به خاطر فلان چیز؛ به دلیل فلان چیز در انگلیسی
.
فقط توجه داشته باشید که بعد از because of اسم مصدر یا یک عبارت اسمی قرارمیگرد:
البته این جمله ی بالا فرمالیته است؛ زیاد بهش فکر نکنید
.
مثالز:
.
He didn’t come to class because of sickness
او به به خاطر مریض بودن کلاس نیومد
.
I couldn't go out because of the rain.
من به خاطر بارون نتونستم برم بیرون
.
I couldn't go out because of the snow.
من به خاطر برف نتونستم برم بیرون
.
We couldn't go out because of the typhoon.
ما به خاطر طوفان نتونستیم بریم بیرون
.
The bus was late because of the traffic jam.
اتوبوس به خاطر گیر کردن در ترافیک دیر کرد
.
He couldn't sleep because of the noise outside his window.
او به خاطر سر و صدای بیرون پنجره اش نتونتست بخوابه
.
Just saying you don't like fish because of the bones is not really a good reason for not liking fish.
فقط به خاطر اینکه میگی ماهی رو به خاطر استخوانهاش دوست نداری، دلیل خوبی نیست که ماهی رو دوست نداشه باشید
.
.
─────────────────────
مجموعه های بسیار مفید و باحال آموزشی
در سایت انگلیسی مثل آب خوردن
http://www.abcxyz.ir/
