انگلیسی مثل آب خوردن

On the bright side/جای خوشبینی اینکه
.
جای خوشبینی اینکه
نقطه ی قوت اینکه
خوشبختانه
.
.
وقتی داری در مورد یه چیز منفی حرف میزنی 
بعد میخوای سویچ کنی رو نقطه ی مثبت
و یا اینکه از نقاط مثبت و خوشبینی حرف بزنی
میتونی از این عبارت استفاده کنی
.
.
مثال:
On the bright side, the car you wrecked was covered by insurance.
خوشبختانه؛ ماشینی که درب و داغونش کردی تحت پوشش بیمه بود

On the bright side, we were able to cut costs by 20%
خوشبختانه ما تونستیم تا 20 درصد هزینه ها رو کاهش بدیم

توجه نکردی چی شد الان:
cut cost=کاهش هزینه
.
(someone) was able to (do something)
یه کاری که به سختی موفق به انجامش شده باشیم