فرق بین in time و on time: توضیح و کاربرد
این دو تا اصطلاح تقریبا هم معنی هستن اما انگلیسی زبان ها در موقعیت های متفاوتی ازشون استفاده میکنن.
on time یعنی سر وقت تعیین شده . برای مثال:
مثالهای انگلیسی درباره فرق بین in time و on time با ترجمه فارسی
جمله انگلیسی را اول بخوانید و معنی را حدس بزنید؛ سپس ترجمه فارسی زیر همان جمله را بررسی کنید.
1If you don’t turn it in on time, you will receive a 30-point deduction.
in time یعنی کاری رو قبل از مهلت مقرر انجام دادن یا قبل از اینکه دیر بشه. برای مثال:
نکات کاربردی برای یادگیری بهتر
- مثالها را با صدای بلند بخوانید و فقط به ترجمه اکتفا نکنید.
- عبارتهای قابل استفاده را جدا کنید و در یک جمله شخصی به کار ببرید.
- پس از مطالعه، بدون نگاه کردن به صفحه نکات اصلی را برای خودتان بازگو کنید.
تمرین فعال این درس
بدون نگاه کردن به مثالهای بالا، عبارتهای فارسی زیر را به انگلیسی بگویید. سپس پاسخ خودتان را با جملههای همین صفحه مقایسه کنید.
- in time یعنی کاری رو قبل از مهلت مقرر انجام دادن یا قبل از اینکه دیر بشه. برای مثال:
در مرحله بعد، حداقل دو جمله را با اطلاعات واقعی زندگی خودتان تغییر دهید و با صدای بلند تکرار کنید.
جمعبندی
برای یادگیری «فرق بین in time و on time»، هدف فقط شناخت معنی نیست. مثالها را چند بار در فاصلههای زمانی مختلف مرور کنید، از روی فارسی انگلیسی را به یاد بیاورید و عبارتهای کاربردی را وارد مکالمه یا نوشتههای خودتان کنید.
