جملات و اصطلاحات بسیار زیبای انگلیسی خمراه با ترجمه فارسی
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی مرتبط با این موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر جمله آمده است.
مطالب و توضیحات تکمیلی درس
جملات و اصطلاحات بسیار زیبای انگلیسی همراه با ترجمه فارسی
Let me tell it straight forward
اجازه بدهید رک و رو راست به شما بگویم
Let me get straight to it
اجازه بدهید بدون مقدمه بروم سر اصل مطلب
He is quick to answer
او جواب را آماده دارد
He is really present-minded
او واقعا حضور ذهن خوبی دارد
He is very quick witted
او خیلی بامزه و حاضرجواب است
That was a clear-cut answer
آن یک جواب شسته رفته بود
I mean business
دارم خیلی جدی میگم
Now for real truth
الان جدی جدی
He put it right on him
نه گذاشت و نه برداشت خیلی رک بهش گفت
Get serious whit me
با من جدی باش
I asked you a very somber question
من از تو یک سوال خیلی جدی پرسیدم
That’s beyond a joke
شوخی نمیکنم
They will never go in double harness
ابشان توی یک جوی نمیره
They worked in a factory, didn't they?
آنها در یک کارخانه کار می کردند، مگرنه؟
They're all in the same boat
همه ی انها این وضع رو دارند
thick skull
کله پوک
thieves
دزد ها
Things not what they used to be
چیزها دیگه اون طور که بودن نیستن
Things past can not be recalled
اب رفته به جوی نیاید.
Think about you all the time
همش به تو فکر می کنم
Think it over
در باره ش فکر کن.
think of
فکر کردن درباره
Third time lucky.
تا سه نشه بازی نشه
This blinding silence
این سکوت کور کننده
This book is the largest book in the library.
این کتاب بزرگترین کتاب در کتابخانه است
This car is as expensive as that car.
این اتومبیل به گرانی آن اتومبیل است
This car is the most expensive car in our town.
این اتومبیل ، گران ترین اتومبیل در شهر ماست
This fight he cannot win
این جنگیست که او هرگز پیروز نخواهد شد
This girl is very fat
این دختر خیلی چاق است
This house is newer than that house.
آین خانه جدیدتر از آن خانه است
This is a parasitic disease
این یک بیماری انگلی است.
This is a red car
این یک اتومبیلِ قرمز است
this is the limit
دیگر شورش در آمده
This is way over my head
عقلم دیگه قد نمی دهد
This lesson will be learned tomorrow.
این درس فردا یادگرفته خواهد شد
This might get you into trouble
این ممکنه باعث دردسر بشه
This pain is just too real
این درد خیلی کاریه
Just Say the word
فقط کافیه لب تَر کنی
to take a nap
چُرت زدن
To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید
To take me to the border
تا من رو به لب مرز ببره
To take one's courage in both hands
دل به دریا زدن
to take part
شرکت کردن
to take place
اتفاق افتادن
To take sb's measure
اندازه ی کسی را گرفتن
to take up
در بعضی جمله ها معنی مرور کردن و بررسی کردن می دهد
To talk to a break wall
انگار که با دیوار حرف می زنی!
To talk to deaf ears
مثل این که برای خر یاسین می خونی!!
To teach grandma to suck eggs
پیش لوطی و معلق بازی
To teach someone manners.
کسی را آدم کردن
to tell a fact
حقیقت گفتن
to tell a joke
جُک گفتن
to tell a lie
دروغ گفتن
to tell a story
داستان گفتن
to tell one’s name
نام یکی را گفتن
to tell the difference
تفاوت چیزی را گفتن
to tell the fortune
فال گرفتن
to tell the news
اخبار گفتن
to tell the secret
رمز و سر را گفتن
to tell the time
ساعت گفتن
To the other side
به اون طرف
To the servants whom your passage extolled
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
to throw
انداختن
چه پر رو
so cheeky!
ولم کن
let go of me
بزن تو رگ
. Dig in!
چه آدمهایی پیدا میشن؟
what people
حسابی صفا کردم.
I painted the twon red
زندگیت بر فناست.
your whole life is a waste
این برداشت شماست.(من این طور فکر نمی کنم)
This is the impression you got
