انگلیسی مثل آب خوردن

مهمترین فعل های انگلیسی یا افعال اساسی انگلیسی با معنی فارسی و جملات کاربردی مثال

در این ویدیو یکصد مورد 100 فعل ضروری از مهمترین و اساسی ترین افعال انگلیسی همراه با معنی فارسی و جملات کاربردی مثال برای این فعل های مهم را خدمت شما عزیزان تقدیم نموده ایم که ضمن یادگیری و مرور این افعال اساسی انگلیسی به تلفظ درست آنها در انگلیسی مسلط شوید و ضمن یادگیری فعلهای انگلیسی با ترجمه فارسی بتوانید جملات کاربردی انگلیسی مثال زده شده برای این فعلهای مهم را یاد بگیرید و به آنها برای مکالمات روزمره انگلیسی خود مسلط شوید و یادگیری انگلیسی خودتان را تقویت کنید.

 

لیست یکصد 100 فعل ضروری انگلیسی با معنی فارسی و جملات مثال

Accept : پذیرفتن
Please accept my apology.
لطفا" پوزش مرا بپذیرید.
 
Allow : اجازه دادن
Allow me to buy you a drink.
اجازه بدهید برای شما یک نوشیدنی بخرم.
 
Ask : پرسیدن
Ask me an easier question.
از من یک سوال آسانتر بپرسید.
 
Believe : باور کردن
Believe me, I tell the truth.
باورم کنید، من راست می‌گویم.
 
Borrow : قرض گرفتن
I need to borrow your car.
من لازم دارم که ماشین شما را قرض بگیرم.
 
Break : شکستن
Break the window to enter the house.
برای ورود به خانه پنجره را بشکن.
 
Bring : آوردن
Bring me that pen.
آن خودکار را برای من بیاور.
 
Buy : خریدن
I want to buy a coffee.
من می‌خواهم یک قهوه بخرم.
 
Can : توانستن
Can you solve the problem?
آیا می‌توانی مشکل را حل کنی؟
 
Cancel : لغو کردن
Please cancel my appointment.
لطفا" قرار مرا لغو کنید.
 
Change : تغییر دادن
I want to change the path.
من می‌خواهم مسیر را تغییر دهم.
 
Clean : تمیز ‌کردن
Clean the table before eating anything.
قبل از خوردن هرچیزی میز را تمیز کنید.
 
Cook : غذا پختن
I cook rice for dinner.
من برای شام برنج می‌پزم.
 
Complain : شکایت ‌‌کردن
I complain about the conditions.
من در مورد شرایط شکایت می‌کنم.
 
Confirm : تایید کردن
I want you to confirm my ticket.
من می‌خواهم شما بلیت مرا تایید کنید.
 
Count : شمردن
Let me count to 10.
بگذارید تا ده بشمارم.
 
Cut : بریدن
I cut an apple.
من یک سیب می‌برم.
 
Dance : رقصیدن
Dance with me.
با من برقص.
 
Draw : کشیدن
I draw a tree.
من یک درخت می‌کشم.
 
Drink : نوشیدن
Drink some water first.
اول کمی آب بنوش.
 
Drive : رانندگی ‌‌کردن
Drive slowly.
به آرامی رانندگی کن.
 
Eat : خوردن
Eat less, live more.
کمتر بخور، بیشتر عمر کن.
 
Explain : توضیح دادن
Please explain the problem clearly.
لطفا" مشکل را با شفافیت توضیح دهید.
 
Feel : حس کردن
I feel you.
من احساست می‌کنم.
 
Fill : پر ‌‌کردن
I fill the glass with water.
من لیوان را با آب پر می‌کنم.
 
Find : پیدا ‌‌کردن
Find a better place to work.
جای بهتری برای کار پیدا کن.
 
Finish : تمام ‌‌کردن
First finish your work.
اول کارت را تمام کن.
 
Follow : دنبال کردن
Follow your dreams.
رویاهایت را دنبال کن.
 
Fix : درست/تعمیر کردن
I fix the car.
من ماشین را درست/تعمیر می‌کنم.
 
Forgive : بخشیدن
Forgive others.
دیگران را ببخش.
 
Forget : فراموش کردن
Forget the past.
گذشته را فراموش کن.
 
Give : دادن
Give him more milk.
به او بیشتر شیر بدهید
 
Go : رفتن
Go to the right.
به سمت راست برو.
 
Have : داشتن
I have 5 apples.
من پنج تا سیب دارم.
 
Hear : شنیدن
I hear your voice.
من صدای شما را می‌شنوم.
 
Hate : متنفر بودن
I hate you all.
من از همه‌ی شما متنفرم.
 
Kill : کشتن
Don't kill your time.
زمانت را نکش/ از بین نبر.
 
Know : دانستن
I know nothing.
من هیچ چیز نمی‌دانم.
 
Learn : یادگرفتن
I learn English.
من انگلیسی یاد می‌گیرم.
 
Leave : ترک کردن
Leave me alone.
مرا ترک کن.
 
Listen : گوش کردن
Listen to me.
به من گوش بده.
 
Live : زندگی کردن
Live and let them live.
زندگی کن و بگذار زندگی کنند.
 
Look : دیدن
Look at me please.
لطفا" مرا ببینید.
 
Lie : دروغ گفتن
Please do not lie to me.
لطفا" به من دروغ نگو.
 
Make : درست کردن
I am making tea.
من دارم چای درست می‌کنم.
 
Need : احتیاج داشتن
I need some money.
من مقداری پول لازم دارم.
 
Open : بازکردن
Open the door.
در را باز کنید.
 
Organize : منظم کردن/ ترتیب دادن
I organize a meeting for them.
 
من یک قرار ملاقات برای آنها ترتیب می‌دهم.
 
Close : بستن
Please close the door.
لطفا" در را ببنید.
 
Pay : پرداختن
You can pay by credit card.
شما می‌توانید با کارت اعتباری پرداخت کنید.
 
Play : بازی کردن
Go and play in the yard.
برو و در حیاط بازی کن.
 
Put : قرار دادن
Put the letter on the table.
نامه را روی میز بگذارید.
 
Rain : باریدن
It is raining.
دارد باران می‌بارد.
 
Read : خواندن
I read the book.
من کتاب می‌خوانم.
 
Reply : پاسخ دادن
Let me reply his message.
بگذار من پیام او را پاسخ دهم.
 
Run : دویدن
I run everyday.
من هر روز می‌دوم.
 
Say : گفتن
Please say something.
لطفا" چیزی بگو.
 
See : دیدن
I see Mori every night.
من هر شب موری را می‌بینم.
 
Sell : فروختن
I want to sell my computer.
من می‌خواهم کامپیوترم را بفروشم.
 
Send : فرستادن
Please send me some money.
لطفا" برای من کمی پول بفرستید.
 
Sign : امضا کردن
We sign a contract.
ما یک قرارداد امضا می‌کنیم.
 
Sing : آواز خواندن
I sing a song for Bob.
من یک آهنگ برای باب می‌خوانم.
 
Sit : نشستن
Sit here please.
اینجا بنشینید لطفا"!
 
Sleep : خوابیدن
Sleep well.
خوب بخوابید.
 
Smoke : سیگار کشیدن
Don't smoke here.
اینجا سیگار نکشید.
 
Speak : صحبت کردن
I speak English.
من انگلیسی صحبت می‌کنم.
 
Spell : هجی کردن
You spell words.
تو کلمات را هجی می‌کنی.
 
Spend : خرج کردن
We spend a lot in Paris.
ما در پاریس خیلی خرج کردیم.
 
Stand : ایستادن
Stand here and wait.
اینجا بایست و منتظر باش.
 
Start : شروع کردن
I start the car.
من ماشین را ستارت می‌زنم.
 
Study : درس خواندن
I study hard.
من سخت درس می‌خوانم.
 
Suggest : پیشنهاد دادن
Can you suggest us a good restaurant?
آیا شما می‌توانید به ما رستوران خوبی پیشنهاد دهید؟
 
Swim : شنا کردن
I swim in the cold water.
من در آب سرد شنا می‌کنم.
 
Take : گرفتن
Take the money from him.
پول را از او بگیر.
 
Talk : صحبت کردن
I talk to my brother.
من با برادرم صحبت می‌کنم.
 
Teach : یاد دادن
Please teach me some rules.
لطفا" چند تا از قوانین را به من یاد دهید.
 
Tell : گفتن
Tell us a story.
برای ما یک داستان بگو.
 
Think : فکر کردن
Think before talk.
قبل از حرف زدن فکر کن.
 
Throw : پرتاب کردن
I throw the ball.
من توپ را پرتاب می‌کنم.
 
Translate : ترجمه کردن
I translate this word for you.
من این کلمه را برای تو ترجمه می‌کنم.
 
Travel : سفر کردن
I travel to London.
من به لندن سفر می‌کنم.
 
Try : امتحان/سعی کردن
Never try this at home.
هیچ وقت این را در خانه امتحان نکنید.
 
Turn off : خاموش کردن
Let me turn off the radio.
اجازه بدید رادیو را خاموش کنم.
 
Turn on : روشن کردن
I want to turn on the TV.
من می‌خواهم تلویزیون را روشن کنم.
 
Type : تایپ کردن
I type very fast.
من خیلی سریع تایپ می‌کنم.
 
Understand : فهمیدن
I understand you well.
من شما را خوب می‌فهمم/درک می‌کنم.
 
Use : استفاده کردن
Use your head.
از مغزت استفاده کن/ فکر کن.
 
Wait : صبر کردن
Wait and see.
صبر کن/منتظر باش و ببین.
 
Walk : قدم زدن
I walk to work every morning.
من هر روز صبح پیاده به سر کار می‌روم.
 
Want : خواستن
First I want to talk about you.
من اول می‌خواهم در مورد شما صحبت کنم.
 
Watch : نگاه کردن
Watch outside first.
اول بیرون را نگاه کن/ بپا.
 
Work : کارکردن
I work in a company.
من در یک شرکت کار می‌کنم.
 
Worry : نگران شدن
Don't worry.
نگران نباش.
 
Write : نوشتن
I want to write a message for her.
من می‌خواهم یک پیام برای او بنویسم.
 
Waste : هدر رفتن
Don't waste your time.
وقتت را هدر نده.
 
Wave : دست تکان دادن
I wave my hand to her.
من دستم را برای او تکان دادم.
 
Worship : پرستیدن/عبادت کردن
We worship God.
ما خدا را می‌پرستیم.
 
Win : برنده شدن
I can win this time.
من این بار می‌توانم برنده شوم.
 
Wear : پوشیدن
You wear black pants.
شما شلوار سیاه می‌پوشی.
 

Wash : شستن

I wash my hands.
من دستانم را می‌شویم.