پسر بچه A little boy: توضیح و کاربرد
روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است.
مثالهای انگلیسی درباره پسر بچه A little boy با ترجمه فارسی
جمله انگلیسی را اول بخوانید و معنی را حدس بزنید؛ سپس ترجمه فارسی زیر همان جمله را بررسی کنید.
نکات کاربردی برای یادگیری بهتر
- بار اول متن را بدون توقف برای درک کلی بخوانید.
- بار دوم واژهها و ساختارهای مهم را علامت بزنید.
- در پایان داستان یا متن را با چند جمله ساده به انگلیسی خلاصه کنید.
تمرین فعال این درس
بدون نگاه کردن به مثالهای بالا، عبارتهای فارسی زیر را به انگلیسی بگویید. سپس پاسخ خودتان را با جملههای همین صفحه مقایسه کنید.
- زمانی ،پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
در مرحله بعد، حداقل دو جمله را با اطلاعات واقعی زندگی خودتان تغییر دهید و با صدای بلند تکرار کنید.
جمعبندی
برای یادگیری «پسر بچه A little boy»، هدف فقط شناخت معنی نیست. مثالها را چند بار در فاصلههای زمانی مختلف مرور کنید، از روی فارسی انگلیسی را به یاد بیاورید و عبارتهای کاربردی را وارد مکالمه یا نوشتههای خودتان کنید.
