کاربرد و استفاده از supposed to در انگلیسی مثل اب خوردن
.
.
(something) is supposed to be (adjective)
گفته شده، اعتقاد بر اینه
یه چیز و یا پیش بینی ایی که توسط دیگران بیان شده و شما شنیده اید
.
مثال رو بده بینیم چی داری میگی برای خودت!
مثلا هواشناس خبر هوا رو گفته و بعد شما میخوای برای یکی دیگه نقل کنی
میگی:
It's supposed to clear up by Friday.
به نظر میاد که جمعه هوا صاف باشه
.
مثلا میخوای از یه چیزی یه تعریف کوچولویی بکنی
This one's supposed to be good.
This one = اشاره به همون چیزه است
و یا
It is supposed to be the best restaurant in town.
گفته میشه/ اعتقاد بر اینه/ به نظر میرسه/ که اون بهترین رستوران توی شهر باشه
و یا
The new James Bond movie is supposed to be excellent.
به نظر میرسه که فیلم جدید جیمز باند عالی باشه
.
یک استفاده ی دیگه از Supposed to
انتظار داشتن و توقع داشتن انجام و رخدادی؛ از شخصی و یا چیزی است
و تقریبا تو تیریپای Should استفاده میشه
در ترجمه های زیر به جای باید میتونید بگید انتظار میره
.
مثالز:
.
I'm supposed to get to work by 8
از من انتظار میره که ساعت هشت سر کار باشم
یا ساده تر بگیم:
من باید ساعت هشت سر کار باشم
John is supposed to turn off all the lights when he leaves
جان باید چراغها رو وقتی که خواست بره خاموش کنه
I'm supposed to pay my rent on the first of the month
من باید اجاره ام رو سر ماه بدم
It's not supposed to be here
من نباید اینجا باشم/ انتظار نمیره که من اینجا باشم
You're supposed to keep that secret
باید رازدار باشی
You're supposed to let me know when you leave
وقتی رفتی باید منو در جریان بگذاری
You're supposed to stop when at a red light
بابد موقع چراغ قرمر بایستی
You're supposed to return the movies you rent on time
باید فیلمی که اجاره کردی رو برگردونی
You are supposed to remain calm
باید آروم باشی
You are supposed to fasten your seat belt
باید کمر بند ایمنی رو ببندی
You are supposed to invite all your friends
باید همه رفیقات رو دعوت کنی
You are supposed to encourage one another
باید همدیگه رو تشویق کنید
You are supposed to decide before next Thursday
باید تا پنجشنبه ی آینده تصمیمت رو بگیری
