1
I'm swamped with work.
سرم خیلی شلوغ است.
2
Let's get down to business.
بیایید برویم سر اصل کار.
3
I'm calling it a day.
برای امروز کار را تمام میکنم.
4
We're on a tight schedule.
برنامه زمانی فشردهای داریم.
5
Let's touch base tomorrow.
فردا دوباره هماهنگ کنیم.
6
I'll keep you posted.
در جریان نگهت میدارم.
7
We need to meet the deadline.
باید به مهلت مقرر برسیم.
8
Let's think outside the box.
بیایید خلاقانه فکر کنیم.
9
I'm tied up right now.
الان خیلی گرفتارم.
10
Let's get the ball rolling.
بیایید کار را شروع کنیم.
11
For example, I'm swamped with work.
مثلاً: سرم خیلی شلوغ است.
12
You could say, I'm swamped with work.
میتوانید بگویید: سرم خیلی شلوغ است.
13
In a casual conversation: I'm swamped with work.
در یک مکالمه خودمانی: سرم خیلی شلوغ است.
14
A natural way to say it is: I'm swamped with work.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: سرم خیلی شلوغ است.
15
For example, Let's get down to business.
مثلاً: بیایید برویم سر اصل کار.
16
You could say, Let's get down to business.
میتوانید بگویید: بیایید برویم سر اصل کار.
17
In a casual conversation: Let's get down to business.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید برویم سر اصل کار.
18
A natural way to say it is: Let's get down to business.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید برویم سر اصل کار.
19
For example, I'm calling it a day.
مثلاً: برای امروز کار را تمام میکنم.
20
You could say, I'm calling it a day.
میتوانید بگویید: برای امروز کار را تمام میکنم.
21
In a casual conversation: I'm calling it a day.
در یک مکالمه خودمانی: برای امروز کار را تمام میکنم.
22
A natural way to say it is: I'm calling it a day.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برای امروز کار را تمام میکنم.
23
For example, We're on a tight schedule.
مثلاً: برنامه زمانی فشردهای داریم.
24
You could say, We're on a tight schedule.
میتوانید بگویید: برنامه زمانی فشردهای داریم.
25
In a casual conversation: We're on a tight schedule.
در یک مکالمه خودمانی: برنامه زمانی فشردهای داریم.
26
A natural way to say it is: We're on a tight schedule.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: برنامه زمانی فشردهای داریم.
27
For example, Let's touch base tomorrow.
مثلاً: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
28
You could say, Let's touch base tomorrow.
میتوانید بگویید: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
29
In a casual conversation: Let's touch base tomorrow.
در یک مکالمه خودمانی: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
30
A natural way to say it is: Let's touch base tomorrow.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: فردا دوباره هماهنگ کنیم.
31
For example, I'll keep you posted.
مثلاً: در جریان نگهت میدارم.
32
You could say, I'll keep you posted.
میتوانید بگویید: در جریان نگهت میدارم.
33
In a casual conversation: I'll keep you posted.
در یک مکالمه خودمانی: در جریان نگهت میدارم.
34
A natural way to say it is: I'll keep you posted.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: در جریان نگهت میدارم.
35
For example, We need to meet the deadline.
مثلاً: باید به مهلت مقرر برسیم.
36
You could say, We need to meet the deadline.
میتوانید بگویید: باید به مهلت مقرر برسیم.
37
In a casual conversation: We need to meet the deadline.
در یک مکالمه خودمانی: باید به مهلت مقرر برسیم.
38
A natural way to say it is: We need to meet the deadline.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: باید به مهلت مقرر برسیم.
39
For example, Let's think outside the box.
مثلاً: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
40
You could say, Let's think outside the box.
میتوانید بگویید: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
41
In a casual conversation: Let's think outside the box.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
42
A natural way to say it is: Let's think outside the box.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید خلاقانه فکر کنیم.
43
For example, I'm tied up right now.
مثلاً: الان خیلی گرفتارم.
44
You could say, I'm tied up right now.
میتوانید بگویید: الان خیلی گرفتارم.
45
In a casual conversation: I'm tied up right now.
در یک مکالمه خودمانی: الان خیلی گرفتارم.
46
A natural way to say it is: I'm tied up right now.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: الان خیلی گرفتارم.
47
For example, Let's get the ball rolling.
مثلاً: بیایید کار را شروع کنیم.
48
You could say, Let's get the ball rolling.
میتوانید بگویید: بیایید کار را شروع کنیم.
49
In a casual conversation: Let's get the ball rolling.
در یک مکالمه خودمانی: بیایید کار را شروع کنیم.
50
A natural way to say it is: Let's get the ball rolling.
یک روش طبیعی برای گفتن آن این است: بیایید کار را شروع کنیم.
مطالب و توضیحات اصلی درس
چند تا جمله مفید و کاربردی انگلیسی همراه با معنی فارسی
One who can take a joke
آدم با ظرفیت
He can take a joke.
او در شوخی ظرفیت بالایی داره (ظرفیتش بالاست ).
Can he ever take it!
عجب ظرفیتی داره!
He gets carried away very quickly.
او بی جنبه است، ظرفیت نداره.
I don't defer.
من کم نمی یارم.
I don't give up.
من کم نمی یارم.
I never come up short.
من کم نمی یارم.
Leave it up to me.
بگذارش به عهده من.
wishful
خوش خیال
Wishful thinking.
به همین خیال باش.
You are a high flier.
عجب خوش خیالی.
Don't keep your hopes too high.
زیادی به دلت صابون نزن/زیادی امیدوار نباش.
Don't keep your desires too high.
زیادی خوش خیال نباش.
Encouragement
تشویق
Give them a big applause.
Give them a round of applause.
یک کف مرتب برای آنها بزنید.
The crowd applauded him.
جمعیت او را تشویق کردند ( برای او کف زدند ).
cheer them on.
آنها را تشویق کنید ( تشویقشان کنید_مثلا در یک مسابقه ورزشی).
Clap for them.
Give them a clap.
برایشان دست بزنید.
Encourage them.
تشویقشان کنید ( مشوقشان شوید ).
To open out one's heart
درد دل
My heart is heavy.
دلم گرفته.
My heart is bleeding.
دلم خونه.
My heart is aching.
قلبم درد می کنه ( از ناراحتی ).
Speak your heart.
حرف دلت رو بزن.
I'm speaking my heart now.
حرف دلم رو دارم می زنم.
I'm blowing off some steam.
دارم عقده دلم رو خالی می کنم.
That's just a gut feeling.
این فقط یک احساس درونیه.
I really mean it.
واقعیت را دارم می گم ( واقعا دارم می گم ).
I'm being trustful.
با تمام صداقت دارم می گم.
That's the very naked truth.
این حقیقت محضه.
I know what you are going through!
می دونم چه رنجی داری می کشی!