اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحات انگلیسی پلیس و جرم؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | اصطلاحات پلیسی و اکشن
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
1
Call the police.
به پلیس زنگ بزن.
2
I'd like to report a crime.
میخواهم یک جرم را گزارش کنم.
3
What happened here?
اینجا چه اتفاقی افتاد؟
4
Can I see your ID?
میتوانم کارت شناساییتان را ببینم؟
5
Please step out of the car.
لطفاً از خودرو پیاده شوید.
6
Do you have any witnesses?
شاهدی دارید؟
7
My wallet was stolen.
کیف پولم دزدیده شده.
8
I need to file a report.
باید گزارش رسمی ثبت کنم.
9
Stay where you are.
همانجا بمانید.
10
You're under arrest.
شما بازداشت هستید.
11
For example, Call the police.
مثلاً: به پلیس زنگ بزن.
12
You could say, Call the police.
میتوانید بگویید: به پلیس زنگ بزن.
13
In a casual conversation: Call the police.
در یک مکالمه خودمانی: به پلیس زنگ بزن.
14
A natural way to say it is: Call the police.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: به پلیس زنگ بزن.
15
For example, I'd like to report a crime.
مثلاً: میخواهم یک جرم را گزارش کنم.
16
You could say, I'd like to report a crime.
میتوانید بگویید: میخواهم یک جرم را گزارش کنم.
17
In a casual conversation: I'd like to report a crime.
در یک مکالمه خودمانی: میخواهم یک جرم را گزارش کنم.
18
A natural way to say it is: I'd like to report a crime.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: میخواهم یک جرم را گزارش کنم.
19
For example, What happened here?
مثلاً: اینجا چه اتفاقی افتاد؟
20
You could say, What happened here?
میتوانید بگویید: اینجا چه اتفاقی افتاد؟
21
In a casual conversation: What happened here?
در یک مکالمه خودمانی: اینجا چه اتفاقی افتاد؟
22
A natural way to say it is: What happened here?
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: اینجا چه اتفاقی افتاد؟
23
For example, Can I see your ID?
مثلاً: میتوانم کارت شناساییتان را ببینم؟
24
You could say, Can I see your ID?
میتوانید بگویید: میتوانم کارت شناساییتان را ببینم؟
25
In a casual conversation: Can I see your ID?
در یک مکالمه خودمانی: میتوانم کارت شناساییتان را ببینم؟
26
A natural way to say it is: Can I see your ID?
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: میتوانم کارت شناساییتان را ببینم؟
27
For example, Please step out of the car.
مثلاً: لطفاً از خودرو پیاده شوید.
28
You could say, Please step out of the car.
میتوانید بگویید: لطفاً از خودرو پیاده شوید.
29
In a casual conversation: Please step out of the car.
در یک مکالمه خودمانی: لطفاً از خودرو پیاده شوید.
30
A natural way to say it is: Please step out of the car.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: لطفاً از خودرو پیاده شوید.
31
For example, Do you have any witnesses?
مثلاً: شاهدی دارید؟
32
You could say, Do you have any witnesses?
میتوانید بگویید: شاهدی دارید؟
33
In a casual conversation: Do you have any witnesses?
در یک مکالمه خودمانی: شاهدی دارید؟
34
A natural way to say it is: Do you have any witnesses?
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: شاهدی دارید؟
35
For example, My wallet was stolen.
مثلاً: کیف پولم دزدیده شده.
36
You could say, My wallet was stolen.
میتوانید بگویید: کیف پولم دزدیده شده.
37
In a casual conversation: My wallet was stolen.
در یک مکالمه خودمانی: کیف پولم دزدیده شده.
38
A natural way to say it is: My wallet was stolen.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: کیف پولم دزدیده شده.
39
For example, I need to file a report.
مثلاً: باید گزارش رسمی ثبت کنم.
40
You could say, I need to file a report.
میتوانید بگویید: باید گزارش رسمی ثبت کنم.
41
In a casual conversation: I need to file a report.
در یک مکالمه خودمانی: باید گزارش رسمی ثبت کنم.
42
A natural way to say it is: I need to file a report.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید گزارش رسمی ثبت کنم.
43
For example, Stay where you are.
مثلاً: همانجا بمانید.
44
You could say, Stay where you are.
میتوانید بگویید: همانجا بمانید.
45
In a casual conversation: Stay where you are.
در یک مکالمه خودمانی: همانجا بمانید.
46
A natural way to say it is: Stay where you are.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: همانجا بمانید.
47
For example, You're under arrest.
مثلاً: شما بازداشت هستید.
48
You could say, You're under arrest.
میتوانید بگویید: شما بازداشت هستید.
49
In a casual conversation: You're under arrest.
در یک مکالمه خودمانی: شما بازداشت هستید.
50
A natural way to say it is: You're under arrest.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: شما بازداشت هستید.
مطالب و توضیحات اصلی درس
cop
این پست رو کلاً اختصاص میدم به اصطلاحات پلیسی و اکشن:
Hit the dirt: بخواب رو زمین
Hand over sth: چیزی رو تحویل دادن
Blow sb away: کسی رو تلف کردن – کشتن
Hold sb up: از کسی سرقت کردن
Let sb have it: کسی رو کشتن
Stick-up:سرقت مسلحانه
Waste sb: کسی رو تلف کردن – کشتن
Broad daylight: روز روشن
Cuff sb: به کسی دستبند زدن
Frisk sb: کسی رو جست و جوی بدنی کردن
Freez ! : تکون نخور ، ایست!
Spread them: یعنی دست ها و پاهاتو باز کن
