انگلیسی مثل آب خوردن

کاربرد و استفاده ا ز supposed to در انگلیسی



(something) is supposed to be (adjective)
گفته شده، اعتقاد بر اینه
یه چیز و یا پیش بینی ایی که توسط دیگران بیان شده و شما شنیده اید

مثلا هواشناس خبر هوا رو گفته و بعد شما میخوای برای یکی دیگه نقل کنی
میگی:
It's supposed to clear up by Friday
به نظر میاد که جمعه هوا صاف باشه

مثلا میخوای از یه چیزی یه تعریف کوچولویی بکنی
This one's supposed to be good
This one = اشاره به همون چیزه است
و یا
It is supposed to be the best restaurant in town
گفته میشه/ اعتقاد بر اینه/ به نظر میرسه/ که اون بهترین رستوران توی شهر باشه
و یا
The new James Bond movie is supposed to be excellent
به نظر میرسه که فیلم جدید جیمز باند عالی باشه

یه استفاده ی دیگه از Supposed to
انتظار داشتن و توقع داشتن انجام و رخدادی؛ از شخصی و یا چیزی است
و تقریبا تو تیریپای Should استفاده میشه
در ترجمه های زیر به جای باید میتونید بگید انتظار میره

مثالز:

I'm supposed to get to work by 8
از من انتظار میره که ساعت هشت سر کار باشم
من باید ساعت هشت سر کار باشم

John is supposed to turn off all the lights when he leaves
جان باید چراغها رو وقتی که خواست بره خاموش کنه

I'm supposed to pay my rent on the first of the month
من باید اجاره ام رو سر ماه بدم

It's not supposed to be here
من نباید اینجا باشم/ انتظار نمیره که من اینجا باشم

You're supposed to keep that secret
باید رازدار باشی

You're supposed to let me know when you leave
وقتی رفتی باید منو در جریان بگذاری

You're supposed to stop when at a red light
بابد موقع چراغ قرمر بایستی

You're supposed to return the movies you rent on time
باید فیلمی که اجاره کردی رو برگردونی

You are supposed to remain calm
باید آروم باشی

You are supposed to fasten your seat belt
باید کمر بند ایمنی رو ببندی

You are supposed to invite all your friends
باید همه رفیقات رو دعوت کنی

You are supposed to encourage one another
باید همدیگه رو تشویق کنید

You are supposed to decide before next Thursday
باید تا پنجشنبه ی آینده تصمیمت رو بگیری