متنی فوق العاده زیبا، همراه با ترجمه فارسی، تقدیم شما خوبان
.
I lose you again in circle of love and take refuge from my God, the only sentry to keep you in this circle.
دگرباره تو را در ساحت مقدس عشق از کف می دهم و به خدای خود که تنها نگهبان تو برای حضورت در این ساحت است، پناه می برم.
.
I'm sure I've taken a good sentry.
اطمینان دارم نگهبان خوبی برگزیده ام.
.
Some times I feel pain in my eyes and can't beer any more tears. What should I do?
گهگداری چشمانم می سوزد و طاقت اشکهای بیشتر را ندارد. چه کنم.
.
If the challenging of love lasts years, if it has problems, if it needs power to encounter hardships, I've got to tolerate and stay.
توانم بسیار کم است. مبارزه عشق اگر سالها به طول انجامد، اگر پیچ و خم فراوان دارد، اگر قدرت برابری با ناملایمات می خواهد، باید بود و تحمل کرد.
.
Should encounter and have patience and go on the challenge. I use power of love as the protector for my uncontrollable heart and also, I want him to protect you and increase your power for the hardships come to you.
باید کشید و صبور بود و مبارزه کرد. یاد خدا را نگهبان دل افسار گسیخته ام می کنم و هم، از او می خواهم تو را پاس بدارد و اگر ناملایمات دست آزار بر تو بلند کرد، توانایی ات را افزون کند.
.
If you forget even to open the window of your black bricks room, go to that notes written last summer. Maybe a word of hope was written.
حتی اگر یادت رفت پنجره اتاق آجر مشکی ات را باز کنی، سری به جزوه های نوشته شده تابستانهای گذشته بزن. شاید واژه امیدی نگاشته شده باشد.
.
I gave my heart's sigh to fall breeze. Each black bricks of your room are incarnation of that sigh, one by one.
من آه دلم را بدست نسیم پاییزی داده ام. دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت، تجسم آن آه اند.
.
