عبارتها برای بیان خبره بودن در کاری یا چیزی در انگلیسی
.
He knows all about photography.
او همه چیز را در مورد عکاسی میداند/ او در عکاسی خیلی خبره است.
.
He's a camera expert.
او خبرهی دوربین است/ او در دوربین ماهر است.
.
He's an expert on digital cameras.
او در دوربین های دیجیتال یک حرفه ایی است.
.
There's nothing he doesn't know about X
هیچ چیزی نیست که او در مورد X نداند.
.
He knows photography inside out.
او زیر و روی عکاسی را میداند
.
You wouldn't believe what he knows about X
باورت نمیشه که در مورد X چی میدونه
.
He's a walking encyclopedia of X
او یک دایره المعارف متحرک X است.
.
Photography's his subject.
عنوانش عکاسی است.
.
He knows it from A - Z.
او از الف تا ی اش رو میدونه
.
He's an authority on digital cameras.
او سلطان/ خدای دوربین دیجیتال است.
