انگلیسی مثل آب خوردن

همون اولش / از همون اولش / از روز اول در انگلیسی
.
یک اصطلاح داره (Idiom)
که میگه:
In the first place
.
مثالز:👇
✒️We should never have agreed to this project in the first place.
از همون اولش نباید با این پروژه موافقت میکردیم
.
✒️We only had four of these glasses in the first place, and now I've broken two of them
ما اون اولش فقط چهار تا از این لیوان ها داشتیم و الان دو تاش شکسته است
.
✒️He could have bought a new one in the first place.
میتونست از همون اولش یه دونه نو اش رو بخره
.
✒️Why didn't you tell me in the first place?
چرا از همون اولش بهم نگفتی؟
.
نکته:📌
این اصطلاح یک کاربرد دیگه هم داره به عنوان؛ اولا"
همچنین داریم:
✒️in the second place
دوما"
✒️In the third place
سوما"
.
مثال:
✒️In the first place, I don't like their hours,
and in the second place, I can't afford the dues
and in the third place, I am a lazy person.
اولا" ساعت کاریشان را دوست ندارم،
دوما" من وظایف محوله را نمیتوانم بپذیرم
سوما" من آدم تنبلی هستم
.
یک اصطلاح دیگر هم داریم
✒️from day one
از روز اول
.
مثال:
✒️We were told from day one that the army will not tolerate racism.
ما از روز اول گفتیم که ارتش نژادپرستی را برنمیتابد
.
✒️You haven't done anything right since day one!
تو از روز اول تا الان هیچ کاری نکرده ایی
.
✒️She was unhappy with her new car from day one.
او از همان روز اول با ماشین جدیدش خوشحال نبود
.
✒️I know you, You are someone who never likes our posts since day one.
میشناسمت، تو همونی که از روز اول پستهای ما رو لایک نکرده ایی😁