انگلیسی مثل آب خوردن

روش‌های مخالفت در انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | جملات برای ابراز مخالفت در انگلیسی همراه با ترجمه

۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.

1
I don't agree with that.
با آن موافق نیستم.
2
I see it differently.
من طور دیگری می‌بینمش.
3
I'm not sure about that.
در موردش مطمئن نیستم.
4
I don't think that's right.
فکر نمی‌کنم درست باشد.
5
I understand your point, but I disagree.
منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.
6
That's not how I see it.
من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم.
7
I beg to differ.
اجازه بده مخالفت کنم.
8
I'm afraid I can't agree.
متأسفانه نمی‌توانم موافق باشم.
9
Let's agree to disagree.
بیایید بپذیریم که اختلاف‌نظر داریم.
10
I have a different opinion.
نظر متفاوتی دارم.
11
For example, I don't agree with that.
مثلاً: با آن موافق نیستم.
12
You could say, I don't agree with that.
می‌توانید بگویید: با آن موافق نیستم.
13
In a casual conversation: I don't agree with that.
در یک مکالمه خودمانی: با آن موافق نیستم.
14
A natural way to say it is: I don't agree with that.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: با آن موافق نیستم.
15
For example, I see it differently.
مثلاً: من طور دیگری می‌بینمش.
16
You could say, I see it differently.
می‌توانید بگویید: من طور دیگری می‌بینمش.
17
In a casual conversation: I see it differently.
در یک مکالمه خودمانی: من طور دیگری می‌بینمش.
18
A natural way to say it is: I see it differently.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: من طور دیگری می‌بینمش.
19
For example, I'm not sure about that.
مثلاً: در موردش مطمئن نیستم.
20
You could say, I'm not sure about that.
می‌توانید بگویید: در موردش مطمئن نیستم.
21
In a casual conversation: I'm not sure about that.
در یک مکالمه خودمانی: در موردش مطمئن نیستم.
22
A natural way to say it is: I'm not sure about that.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: در موردش مطمئن نیستم.
23
For example, I don't think that's right.
مثلاً: فکر نمی‌کنم درست باشد.
24
You could say, I don't think that's right.
می‌توانید بگویید: فکر نمی‌کنم درست باشد.
25
In a casual conversation: I don't think that's right.
در یک مکالمه خودمانی: فکر نمی‌کنم درست باشد.
26
A natural way to say it is: I don't think that's right.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: فکر نمی‌کنم درست باشد.
27
For example, I understand your point, but I disagree.
مثلاً: منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.
28
You could say, I understand your point, but I disagree.
می‌توانید بگویید: منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.
29
In a casual conversation: I understand your point, but I disagree.
در یک مکالمه خودمانی: منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.
30
A natural way to say it is: I understand your point, but I disagree.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.
31
For example, That's not how I see it.
مثلاً: من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم.
32
You could say, That's not how I see it.
می‌توانید بگویید: من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم.
33
In a casual conversation: That's not how I see it.
در یک مکالمه خودمانی: من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم.
34
A natural way to say it is: That's not how I see it.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم.
35
For example, I beg to differ.
مثلاً: اجازه بده مخالفت کنم.
36
You could say, I beg to differ.
می‌توانید بگویید: اجازه بده مخالفت کنم.
37
In a casual conversation: I beg to differ.
در یک مکالمه خودمانی: اجازه بده مخالفت کنم.
38
A natural way to say it is: I beg to differ.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: اجازه بده مخالفت کنم.
39
For example, I'm afraid I can't agree.
مثلاً: متأسفانه نمی‌توانم موافق باشم.
40
You could say, I'm afraid I can't agree.
می‌توانید بگویید: متأسفانه نمی‌توانم موافق باشم.
41
In a casual conversation: I'm afraid I can't agree.
در یک مکالمه خودمانی: متأسفانه نمی‌توانم موافق باشم.
42
A natural way to say it is: I'm afraid I can't agree.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: متأسفانه نمی‌توانم موافق باشم.
43
For example, Let's agree to disagree.
مثلاً: بیایید بپذیریم که اختلاف‌نظر داریم.
44
You could say, Let's agree to disagree.
می‌توانید بگویید: بیایید بپذیریم که اختلاف‌نظر داریم.
45
In a casual conversation: Let's agree to disagree.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید بپذیریم که اختلاف‌نظر داریم.
46
A natural way to say it is: Let's agree to disagree.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید بپذیریم که اختلاف‌نظر داریم.
47
For example, I have a different opinion.
مثلاً: نظر متفاوتی دارم.
48
You could say, I have a different opinion.
می‌توانید بگویید: نظر متفاوتی دارم.
49
In a casual conversation: I have a different opinion.
در یک مکالمه خودمانی: نظر متفاوتی دارم.
50
A natural way to say it is: I have a different opinion.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: نظر متفاوتی دارم.

مطالب و توضیحات اصلی درس

Ways you can say - I Disagree
جملات برای ابراز مخالفت در انگلیسی
----------------------------

----------------------------
No
نه

No Way
راه نداره

Bad idea
ایده بدیه

Forget it
فراموشش کن

Go to hell
برو به جهنم

I disagree.
من مخالفم

Consider this:....
اینو در نظر داشته باش که

That is crazy.
این دیوونگیه

When pigs fly.
وقتی خوکها پرواز کردند/وقت گل نی خودمون

I do not agree.
من موافق نیستم

Not on my watch.
نه از نظر من

That is absurd.
بیهوده و پوچه

I beg to differ.
مخالفم/ یه چیزدیگه میخوام

When donkeys fly.
وقتی الاغها پرواز کردند/ وقت گل نی

I do not think so.
من اینجوری فکر نمیکنم

You can’t be serious
نمیتونی جدی باشی

Not in my life time.
هرگز در زندگی ام

I do not agree at all
من کلا مخالفم

Not no, but HELL NO!!
نه که نننننه

I’m afraid I disagree.
فکر کنم مخالفم/ یه کمی رسمی داره میگه مخالفه

When hell freezes over.
وقتی جهنم یخ زد

Are you out of my mind.
عقلت رو از دست دادی

I sure as hell hope not.
من به هیچ وجه امید ندارم

It's not going to happen.
این اتفاق نمی افته

I’m sorry, but I don’t agree.
متاسفم اما موافق نیستم

If I could voice my opinion here...
اگه من بتونم نظرمو بدم...

I see where you're coming from, but...
میدونم جی میگی اما...

With all due respect, I've always thought...
با تمام احترام من همیشه فکر میکنم....