انگلیسی مثل آب خوردن

تصمیم گیری

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی مرتبط با این موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر جمله آمده است.

1
What are you doing tomorrow?
فردا چه کار می‌کنی؟
2
Do you have any plans for the weekend?
برای آخر هفته برنامه‌ای داری؟
3
Let's meet at six.
ساعت شش همدیگر را ببینیم.
4
Does Friday work for you?
جمعه برایت مناسب است؟
5
I need to check my schedule.
باید برنامه‌ام را بررسی کنم.
6
Can we move it to Monday?
می‌توانیم آن را به دوشنبه منتقل کنیم؟
7
I've decided to stay home.
تصمیم گرفته‌ام خانه بمانم.
8
Let's make a plan.
بیایید برنامه‌ریزی کنیم.
9
I'll let you know tonight.
امشب بهت خبر می‌دهم.
10
That sounds like a good plan.
به نظر برنامه خوبی می‌آید.
11
What are you doing tomorrow today?
فردا چه کار می‌کنی امروز؟
12
What are you doing tomorrow right now?
فردا چه کار می‌کنی همین الان؟
13
What are you doing tomorrow if possible?
فردا چه کار می‌کنی اگر ممکن است؟
14
What are you doing tomorrow please?
فردا چه کار می‌کنی لطفاً؟
15
Do you have any plans for the weekend today?
برای آخر هفته برنامه‌ای داری امروز؟
16
Do you have any plans for the weekend right now?
برای آخر هفته برنامه‌ای داری همین الان؟
17
Do you have any plans for the weekend if possible?
برای آخر هفته برنامه‌ای داری اگر ممکن است؟
18
Do you have any plans for the weekend please?
برای آخر هفته برنامه‌ای داری لطفاً؟
19
Let's meet at six today.
ساعت شش همدیگر را ببینیم امروز.
20
Let's meet at six right now.
ساعت شش همدیگر را ببینیم همین الان.
21
Let's meet at six if possible.
ساعت شش همدیگر را ببینیم اگر ممکن است.
22
Let's meet at six at the moment.
ساعت شش همدیگر را ببینیم در حال حاضر.
23
Does Friday work for you today?
جمعه برایت مناسب است امروز؟
24
Does Friday work for you right now?
جمعه برایت مناسب است همین الان؟
25
Does Friday work for you if possible?
جمعه برایت مناسب است اگر ممکن است؟
26
Does Friday work for you at the moment?
جمعه برایت مناسب است در حال حاضر؟
27
I need to check my schedule today.
باید برنامه‌ام را بررسی کنم امروز.
28
I need to check my schedule right now.
باید برنامه‌ام را بررسی کنم همین الان.
29
I need to check my schedule if possible.
باید برنامه‌ام را بررسی کنم اگر ممکن است.
30
I need to check my schedule at the moment.
باید برنامه‌ام را بررسی کنم در حال حاضر.
31
Can we move it to Monday today?
می‌توانیم آن را به دوشنبه منتقل کنیم امروز؟
32
Can we move it to Monday right now?
می‌توانیم آن را به دوشنبه منتقل کنیم همین الان؟
33
Can we move it to Monday if possible?
می‌توانیم آن را به دوشنبه منتقل کنیم اگر ممکن است؟
34
Can we move it to Monday please?
می‌توانیم آن را به دوشنبه منتقل کنیم لطفاً؟
35
I've decided to stay home today.
تصمیم گرفته‌ام خانه بمانم امروز.
36
I've decided to stay home right now.
تصمیم گرفته‌ام خانه بمانم همین الان.
37
I've decided to stay home if possible.
تصمیم گرفته‌ام خانه بمانم اگر ممکن است.
38
I've decided to stay home at the moment.
تصمیم گرفته‌ام خانه بمانم در حال حاضر.
39
Let's make a plan today.
بیایید برنامه‌ریزی کنیم امروز.
40
Let's make a plan right now.
بیایید برنامه‌ریزی کنیم همین الان.
41
Let's make a plan if possible.
بیایید برنامه‌ریزی کنیم اگر ممکن است.
42
Let's make a plan at the moment.
بیایید برنامه‌ریزی کنیم در حال حاضر.
43
I'll let you know tonight today.
امشب بهت خبر می‌دهم امروز.
44
I'll let you know tonight right now.
امشب بهت خبر می‌دهم همین الان.
45
I'll let you know tonight if possible.
امشب بهت خبر می‌دهم اگر ممکن است.
46
I'll let you know tonight at the moment.
امشب بهت خبر می‌دهم در حال حاضر.
47
That sounds like a good plan today.
به نظر برنامه خوبی می‌آید امروز.
48
That sounds like a good plan right now.
به نظر برنامه خوبی می‌آید همین الان.
49
That sounds like a good plan if possible.
به نظر برنامه خوبی می‌آید اگر ممکن است.
50
That sounds like a good plan at the moment.
به نظر برنامه خوبی می‌آید در حال حاضر.

مطالب و توضیحات تکمیلی درس

Making decisions

تصمیم گیری

I’m anxious to know what your decision is.

من در مورد تصمیم تو دلواپسم

I’m confident you’ve made the right choice.

من مطمئنم شما انتخاب درستی کردید

I want to persuade you to change your mind.

میخوام متقاعدت کنم تا نظرتو عوض کنی

Will you accept my advice?

نصیحت منو قبول میکنی؟

What have you decided?

چه تصمیمی گرفتی؟

I’ve definitely decided to go to California.

من تصمیم قاطعی برای رفتن به کالیفرنیا گرفته ام

He didn’t want to say anything to influence my decision.

او نمیخواست چیزی بگه که روی تصمیم گیری من تاثیری بگذاره

She refuses to make up her mind.

داو از تصمیم گیری خودداری میکنه

I assume you’ve decided against buying a new car.

It took him a long time to make up his mind.

برای اون وقت زیادی گرفت تا تصمیم بگیره

You can go whenever you wish.

شما میتونید هر جا که دوست داشتید برید

We’re willing to accept your plan.

ما مشتاقیم تا برنامه ی شما را قبول کنیم

He knows it’s inconvenient, but he wants to go anyway.

او میداند که کار راحتی نیست اما به هر حال او میخواهد برود

According to Mr. Green, this is a complicated problem.

به گفته ی آقای گرین ، این یک مشکل پیچیده ای هست

She insists that it doesn’t make any difference to her.

او اصرار میکند که برای او فرقی ندارد