ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی با معنی فارسی و مثال – بخش ۱
۳۰ ضربالمثل رایج با معنی روشن و یک مثال طبیعی. ترجمهها مفهومیاند؛ چون معادل فارسی یک ضربالمثل همیشه ترجمه کلمهبهکلمه آن نیست.
چطور ضربالمثل یاد بگیریم؟
اول مفهوم را یاد بگیرید، بعد ببینید در چه موقعیتی گفته میشود. استفاده بیش از حد از proverb در مکالمه طبیعی نیست؛ اما شناختن آنها برای فهم فیلم، متن و گفتوگو بسیار مفید است.
۳۰ ضربالمثل کاربردی
Better late than never.
معنی: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
Actions speak louder than words.
معنی: عمل از حرف مهمتر است.
Practice makes perfect.
معنی: تمرین باعث پیشرفت و مهارت میشود.
Where there’s a will, there’s a way.
معنی: اگر اراده باشد، راهی پیدا میشود.
Don’t judge a book by its cover.
معنی: از روی ظاهر قضاوت نکن.
Two heads are better than one.
معنی: همفکری دو نفر بهتر از یک نفر است.
The early bird catches the worm.
معنی: کسی که زودتر اقدام کند شانس بیشتری دارد.
A friend in need is a friend indeed.
معنی: دوست واقعی در زمان سختی شناخته میشود.
Easy come, easy go.
معنی: چیزی که آسان به دست آید ممکن است آسان هم از دست برود.
No news is good news.
معنی: بیخبری گاهی نشانه نبودن مشکل است.
Don’t put all your eggs in one basket.
معنی: همه چیز را روی یک گزینه ریسک نکن.
When in Rome, do as the Romans do.
معنی: در محیط جدید با رسوم همانجا هماهنگ شو.
The grass is always greener on the other side.
معنی: زندگی دیگران اغلب بهتر از واقعیت به نظر میرسد.
Every cloud has a silver lining.
معنی: در شرایط بد هم میتوان جنبه مثبتی پیدا کرد.
Rome wasn’t built in a day.
معنی: کارهای بزرگ زمان میبرند.
Don’t count your chickens before they hatch.
معنی: قبل از قطعی شدن نتیجه، روی آن حساب نکن.
The pen is mightier than the sword.
معنی: قدرت فکر و کلام میتواند از زور بیشتر باشد.
You can’t have your cake and eat it too.
معنی: نمیشود همزمان دو خواسته ناسازگار را داشت.
Honesty is the best policy.
معنی: صداقت معمولاً بهترین روش است.
Look before you leap.
معنی: قبل از تصمیم مهم فکر و بررسی کن.
Too many cooks spoil the broth.
معنی: دخالت افراد زیاد میتواند کار را خراب کند.
Absence makes the heart grow fonder.
معنی: دوری میتواند دلتنگی و علاقه را بیشتر کند.
Beggars can’t be choosers.
معنی: وقتی گزینههای کمی داریم، نمیتوانیم خیلی سختگیر باشیم.
Birds of a feather flock together.
معنی: آدمهای شبیه معمولاً با هم جمع میشوند.
Curiosity killed the cat.
معنی: کنجکاوی بیش از حد ممکن است دردسرساز شود.
Don’t bite the hand that feeds you.
معنی: به کسی که به تو کمک میکند بدی نکن.
Make hay while the sun shines.
معنی: تا فرصت مناسب هست از آن استفاده کن.
Strike while the iron is hot.
معنی: وقتی فرصت مناسب است سریع اقدام کن.
Where there’s smoke, there’s fire.
معنی: شایعههای مکرر گاهی ریشهای واقعی دارند.
You reap what you sow.
معنی: نتیجه کارهای خودت را میبینی.
برای دیدن جملهها و عبارتهای بیشتری در بافت واقعی، به مجموعه ۱۱,۰۰۰ جمله کاربردی انگلیسی
