کاریش نمیتونم بکنم / نمیتونم متوقف اش کنم/ نمیتونم کنترل اش کنم
اینا رو چی جوری بگیم تو انگلیسی؟؟؟؟؟
.
یه ساختار ساده داره در انگلیسی به این شکل:
/I can't help + /verb-ing
.
مثالز:
I can't help thinking about it.
نمیتونم در موردت فکر نکنم / فکر کردن در مورد تو رو نمیتونم کاریش کنم
.
I can't help shopping so much.
نمیتونم زیاد خرید کردنم رو کنترل کنم
.
I can't help working all the time.
کل ساعات کار کردن رو نمیتونم کاریش کنم
.
I can't help smiling when I see her.
وقتی میبینمش نمیتونم بهش لبخند نزنم
.
I can't help eating so much.
پرخوری رو نمیتونم کنترل کنم
.
I can't help loving you.
نمیتونم دوست داشتن تو رو کنترل کنم
.
I can not help biting my nails when I am nervous.
وقتی عصبی ام نمیتونم جویدن ناخن هام رو کاریش کنم
.
I can not help smoking when I have been drinking.
سیگار بعد مشروب رو نمیتونم کاریش کنم
.
I cannot help feeling so sad.
ناراحتی و غمناک بودن رو نمیتونم کنترل کنم
.
I cannot help remembering the things you did.
نمیتونم کارهایی که کردی رو فراموش کنم
.
