اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحات عامیانه و روزمره انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | اصطلاحات عامیانه در انگلیسی
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
مطالب و توضیحات اصلی درس
اصطلاحات عامیانه در انگلیسی
|
مشغول چه کاری هستید؟ |
What are you busy with? |
|
تا دیر وقت بیدار بودم. |
I stayed uo late. |
|
ای بد نیستم. |
so so |
|
وضع زندگیت چطور است؟ |
How is life treating you. |
|
یکی مانده به آخر. |
The last but one. |
|
در آینده ای نزدیک |
In the near future. |
|
این شایعات از کجا آب می خورد؟ |
Where these rumors originate from? |
|
بهتره تصمیمتو بگیری. |
You'd better make up your mind. |
|
با اون کاری نداشته باش. |
Don't mess with him. |
|
غرورت را از بین ببر |
Fade out your own ego. |
|
جدا نمیدونم چطور از شما تشکر کنم. |
Ive no word to express my deep gratitude. |
|
یکدفعه همه چیز یادم آمد. |
Every thing clicked back to me at once. |
|
امروز زیاد حال و حوصله ندارم. |
I am not in a good mood today. |
|
حسابی سیرم. |
I'm so full. |
|
تا چشم بهم بزنی بر میگردم. |
I will be back right away. |
|
حماقت نکن. |
Stop being a fool. |
|
حواست جمع باشه. |
Be alert. |
|
اون کار دزدیه. |
That is called stealing. |
|
این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار) |
Stop being such a baby. |
|
مستقیم میرم سر اصل مطلب. |
I come straight to the point. |
|
عصبانیم نکن. |
Don't get on my bad side. |
|
دلم برایت می سوزد. |
I feel sorry for you. |
|
صبرم داره تموم می شه. |
My patience is running out. |
|
احساس میکنم که دوباره به دنیا آمده ام. |
I feel like I've been re-born. |
|
کمی ناراحتم. |
I'm a bit upset. |
|
نمیدونم محبت شما را چگونه جبران کنم. |
I don’t have anything to give in return. |
|
اصلا کی اینو گفته؟ |
Who ever said that? |
|
اه چه گندی! |
what a mess! |
|
پیش خودت بمونه. |
Keep it to yourself. |
|
تا حالا دقت کردی؟ |
Have you ever noticed? |
