نگران شدن و نگران بودن در انگلیسی Being Worried
.
خیلی ها میگن که نباید نگران شد و یا بود؛
اما به هر حال یک حس است که در ما ایجاد میشه، هرچند ممکنه به موقعیت کمکی نکنه؛ اما خب وقتی آدم نگران میشه، کاریش نمیشه کرد.
.
I'm worried about my son.
من در مورد پسرمان نگرانم
.
دقت داشته باشید که نگران بودن با I am worried بیان میشود
.
مثالز
I am worried about sth
من در مورد فلان چیز نگرانم
.
I'm worried about the situation.
من در مورد وضعیت نگرانم
.
I'm so worried.
من خیلی نگرانم
.
I'm a little worried.
کمی نگرانم
.
He's very worried about work.
او در مورد کار نگران است
.
He's worrying about his financial situation.
او در مورد وضعیت مالی اش نگرانی دارد
.
She's worried about her dog.
او در مورد سگ اش نگران است
.
Our dog has been missing for 2 days.
My wife is very worried.
سگ ما به مدت دو روز گم شده است
همسرم خیلی نگران است
.
Our son slipped and hit his head.
It's going to be a couple of days before
we know how serious it is.
I can't help but worry about it.
پسر ما سُر خورد و سرش ضربه خورد
چند روز طول میکشه که ما بدانیم موضوع چقدر جدی است
نمیتونیم کمکی کنم اما نگرانم
.
I'd be worried if I was in that situation.
اگر من در این وضعیت بودم نگران میشدم
.
I bet she's really worried.
شرط میبندم او خیلی نگران است
مطمئنم او خیلی نگران است
.
The doctor said something was
wrong with my wife's blood test.
I'm so worried.
دکتر گفت که یه مشکلی در مورد آزمایش خون همسرم وجود داره خیلی نگرانم
.
Sth is wrong with sth
مشکل داشتن چیزی با چیزی
.
I lost my job and I'm having a hard time
finding another one. I'm beginning to worry
about how I'm going to take care of my family.
من کارم را از دست دادم و اوضاع سختی دارم تا کار دیگری بیابم
دارم نگران میشوم که چطور مراقب خانواده ام باشم
.
Take care of sth
مراقب چیزی بودن
.
My husband lost his job. Although I'm worried,
I can't put pressure on him because he feels really bad.
شوهرم کارش را از دست داده، با وجود اینکه نگرانم
نمیتوانم او را تحت فشار قرار بدهم چون احساس بدی دارد
.
put pressure on sb/sth
چیزی یا فردی را تحت فشار قرار دادن
فرمول سریع: I’m worried about... یعنی «دربارهٔ ... نگرانم»، I worry about... بیشتر یک نگرانی تکرارشونده/عادت را بیان میکند، و I’m concerned about... معمولاً کمی رسمیتر است.
