اصطلاح های تابلو بودن در انگلیسی
.
همانطور که میدونید،
تابلو بودن در فارسی مفاهیم و کاربرد های مختلفی داره.
یکی از اصطلاحاتی که به همین موضوع اشاره داره اینه:
stick/stand out a mile
مثال:
It stood out a mile that she was lying
از دور داد میزد (خیلی تابلو بود) که داشت دروغ می گفت
.
She sticks out a mile with her red hair.
با اون موهای قرمزش تابلوئه
.
Of course he's hungry- it stands out a mile
البته که گرسنه است؛ تابلوئه
.
His lack of experience sticks out a mile.
بی تجربه گی ااو تابلو/مشخص است.
.
Mori stood out a mile in his purple hat.
موری با اون کلاه صورتی اش خیلی تابلو بود.
-------
گاهی هم تابلو بودن به این اشاره داره که فهمیدن جواب چیزی خیلی آسونه. و یا میگیم؛ اینکه فکر نمیخواد، تابلوئه
.
عبارت No-brainer برای همین موضوع بکار میره.
توجه که No-brainer اسم است.
مثال:
B: Who do you think is better-looking, Jennifer Lopez or Jessica Alba?
A: That’s a complete no-brainer! Jessica Alba is much hotter
A: به نظرت کدوم یکی خوشگل تره، جنیفر لوپز یا جسیکا البا؟
B: این که خیلی تابلوئه! جسیکا البا جذاب تره!
.
This is a complete no-brainer
این یه موضوع تابلو و بسیار واضحی است
.
Hey buddy, Do you know which road goes to Tehran?
هی رفیق میدونی کدوم راه به تهران میره؟
.
It's no brainer man, This one at the left
خیلی ساده است مرد، این سمت چپی ـه
