انگلیسی مثل آب خوردن

صحبت در مورد عادات روزانه در انگلیسی با معنی در فارسی

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی مرتبط با این موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر جمله آمده است.

1
How was your day?
روزت چطور بود؟
2
What are you doing right now?
الان چه کار می‌کنی؟
3
I'm on my way home.
در راه خانه هستم.
4
Could you give me a hand?
می‌توانی کمکم کنی؟
5
I'll be there in ten minutes.
ده دقیقه دیگر آنجا هستم.
6
What happened?
چه اتفاقی افتاد؟
7
Don't worry about it.
نگرانش نباش.
8
That sounds great.
عالی به نظر می‌رسد.
9
Let me think about it.
بگذار درباره‌اش فکر کنم.
10
I'll talk to you later.
بعداً با تو صحبت می‌کنم.
11
How was your day today?
روزت چطور بود امروز؟
12
How was your day right now?
روزت چطور بود همین الان؟
13
How was your day if possible?
روزت چطور بود اگر ممکن است؟
14
How was your day please?
روزت چطور بود لطفاً؟
15
What are you doing right now today?
الان چه کار می‌کنی امروز؟
16
What are you doing right now right now?
الان چه کار می‌کنی همین الان؟
17
What are you doing right now if possible?
الان چه کار می‌کنی اگر ممکن است؟
18
What are you doing right now please?
الان چه کار می‌کنی لطفاً؟
19
I'm on my way home today.
در راه خانه هستم امروز.
20
I'm on my way home right now.
در راه خانه هستم همین الان.
21
I'm on my way home if possible.
در راه خانه هستم اگر ممکن است.
22
I'm on my way home at the moment.
در راه خانه هستم در حال حاضر.
23
Could you give me a hand today?
می‌توانی کمکم کنی امروز؟
24
Could you give me a hand right now?
می‌توانی کمکم کنی همین الان؟
25
Could you give me a hand if possible?
می‌توانی کمکم کنی اگر ممکن است؟
26
Could you give me a hand please?
می‌توانی کمکم کنی لطفاً؟
27
I'll be there in ten minutes today.
ده دقیقه دیگر آنجا هستم امروز.
28
I'll be there in ten minutes right now.
ده دقیقه دیگر آنجا هستم همین الان.
29
I'll be there in ten minutes if possible.
ده دقیقه دیگر آنجا هستم اگر ممکن است.
30
I'll be there in ten minutes at the moment.
ده دقیقه دیگر آنجا هستم در حال حاضر.
31
What happened today?
چه اتفاقی افتاد امروز؟
32
What happened right now?
چه اتفاقی افتاد همین الان؟
33
What happened if possible?
چه اتفاقی افتاد اگر ممکن است؟
34
What happened please?
چه اتفاقی افتاد لطفاً؟
35
Don't worry about it today.
نگرانش نباش امروز.
36
Don't worry about it right now.
نگرانش نباش همین الان.
37
Don't worry about it if possible.
نگرانش نباش اگر ممکن است.
38
Don't worry about it at the moment.
نگرانش نباش در حال حاضر.
39
That sounds great today.
عالی به نظر می‌رسد امروز.
40
That sounds great right now.
عالی به نظر می‌رسد همین الان.
41
That sounds great if possible.
عالی به نظر می‌رسد اگر ممکن است.
42
That sounds great at the moment.
عالی به نظر می‌رسد در حال حاضر.
43
Let me think about it today.
بگذار درباره‌اش فکر کنم امروز.
44
Let me think about it right now.
بگذار درباره‌اش فکر کنم همین الان.
45
Let me think about it if possible.
بگذار درباره‌اش فکر کنم اگر ممکن است.
46
Let me think about it at the moment.
بگذار درباره‌اش فکر کنم در حال حاضر.
47
I'll talk to you later today.
بعداً با تو صحبت می‌کنم امروز.
48
I'll talk to you later right now.
بعداً با تو صحبت می‌کنم همین الان.
49
I'll talk to you later if possible.
بعداً با تو صحبت می‌کنم اگر ممکن است.
50
I'll talk to you later at the moment.
بعداً با تو صحبت می‌کنم در حال حاضر.

مطالب و توضیحات تکمیلی درس

 صحبت در مورد عادات روزانه در انگلیسی با معنی در فارسی

Talking about daily habits 

 

I get out of bed about 7 o’clock every morning.

من هر روز صبح ساعت 7 از خواب بیدار میشم

After getting up, I go into the bathroom and take a shower.

بعد از بیدار شدن حمام میروم و دوش میگیرم

Then I shave, brush my teeth and comb my hair.

بعدش اصلاح میکنم و دندان هایم را مسواک میزنم و موهایم را شانه میکنم

After brushing my teeth, I put on my clothes.

بعد از مسواک، لباس هایم را میپوشم

After that, I go downstairs to the kitchen to have breakfast.

سپس به آشپزخانه رفته و صبحانه میخورم

After eating breakfast, I go back upstairs again.

بعد از خوردن صبحانه دوباره بر میگردم بالا

Then, it’s usually time to wake up my little brother.

بعدش معمولا نوبت بیدار کردن برادرم است

He can’t dress himself yet because he’s too young.

او هنوز نمیتواند به تنهایی لباس بپوشد زیرا خیلی کوچک است

I wash his face and hands, and then I dress him.

من دست و صورتش را میشویم و لباس تنش میکنم

He tries to button his own shirt, but he can’t do it.

او سعی میکند تا دکمه لباسش را ببندد اما نمیتواند

My little brother takes a bath before he goes to bed at night.

برادر کوچکم قبل از خواب حمام میکند

He always forgets to wash behind his ears.

او همیشه فراموش میکند که پشت گوش هایش را بشوید

I’m always tired when I come home from work.

من هر وقت از سر کار بر میگردم خسته هستم

At bedtime, I take off my clothes and put on my pajamas.

موقع خواب، لباس هایم را در می آورم و لباس خواب می پوشم

I get into bed at about 11:30, and go right off to sleep.

من ساعت 11:30 به رختخواب می روم و به سرعت خوابم می برد