1
I have to hit the books.
باید حسابی درس بخوانم.
2
I passed the exam.
امتحان را قبول شدم.
3
I need to catch up.
باید عقبماندگیام را جبران کنم.
4
I'm working on my assignment.
دارم روی تکلیفم کار میکنم.
5
The test was a piece of cake.
امتحان خیلی آسان بود.
6
I stayed up studying.
برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
7
I learned it by heart.
آن را از بر کردم.
8
I need to brush up on my English.
باید انگلیسیام را مرور و تقویت کنم.
9
Let's study together.
بیایید با هم درس بخوانیم.
10
I have a lot of homework.
تکلیف زیادی دارم.
11
For example, I have to hit the books.
مثلاً: باید حسابی درس بخوانم.
12
You could say, I have to hit the books.
میتوانید بگویید: باید حسابی درس بخوانم.
13
In a casual conversation: I have to hit the books.
در یک مکالمه خودمانی: باید حسابی درس بخوانم.
14
A natural way to say it is: I have to hit the books.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید حسابی درس بخوانم.
15
For example, I passed the exam.
مثلاً: امتحان را قبول شدم.
16
You could say, I passed the exam.
میتوانید بگویید: امتحان را قبول شدم.
17
In a casual conversation: I passed the exam.
در یک مکالمه خودمانی: امتحان را قبول شدم.
18
A natural way to say it is: I passed the exam.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: امتحان را قبول شدم.
19
For example, I need to catch up.
مثلاً: باید عقبماندگیام را جبران کنم.
20
You could say, I need to catch up.
میتوانید بگویید: باید عقبماندگیام را جبران کنم.
21
In a casual conversation: I need to catch up.
در یک مکالمه خودمانی: باید عقبماندگیام را جبران کنم.
22
A natural way to say it is: I need to catch up.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید عقبماندگیام را جبران کنم.
23
For example, I'm working on my assignment.
مثلاً: دارم روی تکلیفم کار میکنم.
24
You could say, I'm working on my assignment.
میتوانید بگویید: دارم روی تکلیفم کار میکنم.
25
In a casual conversation: I'm working on my assignment.
در یک مکالمه خودمانی: دارم روی تکلیفم کار میکنم.
26
A natural way to say it is: I'm working on my assignment.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: دارم روی تکلیفم کار میکنم.
27
For example, The test was a piece of cake.
مثلاً: امتحان خیلی آسان بود.
28
You could say, The test was a piece of cake.
میتوانید بگویید: امتحان خیلی آسان بود.
29
In a casual conversation: The test was a piece of cake.
در یک مکالمه خودمانی: امتحان خیلی آسان بود.
30
A natural way to say it is: The test was a piece of cake.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: امتحان خیلی آسان بود.
31
For example, I stayed up studying.
مثلاً: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
32
You could say, I stayed up studying.
میتوانید بگویید: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
33
In a casual conversation: I stayed up studying.
در یک مکالمه خودمانی: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
34
A natural way to say it is: I stayed up studying.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برای درس خواندن تا دیر وقت بیدار ماندم.
35
For example, I learned it by heart.
مثلاً: آن را از بر کردم.
36
You could say, I learned it by heart.
میتوانید بگویید: آن را از بر کردم.
37
In a casual conversation: I learned it by heart.
در یک مکالمه خودمانی: آن را از بر کردم.
38
A natural way to say it is: I learned it by heart.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: آن را از بر کردم.
39
For example, I need to brush up on my English.
مثلاً: باید انگلیسیام را مرور و تقویت کنم.
40
You could say, I need to brush up on my English.
میتوانید بگویید: باید انگلیسیام را مرور و تقویت کنم.
41
In a casual conversation: I need to brush up on my English.
در یک مکالمه خودمانی: باید انگلیسیام را مرور و تقویت کنم.
42
A natural way to say it is: I need to brush up on my English.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید انگلیسیام را مرور و تقویت کنم.
43
For example, Let's study together.
مثلاً: بیایید با هم درس بخوانیم.
44
You could say, Let's study together.
میتوانید بگویید: بیایید با هم درس بخوانیم.
45
In a casual conversation: Let's study together.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید با هم درس بخوانیم.
46
A natural way to say it is: Let's study together.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید با هم درس بخوانیم.
47
For example, I have a lot of homework.
مثلاً: تکلیف زیادی دارم.
48
You could say, I have a lot of homework.
میتوانید بگویید: تکلیف زیادی دارم.
49
In a casual conversation: I have a lot of homework.
در یک مکالمه خودمانی: تکلیف زیادی دارم.
50
A natural way to say it is: I have a lot of homework.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: تکلیف زیادی دارم.
مطالب و توضیحات اصلی درس
School
این پست قراره با
یه تعداد اصطلاح مرتبط با هم اشنا شین
Blow it : یعنی خراب کردن امتحان.مثلا میگین
من امروز امتحان ریاضی رو خراب کردم.
I had a math
exam and I blew it
Cut class: یعنی از کلاس جیم شدن یا به اصطلاح
کلاس رو دو دره کردن
As a joke ,
yesterday all the students cut their math class and went to swimming.
واقعا خنده داره
، دیروز همه ی دانش آموزان کلاس ریاضی رو دو دره کردن و رفتن شنا !
Slack off : تنبلی کردن ، سستی کردن
Near the end of
the school year , sally’s began to slacking off , and her grades showed it
نمرات جولی نشون
میده که اون داره آخر سالی تنبلی می کنه.
Lost cause : از این اصطلاح وقتی استفاده می
کنین که می خواین بگین مثلا ” من تو کلاس شیمی چیزی سر در نمیارم یا کلاس
شیمی بدرد من نمی خوره” درواقع لب کلام این که احتمال موفقیت شما تو کلاس
شیمی صفره
Chemistry class
is a lost cause for me
Hit the book : شروع به درس خوندن کردن
Be over one’s head : یعنی عقل کسی به چیزی قد ندادن یا
از مطلبی سر درنیاوردن
Teacher was
talking above my head in the class
Be head and shoulders above sb: یه سر و گردن از کسی بالا بودن –
ازکسی بهتر بودن
You are head and
shoulders above the others in math
Cram for : این یکی باحال تره ، حتما شنیدین که
میگن “من شب امتحان فقط می خوندم” .این اصطلاح هم یعنی حجم زیادی از درس
رو ضربتی و فشرده قبل از امتحان خوندن(البته نه الزاما شب قبل امتحان)
I have to cram for my math exam tomorrow