اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحات و عبارات کاربردی انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | اصطلاح ها و عبارتهایی که با Make در انگلیسی می توان ساخت
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
مطالب و توضیحات اصلی درس
اصطلاح ها و عبارتهایی که با Make در انگلیسی می توان ساخت
.
make a decision
تصمیم گرفتن
We make decisions every day
ما هر روز تصمیم میگیریم.
.
make a suggestion
پیشنهاد دادن
You can make suggestions at work
تو در کار میتونی پیشنهادهایی بدهی
.
make a prediction
پیش بینی کردن
Where can you make predictions in a story?
کجای داستان میتونی پیش بینی کنی؟
.
make an excuse
عذر و بهانه آوردن
Lots of people make excuses for not eating healthy.
خیلی از مردم برای غذا نخودن سالمشان بهانه می آورند
.
make a war
جنگ کردن
You are going to make a war.
داری جنگ راه میاندازی
.
make a peace
صلح کردن
Take it easy and make a peace
سخت نگیر و صلح کن/ دوست شو
.
make a speech
سخنرانی کردن
I have to make a speech this afternoon
من باید امروز بعد از ظهر سخنرانی کنم
.
make fun of
تمسخر کردن
Don't make fun of your friends
دوستانت را مسخره نکن
.
make progress
پیشرفت کردن
We made a huge progress in this project.
ما در این پروژه پیشرفت بزرگی کردیم
.
make friends
دوست شدن
Go out, Have fun, Make new friends.
برو بیرون، خوش بگذران، دوستان جدید پیدا کن
.
make a noise
سر و صدا کردن
I am going to take a nap, Please don't make noises
دارم میرم یه چرتی بزنم، لطفا" سر و صدا نکن
.
make trouble
درد سر درست کردن
You are going to make trouble fir us
داری برامون دردسر درست میکنی
.
make difference
تفاوت کردن
His score on this test will make the difference between passing and failing
نمره اش در تست تفاوت بین پاس کردن و افتادن را خواهد ساخت
.
make money
پول در آوردن
You have to make money on this way
باید از این راه پول در بیاری
.
make the bed
مرتب کردن تخت
I make my bed every morning
من هر روز صبح تختم را مرتب میکنم
