
از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسیم.
10
Friends should support each other.
دوستان باید از هم حمایت کنند.
11
For example, We're really close.
مثلاً: خیلی با هم صمیمی هستیم.
12
You could say, We're really close.
می‌توانید بگویید: خیلی با هم صمیمی هستیم.
13
In a casual conversation: We're really close.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی با هم صمیمی هستیم.
14
A natural way to say it is: We're really close.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی با هم صمیمی هستیم.
15
For example, We've known each other for years.
مثلاً: سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.
16
You could say, We've known each other for years.
می‌توانید بگویید: سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.
17
In a casual conversation: We've known each other for years.
در یک مکالمه خودمانی: سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.
18
A natural way to say it is: We've known each other for years.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.
19
For example, He's always there for me.
مثلاً: همیشه وقتی نیاز دارم کنارم است.
20
You could say, He's always there for me.
می‌توانید بگویید: همیشه وقتی نیاز دارم کنارم است.
21
In a casual conversation: He's always there for me.
در یک مکالمه خودمانی: همیشه وقتی نیاز دارم کنارم است.
22
A natural way to say it is: He's always there for me.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: همیشه وقتی نیاز دارم کنارم است.
23
For example, We get along really well.
مثلاً: خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.
24
You could say, We get along really well.
می‌توانید بگویید: خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.
25
In a casual conversation: We get along really well.
در یک مکالمه خودمانی: خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.
26
A natural way to say it is: We get along really well.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.
27
For example, She's a good friend of mine.
مثلاً: او دوست خوب من است.
28
You could say, She's a good friend of mine.
می‌توانید بگویید: او دوست خوب من است.
29
In a casual conversation: She's a good friend of mine.
در یک مکالمه خودمانی: او دوست خوب من است.
30
A natural way to say it is: She's a good friend of mine.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: او دوست خوب من است.
31
For example, We have a lot in common.
مثلاً: نقاط مشترک زیادی داریم.
32
You could say, We have a lot in common.
می‌توانید بگویید: نقاط مشترک زیادی داریم.
33
In a casual conversation: We have a lot in common.
در یک مکالمه خودمانی: نقاط مشترک زیادی داریم.
34
A natural way to say it is: We have a lot in common.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: نقاط مشترک زیادی داریم.
35
For example, I can count on him.
مثلاً: می‌توانم روی او حساب کنم.
36
You could say, I can count on him.
می‌توانید بگویید: می‌توانم روی او حساب کنم.
37
In a casual conversation: I can count on him.
در یک مکالمه خودمانی: می‌توانم روی او حساب کنم.
38
A natural way to say it is: I can count on him.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: می‌توانم روی او حساب کنم.
39
For example, Let's keep in touch.
مثلاً: در تماس بمانیم.
40
You could say, Let's keep in touch.
می‌توانید بگویید: در تماس بمانیم.
41
In a casual conversation: Let's keep in touch.
در یک مکالمه خودمانی: در تماس بمانیم.
42
A natural way to say it is: Let's keep in touch.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: در تماس بمانیم.
43
For example, We go way back.
مثلاً: از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسیم.
44
You could say, We go way back.
می‌توانید بگویید: از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسیم.
45
In a casual conversation: We go way back.
در یک مکالمه خودمانی: از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسیم.
46
A natural way to say it is: We go way back.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسیم.
47
For example, Friends should support each other.
مثلاً: دوستان باید از هم حمایت کنند.
48
You could say, Friends should support each other.
می‌توانید بگویید: دوستان باید از هم حمایت کنند.
49
In a casual conversation: Friends should support each other.
در یک مکالمه خودمانی: دوستان باید از هم حمایت کنند.
50
A natural way to say it is: Friends should support each other.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: دوستان باید از هم حمایت کنند.

مطالب و توضیحات اصلی درس

عبارت Friend zone فرندزون در انگلیسی یعنی چه و friend zone چیست؟

بیاید بهش بگیم دایره ی دوستی!
اینجوریه که یه دختر پسر اگه وارد دایره دوستی بشن دیگه خیلی سخته خارج شن!
یعنی اینا با هم دوست صمیمی شدن و حالا اگر یکی از اون یکی خوشش بیاد و بخواد پیشنهاد دوستی جدی دارای رابطه بده و یا پیشنهاد ازدواج و یا هرچی،خیلی سختتره از حالتی که صمیمیت کمتری دارن!

از یه طرف ریسک این هم وجود داره که پیشنهاد بده و به جایی نرسه بعدش صمیمیتشون تحت تاثیر قرار بگیره و یه دوست رو از دست بده،از یه طرف هم میترسه که پیشنهاد نده و یه عمر بمونه رو دلش! و پشیمان بشه

قضیه ریسک بالایی داره نهایتا!

حالا زمان بندی مهم میشه!

قبل از اینکه تپه های صمیمیت رو باهم در بنوردن و بشن رفیق جینگ همدیگه،باید تصمیم گرفت! این مثلا پتانسیل عاشق شدن داره یا نه.اگه داره یه اقدامی بکنم از الان!

البته اگر بعدا هم به این نتیجه رسید که ای بابا عاشق شدم رفت، میشه اقدام کرد.خیلی با احتیاط ولی!

به هر روی،من خودم شاهد بودم دوستام اومدن غش و ریسه و گریه و زاری رفتن که دوست عزیزم ،اومده پیشنهاد داده و فلان و حالا بهم خورده و من بدون اون چیکار کنم و حتی یادم نمیاد چجوری نفس بکشم و اینا!!

حالا میگم مراقب دایره دوستی باید بود!یه سریا رو نباید راه داد خیلی به دایره دوستی چون شاید بعدا بخوان خارج بشن و سخت میشه!

و این است معنی و مفهوم Friend zone در انگلیسی