رفتن به محتوای اصلی
انگلیسی مثل آب خوردن انگلیسی مثل آب خوردن

آموزش کاربردی زبان انگلیسی · مرجع فارسی

۳۹۷ ضرب‌المثل انگلیسی با معنی و معادل فارسی

در این مجموعه، ۳۹۷ ضرب‌المثل، اصطلاح و جمله معروف انگلیسی را همراه با معنی یا معادل فارسی می‌خوانید. تمام ۳۹۷ مدخل اصلی حفظ شده‌اند، عبارت‌های دارای غلط آشکار اصلاح شده‌اند و برای ۵۰ مدخل پرکاربرد، جمله نمونه انگلیسی با ترجمه فارسی افزوده‌ایم.

بعضی معادل‌های فارسی، ترجمه کلمه‌به‌کلمه نیستند و صرفاً مفهوم یا فضای ادبی عبارت را منتقل می‌کنند. هرجا یک جمله تاریخی، کلیشه‌ای یا نامناسب برای گفت‌وگوی امروز بوده، کنار آن توضیح کاربرد درج شده است.

چطور از این فهرست بهتر انگلیسی یاد بگیریم؟

ضرب‌المثل: تجربه یا پیام کلی را در قالب عبارتی کوتاه بیان می‌کند. نمونه:

Practice makes perfect.

اصطلاح: معنی آن ممکن است از مجموع معنی واژه‌ها به دست نیاید. نمونه:

Wake up and smell the coffee.

برای یادگیری ماندگار، اول عبارت انگلیسی را بخوانید، معنی فارسی را با آن مقایسه کنید، سپس یک جمله تازه با آن بسازید. در کارت‌های دارای بخش «مثال کاربردی»، ترتیب همیشه انگلیسی و بعد فارسی است.

دسترسی سریع بر اساس حرف اول عبارت انگلیسی

A B C D E F G H I J K L M N O P T W Y

نکته: برای پیدا کردن یک عبارت خاص، از قابلیت جست‌وجوی داخل صفحه در مرورگر استفاده کنید.

عبارت‌های آغازشونده با حرف A (123 مورد)

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 299

Absence increases sorrow

معنی و معادل فارسی: غیبت طولانی باعث افزایش اندوه می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 203

Absence makes the heart grow fonder

معنی و معادل فارسی: جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند.

مثال کاربردی

I missed my family more while travelling; absence makes the heart grow fonder.

در سفر دلتنگ خانواده‌ام شدم؛ دوری محبت را بیشتر می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 262

Absence sharpens love, presence strengthens it

معنی و معادل فارسی: دوری و دوستی؛ با اهل زمانه صحبت از دور خوش است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 247

Abstinence is the best medicine

معنی و معادل فارسی: امساک و پرهیز بهترین دارو است؛ سلامتی تن در پرهیز است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 240

Accidents will happen

معنی و معادل فارسی: با سرنوشت نمی‌توان جنگید؛ حادثه خبر نمی‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 239

Accidents will happen in the best regulated families

معنی دقیق: حتی در منظم‌ترین خانواده‌ها نیز حادثه و اشتباه رخ می‌دهد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 248

Accusing the times is but excusing ourselves.

معنی و معادل فارسی: از ماست که بر ماست؛ خود کرده را تدبیر نیست.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 266

Act quickly, think slowly

معنی و معادل فارسی: خوب تامل کن، زود دست بکار شو.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 201

Act so in the valley that you need not fear those who stand on the hill

معنی دقیق: چنان درستکار باش که از داوری دیگران نترسی.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 267

Act today; tomorrow may be too late

معنی و معادل فارسی: کار امروز به فردا مفکن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 227

Action is the proper fruit of knowledge

معنی و معادل فارسی: بار درخت علم ندانم بجز عمل.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 200

Actions speak louder than words

معنی و معادل فارسی: به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

مثال کاربردی

Don't just promise to help; actions speak louder than words.

فقط قول کمک نده؛ عمل از حرف رساتر است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 235

Adam ate the apple and our teeth still ache

معنی دقیق: گاهی پیامد اشتباه گذشتگان دامنگیر نسل‌های بعد می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 228

Adam's ale is the best brew

معنی و معادل فارسی: آب بهترین مشروب است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 274

Adventures are to the adventurous

معنی دقیق: فرصت‌های ماجراجویی نصیب کسانی می‌شود که جرئت اقدام دارند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 275

Adversity makes strange bedfellows

معنی دقیق: شرایط سخت گاهی افراد یا گروه‌های نامتجانس را با هم همراه می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 249

Adversity often leads to prosperity

معنی و معادل فارسی: بنیاد غم وشادی بس دیر نمی‌پاید

هر صبح ز پی شامی، هر شب سحری دارد

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 294

Advice is cheap

معنی و معادل فارسی: نصیحت خرجی ندارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 268

Advice most needed is least heeded

معنی و معادل فارسی: پند گفتن با جهول خوابناک — تخم افکندن بود در شوره زار

با سیه دل چه سود گفتن وعظ — نرود میخ آهنی در سنگ

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 216

Affection blinds reason

معنی و معادل فارسی: محبت آدم را کور می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 213

After a storm comes calm

معنی و معادل فارسی: آرامش پس از طوفان می‌آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 214

After death, the doctor

معنی و معادل فارسی: نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 271

After dinner sit a while; after supper walk a mile

معنی و معادل فارسی: بعد ازخوردن نهاراستراحت کن، بعد ازخوردن شام قدم بزن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 250

After night comes the dawn

معنی و معادل فارسی: ای دل صبور باش و نخور غم که عاقبت

این شام صبح گردد و این شب سحر شود

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 251

After sorrow comes joy

معنی و معادل فارسی: در پس هر گریه آخر خنده ایست — مرد آخربین مبارک بنده ایست

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 284

Age and wedlock tame man and beast

معنی و معادل فارسی: پیری و ازدواج آدم را رام و مطیع می‌کند.

اصطلاح · شماره منبع 286

Agree to disagree

معنی دقیق: بپذیریم که در یک موضوع اختلاف نظر داریم، بدون ادامه دادن بحث.

مثال کاربردی

We couldn't settle the issue, so we agreed to disagree.

نتوانستیم اختلاف را حل کنیم؛ پذیرفتیم نظرهای متفاوتی داشته باشیم.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 283

All abroad and nothing at home

معنی و معادل فارسی: پز عالی، جیب خالی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 255

All are fellows at football

معنی دقیق: در میدان بازی، همه از حقوق و قواعد یکسان برخوردارند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 218

All are not hunters that blow the horn

معنی و معادل فارسی: هر که ریش دارد بابا نیست؛ هر که شیپور دارد شکارچی نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 229

All are not thieves that dogs bark at

معنی و معادل فارسی: هر کسی را که سگ پارس می‌کند دزد نمی‌توان گفت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 230

All cats are grey in the dark

معنی و معادل فارسی: شب گربه سمور می‌نماید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 288

All cats love fish but hate to get their paws wet

معنی و معادل فارسی: هرکه را طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 254

All covet, all lose

معنی و معادل فارسی: آدم حریص همیشه محروم است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 297

All days are short to industry and long to idleness

معنی و معادل فارسی: زمان برای آدم بیکار خیلی به کندی می‌گذرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 219

All doors open to politeness

معنی و معادل فارسی: ادب تاجی است از نور الهی — بنه بر سر برو هر جا که خواهی

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 296

All experience is education for the soul

معنی و معادل فارسی: همه تجربه‌ها جهت تربیت روح و نفس است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 270

All flowers are not in one garden

معنی و معادل فارسی: همه گلها در یک باغ پیدا نمی‌شوند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 287

All for one and one for all

معنی و معادل فارسی: غم جمله خور در هوای یکی — مراعات صد کن برای یکی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 269

All frills and no knickers

معنی و معادل فارسی: پز عالی، جیب خالی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 204

All good things come to an end

معنی و معادل فارسی: چراغ هیچکس تا صبح نمی‌سوزد.

مثال کاربردی

The holiday was wonderful, but all good things come to an end.

تعطیلات فوق‌العاده بود، ولی هر چیز خوبی پایانی دارد.

اصطلاح · شماره منبع 289

All hat and no cattle; all frills and no knickers; all sizzle and no steak

معنی و معادل فارسی: از سرمایه و عمل خبری نبودن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 242

All his geese are swans

معنی و معادل فارسی: مرغ خودش را غاز می‌داند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 245

All is for the best

معنی و معادل فارسی: هر چه پیش آید خوش آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 244

All is grist that comes to his mill

معنی و معادل فارسی: از تخم مرغ پشم می‌چیند؛ از آب کره می‌گیرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 241

All men are members of the same body

معنی و معادل فارسی: بنی آدم اعضای یکدیگرند — که در آفرینش ز یک گوهرند

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 295

All men are mortal

معنی و معادل فارسی: همه انسانها فناپذیر هستند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 212

All roads lead to Rome

معنی و معادل فارسی: همه راهها به رم ختم می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 258

All talk and no trousers

معنی دقیق: حرف فراوان و عمل اندک؛ ادعای بزرگ بدون پشتوانه.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 259

All that glitters is not gold

معنی و معادل فارسی: هر درخشنده ای طلا نیست؛ هر گردی گردو نیست.

مثال کاربردی

The expensive-looking watch was fake; all that glitters is not gold.

ساعت ظاهراً گران‌قیمت تقلبی بود؛ هر گردی گردو نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 226

All things are difficult before they are easy

معنی و معادل فارسی: معما چو حل گشت آسان شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 234

All things are possible with God

معنی و معادل فارسی: خدا برهر کاری تواناست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 206

All things come to him who waits

معنی و معادل فارسی: گرصبر کنی زغوره حلوا سازی؛گوساله به روزگار گاوی گردد.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 298

All things grow with time except grief

معنی و معادل فارسی: گذشت زمان از شدت غم و اندوه می‌کاهد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 263

All things must pass

معنی و معادل فارسی: هر چیزی پایانی دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 278

All truths are not to be told

معنی و معادل فارسی: هر حقیقتی را نباید بر زبان آورد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 215

All truths will not bear telling

معنی و معادل فارسی: هر حقیقتی را نباید به زبان آورد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 205

All work and no play makes Jack a dull boy

معنی و معادل فارسی: تنوع چاشنی زندگی است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 264

All you need is love

معنی و معادل فارسی: هر انسانی به محبت نیاز دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 207

All's fair in love and war

معنی و معادل فارسی: در عشق و جنگ هر کاری رواست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 231

All's fish that comes to the net

معنی دقیق: هر فرصتی که نصیب شود، ارزش استفاده کردن دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 211

All's well that ends well

معنی و معادل فارسی: شاهنامه آخرش خوش است؛ جوجه‌ها را آخر پاییز می‌شمارند.

مثال کاربردی

The first week was difficult, but the project succeeded; all's well that ends well.

هفته اول سخت بود، ولی پروژه موفق شد؛ پایان خوش مهم است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 290

Always care about your flowers and friends

معنی و معادل فارسی: همیشه مواظب دوستان و گلهای خود باشید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 246

Always have two strings to your bow

معنی و معادل فارسی: کار از محکم کاری عیب نمی‌کند.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 293

Always look both ways before crossing the street

معنی و معادل فارسی: احتیاط به خرج دادن؛ با احتیاط عمل کردن

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 292

Anger edges valor

معنی و معادل فارسی: خشم به آدم شجاعت می‌بخشد؛ خشم شمشیر تیز و برّان است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 260

Anger has no eyes

معنی و معادل فارسی: خشم کار شیطان است؛ خشم چشم و گوش ندارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 279

Anger is momentary madness

معنی و معادل فارسی: خشم نوعی جنون آنی است؛ خشم دیوانگی کوتاهی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 252

Answer one in his own language.

معنی و معادل فارسی: کلوخ انداز را پاداش سنگ است؛ جواب های، هواست.

اصطلاح · شماره منبع 199

Any port in a storm

معنی و معادل فارسی: در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 256

Any time means no time

معنی و معادل فارسی: هر وقت به معنای هیچ وقت است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 232

Appearances are deceptive

معنی و معادل فارسی: ظواهر فریبنده اند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 285

Appetite comes with eating

معنی و معادل فارسی: اشتها زیر دندان است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 209

An apple a day keeps the doctor away

معنی و معادل فارسی: روزی یک سیب بخور تا از طبیب بدور مانی.

مثال کاربردی

He packs a piece of fruit for work: an apple a day keeps the doctor away.

او برای محل کار میوه برمی‌دارد؛ این مثل بر اهمیت عادت غذایی سالم تأکید می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 253

April and May are the keys of the year

معنی و معادل فارسی: سالی که نیکوست از بهارش پیداست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 210

April showers bring May flowers

معنی و معادل فارسی: تا باران نبارد گل نروید.

اصطلاح · شماره منبع 280

Argue the toss

معنی و معادل فارسی: یکی به دو کردن؛ دهن به دهن شدن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 276

An Army marches on its stomach

معنی و معادل فارسی: سپاه بی خزینه نتوان داشت.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 224

Art is long, life is short

معنی و معادل فارسی: علم آمد فراوان ، عمر کوتاه.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 217

An Artist lives every where

معنی و معادل فارسی: وجود مردم دانا مثال زر و طلاست — که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند

اصطلاح · شماره منبع 272

As poor as a church mouse

معنی و معادل فارسی: در هفت آسمان یک ستاره نداشتن؛ گورم کجاست که کفنم باشد.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 273

As soon as a man is born, he begins to die

معنی و معادل فارسی: انسان از لحظه تولد به سوی مرگ گام بر می‌دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 277

As the twig is bent, so is the tree inclined

معنی دقیق: تربیت و عادت‌های دوران کودکی، شخصیت سال‌های بعد را شکل می‌دهد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 222

As the work, so the pay

معنی و معادل فارسی: مزد خر چرانی، خر سواری است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 236

As well be hanged for a sheep as a lamb

معنی و معادل فارسی: دزد به دار آویخته می‌شود چه برای یک گوسفند جه برای یک برهّ.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 281

As you bake, so shall you brew

معنی و معادل فارسی: آشی است که خودت پخته ای.

چو تو خود کنی اختر خویش را بد — مدار از فلک چشم نیک اختری

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 202

As you make your bed you must lie on it

معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 225

As you salute, you will be saluted

معنی و معادل فارسی: بود حرمت هر کس از خویشتن.

کمم گیری کمت گیرم ، نمرده ماتمت گیرم.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 221

As you sow, so shall you reap

معنی و معادل فارسی: چو دشنام گویی، دعا نشنوی — بجز کشته خویش ندروی

نپندارم ای در خزان کشته جو — که گندم ستانی بوقت درو

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 282

Ask a silly question and you get a silly answer

معنی و معادل فارسی: سوال احمقانه بپرس تا جواب احمقانه بشنوی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 208

Ask and you shall receive

معنی دقیق: درخواست کن و برای رسیدن به خواسته‌ات قدم بردار؛ خواستن نخستین گام دریافت است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 243

Ask much to have a little

معنی و معادل فارسی: به مرگ گیر تا به تب راضی شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 233

Ask no questions and hear no lies

معنی و معادل فارسی: نپرس تا دروغ نشنوی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 223

An Ass is but an ass though laden with gold

معنی و معادل فارسی: خر اگر جل اطلس بپوشد باز هم خر است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 261

At the foot of the candle it is dark

معنی و معادل فارسی: پسر کفاش همیشه پا برهنه است؛ پای چراغ تاریک است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 220

Attack is the best form of defence

معنی دقیق: گاه بهترین راه دفاع، پیش‌دستی و اقدام به‌موقع است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 387

A bad workman blames his tools

معنی و معادل فارسی: عروس نمی‌تواند برقصد می‌گوید زمین کج است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 390

A bargain is a bargain

معنی و معادل فارسی: حساب حساب است، کاکا برادر.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 382

A Desperate man needs no help

معنی و معادل فارسی: از جان گذشته را به مدد احتیاج نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 381

A door must either be shut or open

معنی دقیق: باید موضع را روشن و یکی از دو حالت را انتخاب کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 369

A Fault confessed is half redressed

معنی و معادل فارسی: گنه را عذر شوید جامه را آب. - اعتراف به خطا نیمی از بخشودگی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 357

A Hungry man is an angry man

معنی و معادل فارسی: آدم گرسنه ایمان ندارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 336

A jar's mouth may be stopped, but a man's cannot

معنی و معادل فارسی: در دروازه را می‌توان بست، ولی دهان مردم را نمی‌شود بست.

کام و دم مار و نیش کژدم بستن — بتوان، نتوان زبان مردم بستن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 339

A Jealous man is the keeper of his wealth

معنی و معادل فارسی: بخیل برای ثروت خود نگهبان است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 344

A Joint pot does not boil

معنی و معادل فارسی: که دیگ شراکت نیاید به جوش.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 329

A Leopard cannot change its spots

معنی و معادل فارسی: عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه با آدمی بزرگ شود

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 319

A Man's best friends are his ten fingers

معنی و معادل فارسی: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 305

An ounce of prevention is worth a pound of cure

معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر؛ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 067

A watched pot never boils

معنی و معادل فارسی: زمان انتظار دیر می‌گذرد.

مثال کاربردی

Stop refreshing the page every second; a watched pot never boils.

هر ثانیه صفحه را تازه نکن؛ وقتی مدام منتظری، زمان دیر می‌گذرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 155

A willing horse is worked to death

معنی دقیق: گاهی از کسی که با رغبت کار می‌کند بیش از حد کار می‌کشند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 178

A wise head keeps a shut mouth

معنی و معادل فارسی: ترا خاموشی ای خداوند هوش — وقارست و نا اهل را پرده پوش

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 070

A Wise man avoids edged tools

معنی و معادل فارسی: آدم دانا به نشتر نزند مشت.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 176

A Woman can beat the devil.

معنی و معادل فارسی: زن شیطان را هم می‌تواند شکست دهد؛ شیطان از زن درس می‌آموزد.

یادداشت کاربرد: این جمله تصویری کلیشه‌ای و جنسیت‌زده ارائه می‌کند.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 157

A Woman conceals what she knows not.

معنی و معادل فارسی: مگو از هیچ نوعی پیش زن راز — که زن رازت بگوید جمله سرباز

یادداشت کاربرد: این عبارت کلیشه‌ای و جنسیت‌زده است؛ صرفاً برای شناخت متن‌های قدیمی درج شده است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 103

A woman's place is in the home

معنی دقیق: یک باور جنسیت‌زده و قدیمی درباره نقش زن؛ بازتاب‌دهنده هنجار امروز نیست.

یادداشت کاربرد: این جمله به‌عنوان نمونه‌ای از نگرش تاریخی آورده شده و نباید به‌عنوان توصیه پذیرفته شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 104

A Woman's work is never done

معنی و معادل فارسی: کار خانم‌ها هیچ وقت تمام نمی‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 091

A wonder lasts but nine days

معنی دقیق: شگفتی و هیاهوی یک اتفاق تازه معمولاً زود فروکش می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 177

A word before is worth two after

معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 156

A Word before is worth two after.

معنی و معادل فارسی: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 158

A Word spoken is past recalling.

معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی بر نگردد؛ گذشته‌ها گذشته است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 071

A word to the wise is sufficient

معنی و معادل فارسی: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

ازین به نصیحت نگوید کست — اگر عاقلی یک اشارت بس است

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 092

A work well begun is half done

معنی و معادل فارسی: کاری که خوب شروع شده باشد در واقع نیمی از آن انجام شده است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 010

A young idler, an old beggar

معنی و معادل فارسی: جوان بیکار امروز، گدای پیر فرداست.

در جوانی کار کن تا در پیری گدایی نکنی.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف B (5 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 384

Bad actions lead to worse reaction

معنی و معادل فارسی: همینت پسند است اگر بشنوی — که گر خار کاری، سمن ندروی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 386

Bad news travels fast

معنی و معادل فارسی: خبر بد زود پخش می‌شود.

مثال کاربردی

Everyone heard about the delay in minutes—bad news travels fast.

همه در چند دقیقه از تأخیر باخبر شدند؛ خبر بد زود می‌پیچد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 388

Barking dogs seldom bite

معنی و معادل فارسی: سگ لاینده، گیرنده نبود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 385

Better bad now than worse later

معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 389

Birds of a feather flock together

معنی و معادل فارسی: کبوتر با کبوتر باز با باز — کند همجنس با همجنس پرواز

مثال کاربردی

Those two love the same hobbies; birds of a feather flock together.

آن دو سرگرمی‌های مشابهی دارند؛ کبوتر با کبوتر، باز با باز.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف C (6 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 393

Charity begins at home

معنی و معادل فارسی: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

مثال کاربردی

Help your family first when they need you; charity begins at home.

وقتی خانواده‌ات به کمک نیاز دارند، از نزدیکان شروع کن؛ چراغی که به خانه رواست...

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 397

Clothes do not make the man

معنی و معادل فارسی: آدم را به جامه نشناسند؛ لباس طریقت به تقوا بود

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 394

Cowards die many times before their deaths

معنی و معادل فارسی: آدم نترس یکبار می‌میرد آدم ترسو هزار بار.

هر که ترسید مرد ، هر که نترسید برد؛ ترس برادر مرگ است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 396

Cross that bridge when you come to it

معنی دقیق: نگرانی درباره مشکلی را به زمانی موکول کن که واقعاً با آن روبه‌رو شدی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 392

Cross the stream where it is shallowest

معنی و معادل فارسی: گره کز دست بگشاید چرا آزار دندان را.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 395

Cut the cackle and come to the horses

معنی دقیق: حرف زدن کافی است؛ دست به کار شو.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف D (5 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 376

Deeds not words

معنی و معادل فارسی: آزادگی مرد بکار است نه گفتار آن به که عمل باشد و گفتار نباشد

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 378

Divide and rule

معنی و معادل فارسی: تفرقه بیانداز و حکومت کن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 377

Do well and have well

معنی و معادل فارسی: هر که به نیکی عمل آغاز کرد — نیکی او روی بدو باز کرد

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 383

Don't cry over spilt milk

معنی دقیق: برای اتفاقی که دیگر تغییر نمی‌کند، حسرت بی‌فایده نخور.

معادل یا توضیح ادبی: طرب نوجوان ز پیر مجو — که دگر ناید آب رفته بجوی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 380

Don't put off until tomorrow what you can do today

معنی و معادل فارسی: کار امروز به فردا مفکن.

مثال کاربردی

Finish the application now; don't put off until tomorrow what you can do today.

درخواست را همین حالا تکمیل کن؛ کار امروز را به فردا نینداز.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف E (6 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 372

Either win the saddle or lose the horse

معنی و معادل فارسی: یا سر می‌رود یا کلاه می‌آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 073

Even a worm will turn

معنی دقیق: حتی آرام‌ترین فرد هم ممکن است پس از تحمل فشار زیاد مقاومت کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 370

Every dog is a lion at home

معنی و معادل فارسی: سگ در خانه صاحبش شیر است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 371

Every light has its shadow

معنی و معادل فارسی: هر گلی را خزانی در کمین است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 375

Experience is the best teacher

معنی و معادل فارسی: تجربه بهترین معلم است.

مثال کاربردی

She learned more by doing the job; experience is the best teacher.

او با انجام کار بیشتر یاد گرفت؛ تجربه بهترین آموزگار است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 374

Experience is the mother/father of wisdom

معنی و معادل فارسی: تجربه مادر/پدر خرد است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف F (2 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 366

Faint heart never won fair lady

معنی و معادل فارسی: عروس ملک کسی در کنار گیرد تنگ - که بوسه بر لب شمشیر آبدار نهد

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 368

Fair exchange, no robbery

معنی و معادل فارسی: آنچه عوض دارد گله ندارد.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف G (4 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 363

Give a dog a bad name and hang him

معنی دقیق: با بدنام کردن کسی، بی‌انصافی در حق او آسان‌تر می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 364

God help those who help themselves

معنی و معادل فارسی: از تو حرکت، از خدا برکت.

مثال کاربردی

Start practising, and ask for help when needed: God helps those who help themselves.

تمرین را شروع کن و هنگام نیاز کمک بخواه؛ از تو حرکت، از خدا برکت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 362

Good wine needs no bush

معنی و معادل فارسی: اگرهست مرد از هنر بهره ور — هنر خود بگوید نه صاحب هنر

اگر مشک خالص نداری، مگوی — ورت هست خود فاش گردد ببوی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 365

Great promise, small performance

معنی و معادل فارسی: سنگ بزرگ علامت نزدن است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف H (9 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 356

Half a loaf is better than none

معنی و معادل فارسی: کاچی به از هیچی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 359

Haste makes waste

معنی و معادل فارسی: عجله کار شیطان است؛ شتاب کلید اندوه است.

مثال کاربردی

Check your work before sending it; haste makes waste.

پیش از ارسال، کارت را بررسی کن؛ عجله کار را خراب می‌کند.

اصطلاح · شماره منبع 358

He has a loose tongue

معنی و معادل فارسی: آدم دهن لقی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 360

He who hesitates is lost

معنی دقیق: تردید و تعلل ممکن است باعث از دست رفتن فرصت شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 126

He who knows he knows nothing knows much

معنی و معادل فارسی: هرگز دل من ز علم محروم نشد — کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب وروز معلومم شد که هیچ معلوم نشد

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 111

He who laughs last laughs longest

معنی و معادل فارسی: آن خوش است ای جان که فرجامش خوش است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 355

He who pays the piper calls the tune

معنی دقیق: هر کسی هزینه را می‌پردازد، معمولاً اختیار تصمیم‌گیری را در دست دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 082

He who waits the longest wins

معنی و معادل فارسی: صبر آرد آرزو را نی شتاب؛ صبر مایه پیروزی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 361

Honesty is the best policy

معنی و معادل فارسی: درستی بهترین سیاست است.

مثال کاربردی

Tell the customer what happened; honesty is the best policy.

به مشتری بگو چه اتفاقی افتاده است؛ صداقت بهترین راه است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف I (6 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 352

If a thing is worth doing, it is worth doing well

معنی و معادل فارسی: کارنیکو کردن از پر کردن است؛ کار را که کرد آنکه تمام کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 353

If at first you don't succeed, try, try again

معنی و معادل فارسی: اگر بار اول موفق نشدی دوباره بکوش و بکوش و بکوش.

مثال کاربردی

Your first attempt failed; if at first you don't succeed, try again.

تلاش اولت موفق نبود؛ اگر بار اول نشد، دوباره امتحان کن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 354

If you can't beat them, join them

معنی و معادل فارسی: جنگ و زور آوری مکن با مست-پیش سر پنجه در بغل نه دست

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 016

If you want a thing done, do it yourself

معنی و معادل فارسی: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 351

It's a long lane that has no turning

معنی و معادل فارسی: در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 350

It's easy to be wise after the event

معنی و معادل فارسی: معما چو حل گشت آسان شود.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف J (10 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 342

Jack is as good as his master

معنی دقیق: ارزش آدم‌ها به موقعیت اجتماعی و شغلی آنان وابسته نیست.

اصطلاح · شماره منبع 335

Jack of all trades, master of none

معنی و معادل فارسی: آدم همه کاره، هیچ کاره است.

مثال کاربردی

He knows the basics of ten skills but none deeply: jack of all trades, master of none.

او از ده مهارت کمی می‌داند ولی در هیچ‌کدام عمیق نیست؛ همه‌کاره و هیچ‌کاره.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 341

Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today

معنی دقیق: وعده‌های دیروز و فردا جای دستاورد واقعیِ امروز را نمی‌گیرند.

معادل یا توضیح ادبی: امروز نقد، فردا نسیه.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 343

Jouk and let the jaw go by

معنی دقیق: از خطر یا دعوای بیهوده کنار بکش تا آسیبی نبینی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 340

Joy surfeited turns to sorrow

معنی و معادل فارسی: آب ار چه زلال خیزد — از خوردن پر ملال خیزد

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 337

Judge not, that ye be not judged

معنی و معادل فارسی: عیب تو خواهی نگوید کس، عیب کس نگو.

اصطلاح · شماره منبع 349

Jump in at the deep end

معنی دقیق: بدون آمادگی یا تجربه کافی، مستقیم وارد بخش دشوار کاری شدن.

اصطلاح · شماره منبع 347

Just the ticket

معنی و معادل فارسی: خود خودش است.

اصطلاح · شماره منبع 345

Just what the doctor ordered

معنی و معادل فارسی: همین و می‌خواستیم.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 338

Justice is half religion

معنی و معادل فارسی: انصاف ، نصف ایمان است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف K (5 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 333

Kill the goose that lays the golden eggs

معنی و معادل فارسی: مرغ تخم طلا را کشتن؛ نان خود را آجر کردن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 332

Kill two flies with one flap

معنی و معادل فارسی: با یک تیر دو نشان زدن

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 331

Killing is no murder

معنی دقیق: عبارتی تاریخی و مسئله‌دار درباره توجیه یک قتل؛ برای کاربرد عادی و توصیه آموزشی مناسب نیست.

یادداشت کاربرد: از این عبارت برای توجیه آسیب رساندن به دیگران استفاده نکنید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 330

Kings have long arms

معنی و معادل فارسی: هر که را زور در بازوست، زر در ترازوست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 334

Knowledge is power

معنی و معادل فارسی: بالاتر است آنکه داناتر است. -توانا بود آنکه دانا بود

مثال کاربردی

He invests in reading because knowledge is power.

او برای مطالعه وقت می‌گذارد، چون دانش قدرت است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف L (7 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 327

Least said, soonest mended

معنی و معادل فارسی: با آنکه سخن به لطف آب است — کم گفتن هر سخن صواب است

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 326

Let bygones be bygones

معنی و معادل فارسی: گذشته‌ها گذشته است؛ آن قدح بشکست و آن پیمانه ریخت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 325

Let sleeping dogs lie

معنی و معادل فارسی: چوب در لانه زنبور نکن؛ فتنه در خواب است بیدارش مکن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 323

Let the dead bury their dead

معنی دقیق: گذشته را به گذشته بسپار و به زندگی و وظیفه امروز بپرداز.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 324

Lightning never strikes the same place twice

معنی و معادل فارسی: خانه دزد زده ایمن است؛ صاعقه دو بار در یک جا نمی‌زند.

اصطلاح · شماره منبع 322

Locking the stable door after the horse has bolted

معنی و معادل فارسی: تریاق را بعد از مردن مار گزیده آوردن

نوشدارو پس از مرگ سهراب آوردن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 328

Look before you leap

معنی و معادل فارسی: زرع نکرده پاره نکن؛ بی گدار به آب نزن.

مثال کاربردی

Read the contract before signing: look before you leap.

پیش از امضای قرارداد آن را بخوان؛ بی‌گدار به آب نزن.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف M (7 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 313

Make haste slowly

معنی دقیق: شتاب‌زده نباش؛ با سرعت، اما سنجیده و دقیق پیش برو.

معادل یا توضیح ادبی: عجله کار شیطان است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 318

Man is to man a wolf

معنی و معادل فارسی: انسان گرگ انسان است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 314

Marry in May, rue for aye

معنی دقیق: باوری خرافی و قدیمی درباره بدیُمنی ازدواج در ماه مه؛ یک حقیقت علمی یا توصیه امروزی نیست.

یادداشت کاربرد: این جمله یک خرافه تاریخی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 316

Measure is medicine

معنی و معادل فارسی: اندازه نگه دار که اندازه نیکوست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 321

Men are not angels

معنی و معادل فارسی: انسان فرشته نیست؛ بشر جایزالخطاست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 315

Moderation in all things

معنی و معادل فارسی: در همه کارها میانه گزینی باید کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 320

Much coin, much care

معنی دقیق: دارایی بیشتر می‌تواند دغدغه و نگرانی بیشتری به همراه داشته باشد.

معادل یا توضیح ادبی: سر بزرگ بلای بزرگ دارد.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف N (5 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 311

Necessity is the mother of invention

معنی و معادل فارسی: احتیاج مادر اختراع است.

مثال کاربردی

The power cut inspired a clever solution; necessity is the mother of invention.

قطع برق الهام‌بخش راه‌حلی هوشمندانه شد؛ نیاز مادر اختراع است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 309

Never too old to learn

معنی و معادل فارسی: برای آموختن هیچ وقت دیر نیست.

مثال کاربردی

My grandfather started learning English at seventy: you're never too old to learn.

پدربزرگم در هفتادسالگی یادگیری انگلیسی را شروع کرد؛ برای آموختن دیر نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 312

No gain without pain

معنی و معادل فارسی: به رنج اندر است ای خردمند گنج — نیابد کسی گنج نابرده رنج

مثال کاربردی

Learning pronunciation takes effort; no gain without pain.

یادگیری تلفظ تلاش می‌خواهد؛ نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 310

No man can serve two masters

معنی و معادل فارسی: نمی‌شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 257

Not all clouds bring rain

معنی دقیق: هر ابری باران نمی‌آورد؛ هر نشانه‌ای الزاماً به نتیجه مورد انتظار نمی‌رسد.

معادل یا توضیح ادبی: نه آبستن درّ بود هر صدف؛ هر ابری باران ندارد.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف O (3 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 308

Old habits die hard

معنی و معادل فارسی: مار پوست بگذارد و خوی نمی‌گذارد.

مثال کاربردی

He still checks his phone at dinner; old habits die hard.

او هنوز سر میز شام گوشی‌اش را چک می‌کند؛ ترک عادت سخت است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 307

One cannot put the clock back

معنی و معادل فارسی: زمان گذشته نیاید به بر؛ گذشته‌ها گذشته است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 306

One who acts through another, acts through himself

معنی دقیق: کسی که کاری را به‌وسیله فرد دیگری انجام می‌دهد، همچنان مسئول آن کار است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف P (4 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 303

People who live in glass houses shouldn't throw stones

معنی و معادل فارسی: عیبجو عیب خودش را نمی‌بیند.

مثال کاربردی

Before mocking his mistakes, remember that people in glass houses shouldn't throw stones.

پیش از مسخره کردن اشتباهات او، یادت باشد کسی که خودش عیب دارد نباید عیب‌جویی کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 301

Practice makes perfect

معنی و معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است.

مثال کاربردی

Read aloud every day; practice makes perfect.

هر روز بلند بخوان؛ کار نیکو کردن از پر کردن است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 304

Precious goods come in small parcels

معنی و معادل فارسی: کوتاه خردمند به از نادان بلند است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 300

Prevention is better than cure

معنی و معادل فارسی: پیشگیری بهتر از درمان است.

مثال کاربردی

Back up your files regularly—prevention is better than cure.

مرتب از فایل‌ها نسخه پشتیبان بگیر؛ پیشگیری بهتر از درمان است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف T (18 مورد)

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 291

The Anvil fears no blows

معنی و معادل فارسی: از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 237

The apple doesn't fall far from the tree

معنی و معادل فارسی: میوه پای درخت می‌افتد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 238

The Apples on the other side of the wall are the sweetest

معنی و معادل فارسی: مرغ همسایه غاز است.

نعمت ما به چشم همسایه — صد برابر فزون کند پایه

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 391

The Best of friends must be apart

معنی و معادل فارسی: خورشید رخا ز بنده تحویل مکن — این دخل مرا به هجر تبدیل مکن

خواهی که ز من جدا شوی بی سببی خود دهر جدا کند تو تعجیل مکن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 379

The darkest hour is just before dawn

معنی دقیق: تیره‌ترین ساعت درست پیش از سپیده‌دم است؛ امید پس از سخت‌ترین لحظه‌ها پدیدار می‌شود.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 373

The end justifies the means

معنی دقیق: این دیدگاه می‌گوید رسیدن به هدف، وسیله استفاده‌شده را توجیه می‌کند؛ یک ادعای اخلاقی بحث‌برانگیز است.

یادداشت کاربرد: این یک موضع فلسفی بحث‌برانگیز است، نه یک قاعده قطعی.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 265

The entire world loves a lover

معنی و معادل فارسی: طفیل هستی عشقند آدمی و پری.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 367

The First blow is half the battle

معنی و معادل فارسی: ضربه اول نیمی از مبارزه است.

اصطلاح · شماره منبع 346

The Jewel in the crown

معنی و معادل فارسی: گل سر سبد بودن، سر گل بودن

اصطلاح · شماره منبع 348

The joker in the pack

معنی و معادل فارسی: عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 317

The morning sun never lasts a day

معنی و معادل فارسی: چراغ هیچکس تا صبح نسوزد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 302

The pen is mightier than the sword

معنی و معادل فارسی: تیغ علم از تیغ آهن تیزتر — بل ز صد لشکرظفر انگیز تر

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 059

The way to a man's heart is through his stomach

معنی و معادل فارسی: برای بدست آوردن دل مردان باید از طریق شکمشان وارد شد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 159

The way to get along is to go along

معنی و معادل فارسی: همزیستی در همراهی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 099

The Weakest goes to the wall

معنی و معادل فارسی: هر چه سنگ است به پای لنگ است؛ سنگ به در بسته می‌خورد.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 179

The Whole dignity of a man lies in the power of thought.

معنی و معادل فارسی: بزرگی هر کس در طرزفکر و تفکر اوست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 069

The wish is father to the thought

معنی دقیق: خواستن و آرزو کردن می‌تواند بر طرز فکر و قضاوت انسان اثر بگذارد.

معادل یا توضیح ادبی: شتر در خواب بیند پنبه داند؛ فکر باطل ز تمنا خیزد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 160

The wolf may lose his teeth, but never his nature

معنی و معادل فارسی: مار پوست می‌اندازد، خوی نمی‌اندازد.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف W (123 مورد)

اصطلاح · شماره منبع 121

Wake not a sleeping dog

معنی و معادل فارسی: فتنه در خواب است بیدارش مکن.

مثال کاربردی

Don't reopen that old argument; let sleeping dogs lie.

آن بحث قدیمی را دوباره باز نکن؛ فتنه خوابیده را بیدار نکن.

اصطلاح · شماره منبع 140

Wake up and smell the coffee

معنی دقیق: واقعیت را ببین و از غفلت بیرون بیا.

معادل یا توضیح ادبی: ششدانگ حواس خود را جمع کردن

مثال کاربردی

Our costs are rising; it's time to wake up and smell the coffee.

هزینه‌ها در حال افزایش‌اند؛ وقت آن است که واقعیت را ببینیم.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 075

Walls have ears

معنی و معادل فارسی: مکن پیش دیوار غیبت بسی — بود، کز پسش گوش دارد کسی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 105

Walnuts and pears you plant for your heirs

معنی دقیق: کاری که امروز انجام می‌دهیم می‌تواند برای نسل‌های آینده سودمند باشد.

معادل یا توضیح ادبی: هر چه نیکی کنید آن نیکی به خود کرده اید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 117

Want is the mother of industry

معنی دقیق: نیاز، انسان را به کار و کوشش وا می‌دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 138

War and love are as full of trouble as pleasure

معنی و معادل فارسی: جنگ و عشق هر آنقدر لذت بخش باشند به همان قدر دردسرساز هم هستند.

اصطلاح · شماره منبع 142

Warm the cockles of somebody's heart

معنی و معادل فارسی: کسی را خوشحال کردن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 066

Waste not, want not

معنی و معادل فارسی: اسراف نکن تا محتاج نشوی.

مثال کاربردی

Save the leftover food for tomorrow: waste not, want not.

غذای باقی‌مانده را برای فردا نگه دار؛ اسراف نکن تا محتاج نشوی.

اصطلاح · شماره منبع 132

Water does not trickle out of his hand

معنی دقیق: بسیار خسیس است؛ حتی قطره‌ای آب هم از دستش نمی‌چکد.

معادل یا توضیح ادبی: آب از دستش نمی‌چکد.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 088

Water is life's matter and matrix, mother and medium.

معنی و معادل فارسی: آب مایه حیات است؛ بدون آب نمی‌توان زندگی کرد؛ آب آبادانی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 116

Water is the best thirst quencher

معنی و معادل فارسی: آب بهترین فرو نشاننده عطش است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 089

Water that is too pure has no fish

معنی دقیق: سخت‌گیری و کمال‌گرایی بیش از حد ممکن است زندگی و ارتباط را بی‌روح کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 163

We all make mistakes.

معنی و معادل فارسی: انسان جایزالخطاست.

اصطلاح · شماره منبع 083

We are on a different wavelength

معنی و معادل فارسی: آبمان به یک جوی نمی‌رود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 101

We are shot with our own arrow

معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست؛ از ماست که بر ماست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 123

We cannot learn without pain.

معنی و معادل فارسی: بدون رنج و زحمت، علم حاصل نمی‌شود.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 124

We lie loudest when we lie to ourselves

معنی و معادل فارسی: وقتی به خودمان دروغ می‌گوییم آن را بلندتر فریاد می‌زنیم.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 084

We live for a good time not for a long time

معنی و معادل فارسی: کیفیت زندگی مهم تر از کمیت زندگی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 122

We seek water in the sea

معنی و معادل فارسی: آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم.

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد — وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

اصطلاح · شماره منبع 145

Wear one's heart on one's sleeve.

معنی و معادل فارسی: بی شیله پیله بودن؛ صاف و ساده بودن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 139

Wear the old coat, but buy the new book.

معنی و معادل فارسی: لباس کهنه ات را بپوش اما کتاب تازه بخر.

اصطلاح · شماره منبع 102

Wear the pants in the family

معنی و معادل فارسی: تصمیم گیرنده بودن؛ حرف آخر را زدن؛ رئیس بودن

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 097

Wedlock is a padlock

معنی دقیق: یک شوخی یا نگاه قدیمی که ازدواج را به قفل و محدودیت تشبیه می‌کند؛ دیدگاهی همگانی نیست.

معادل یا توضیح ادبی: ازدواج، اسارت است.

ای گرفتار پایبند عیال — دیگر آسودگی مبند خیال

یادداشت کاربرد: این یک شوخی/باور سنتی است، نه تعریف بی‌طرفانه از ازدواج.

اصطلاح · شماره منبع 143

Weigh the pros and cons

معنی و معادل فارسی: معایب و محاسن کاری یا چیزی را سنجیدن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 062

Well begun is half done

معنی و معادل فارسی: شروع خوب نصف کار است.

مثال کاربردی

We agreed on a clear outline; well begun is half done.

روی یک طرح روشن توافق کردیم؛ شروع خوب نصف کار است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 190

What a man says drunk, he thinks sober.

معنی و معادل فارسی: مستی و راستی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 191

What can you expect from a hog but a grunt?

معنی و معادل فارسی: از کوزه همان برون تراود که در اوست.

از خوک جز خرخر کردن چیزی نمی‌توان انتظار داشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 131

What can't be cured must be endured.

معنی و معادل فارسی: چو نتوان بر افلاک دست آختن — ضروری است با گردشش ساختن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 130

What costs little is little esteemed.

معنی و معادل فارسی: نداند کسی قدر روز خوشی — مگر روزی افتد به سختی کشی

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 162

What everybody says must be true

معنی و معادل فارسی: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 198

What goes around comes around

معنی دقیق: نتیجه رفتار آدم دیر یا زود به خودش بازمی‌گردد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 183

What goes around comes around.

معنی و معادل فارسی: هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 175

What goes up must come down

معنی و معادل فارسی: فواره چون بلند شود سرنگون گردد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 096

What is a workman without his tools?

معنی و معادل فارسی: ز بی آلتان کار ناید درست؛ بدون ابزار و وسایل کاری نمی‌توان انجام داد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 074

What is bred in the bone will never come out of the flesh

معنی و معادل فارسی: اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بد است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 180

What is done can't be undone

معنی و معادل فارسی: چو تیر از کمان رفت نیاید به شست باز.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 056

What is done can't be undone.

معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی برنگردد، گذشته‌ها گذشته است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 110

What is past is past

معنی و معادل فارسی: گذشته‌ها گذشته است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 186

What is sauce for the goose is sauce for the gander.

معنی و معادل فارسی: بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 118

What is taken in with the milk only goes out with the soul.

معنی و معادل فارسی: با شیر اندرون شده با جان بدر شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 114

What is told in the ear of a man, is often heard a hundred miles away

معنی و معادل فارسی: حرفی که از دهان بر آید، گرد جهان در آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 197

What must be, must be

معنی و معادل فارسی: از تقدیر گریزی نیست؛ آنچه باید بشود می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 171

What soberness conceals, drunkenness reveals.

معنی و معادل فارسی: مستی راستی می‌آورد؛ آدم مست راستگو است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 079

What the eye doesn't see, the heart doesn't grieve over

معنی دقیق: چیزی که از آن بی‌خبریم معمولاً کمتر باعث غصه‌مان می‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 086

What the heart feels the tongue speaks

معنی و معادل فارسی: آنچه بر دل فرود آید، بر زبان آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 061

What we acquire without sweat we give away without regret

معنی و معادل فارسی: هر آنچه آسان یافتی، آسان دهی از دست.

اصطلاح · شماره منبع 113

What you lose on the swings, you gain on the roundabouts

معنی و معادل فارسی: دری نبست زمانه که دیگر دری نگشاید.

ایزد هرگز دری نبندد بر تو — تا صد دیگری به بهتری نگشاید

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 167

Whatever comes from a friend is good.

معنی و معادل فارسی: هر چه از دوست رسد نیکوست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 196

Whatever comes is welcome

معنی دقیق: هر اتفاقی که پیش بیاید، با روی باز می‌پذیریم.

معادل یا توضیح ادبی: هر چه پیش آید، خوش آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 052

Whatever happens is for the best

معنی و معادل فارسی: هر چه پیش آید خوش آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 065

When a thing is done, advice comes too late

معنی و معادل فارسی: بعد از وقوع واقعه، پند و تدبیر دیگر بکار نیاید.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 189

When ambition ends, happiness begins.

معنی و معادل فارسی: پایان جاه طلبی، آغاز خوشبختی است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 129

When angry, count a hundred

معنی و معادل فارسی: هر وقت عصبانی شدی یک لیوان آب بخور.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 100

When candles are out, all cats are grey

معنی و معادل فارسی: شب گربه سمور نماید.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 187

When character is lost, all is lost.

معنی و معادل فارسی: هیچ چیزی مهم تر از آبرو نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 119

When drink enters, wisdom departs

معنی و معادل فارسی: شراب که از در، در آمد — عقل و هوش از کف برفت

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 080

When good cheer is lacking, our friends will be packing

معنی و معادل فارسی: یار نیک را در روز بد شناسند.

اصطلاح · شماره منبع 148

When hell freezes over

معنی دقیق: هرگز؛ در زمانی که عملاً اتفاق نخواهد افتاد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 168

When I am no more, let happen what may

معنی و معادل فارسی: پس از من کو جهان را آب گیرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 125

When in doubt, do nothing

معنی دقیق: وقتی در مورد تصمیمی تردید داری، تا روشن شدن موضوع دست نگه دار.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 057

When in Rome, do as the Romans do

معنی و معادل فارسی: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

مثال کاربردی

We followed the local customs because, when in Rome, do as the Romans do.

طبق رسم مردم آنجا رفتار کردیم؛ وقتی جایی هستی به آداب محلی احترام بگذار.

اصطلاح · شماره منبع 152

When it comes to the crunch

معنی و معادل فارسی: موقعش که برسد؛ وقتش که برسد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 051

When it rains, it pours

معنی و معادل فارسی: چو بد آید هر چه آید بد شود.

بدبختی نمی‌آید وقتی هم می‌آید پشت سر هم می‌آید.

مثال کاربردی

First my laptop broke and then I lost my keys—when it rains, it pours.

اول لپ‌تاپم خراب شد و بعد کلیدهایم را گم کردم؛ بدبیاری‌ها پشت سر هم رسیدند.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 078

When love is not madness, it is not love

معنی و معادل فارسی: عشق که به حد دیوانگی نرسید، عشق نیست.

عاشق آن باشد که چون آتش بود — گرم رو سوزنده و سرکش بود

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 064

When money speaks, the truth remains silent

معنی و معادل فارسی: وقتی پول حرف می‌زند حقیقت سکوت اختیار می‌کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 093

When one door closes, another opens

معنی و معادل فارسی: خدا گر به حکمت ببندد دری — گشاید به فضل و کرم در دیگری

اصطلاح · شماره منبع 146

When pigs fly

معنی دقیق: وقتی اتفاقی محال رخ بدهد؛ یعنی هرگز.

مثال کاربردی

He says he'll finish everything in one hour—yes, when pigs fly!

می‌گوید همه کارها را در یک ساعت تمام می‌کند؛ بله، وقتی محال ممکن شود!

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 193

When poverty comes in the door, love goes out the window

معنی و معادل فارسی: فقر که از در درآمد عشق از پنجره بیرون رفت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 055

When the cat's away, the mice will play

معنی و معادل فارسی: ماه درخشنده چون پنهان شود — شب پرّه بازیگر میدان شود

مثال کاربردی

The students became noisy as soon as the teacher left: when the cat's away, the mice will play.

به‌محض رفتن معلم، دانش‌آموزان سروصدا کردند؛ گربه که نباشد، موش‌ها جولان می‌دهند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 192

When the drink is in, the truth is out.

معنی و معادل فارسی: مستی و راستی.

اصطلاح · شماره منبع 151

When the dust has settled

معنی و معادل فارسی: وقتی آبها از آسیاب افتاد؛ وقتی سر و صداها خوابید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 095

When the head aches, all the body is out of tune

معنی و معادل فارسی: چو عضوی بدرد آورد روزگار — دگر عضوها را نماند قرار

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 107

When the pot boils over, it cools itself

معنی و معادل فارسی: فواره چون بلند شود سرنگون شود.

اصطلاح · شماره منبع 174

When the shit hits the fan

معنی و معادل فارسی: خر تو خر که شد؛ اوضاع شیر تو شیر که شد.

یادداشت کاربرد: عبارت عامیانه و دارای واژه رکیک است؛ در موقعیت رسمی استفاده نکنید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 106

When the wine is in, the wit is out

معنی و معادل فارسی: شراب، عقل از سر بیرون کند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 094

When the word is out it belongs to another

معنی و معادل فارسی: سخن تا نگویی بر او دست هست — چو گفته شد یابد او بر تو دست

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 195

When there is no trust, there is no love.

معنی و معادل فارسی: وقتی که اعتماد نباشد عشق هم نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 128

When things get to their worst, they will mend

معنی و معادل فارسی: تا پریشان نشود کار به سامان نرسد؛ خرابی مقدمه اصلاح است.

اصطلاح · شماره منبع 161

When two Sundays meet

معنی و معادل فارسی: هر وقت خورشید از مغرب بر آید؛ وقت گل نی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 182

When you play, you must pay

معنی و معادل فارسی: بازی اشکنک سر شکستنک هم دارد.

هر کس خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 172

Where ignorance is bliss, 'tis folly to be wise

معنی دقیق: گاهی ندانستن مایه آسودگی است و دانستن حقیقت دردسر می‌آورد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 153

Where there are bees, there is honey

معنی دقیق: جایی که زنبور وجود دارد، عسل هم پیدا می‌شود؛ نتیجه از مقدماتش به دست می‌آید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 058

Where there is a will, there is a way

معنی و معادل فارسی: خواستن، توانستن است.

مثال کاربردی

She studied every evening; where there's a will, there's a way.

او هر شب درس خواند؛ خواستن، توانستن است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 166

Where there is love, there is no coercion.

معنی و معادل فارسی: هر جا سخن از عشق است زور و اجباری در کار نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 184

Where there is love, there is pain.

معنی و معادل فارسی: عشق بدون رنج نیست؛ عشق با سختی همراه است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 154

Where there is no justice there is no joy.

معنی و معادل فارسی: آنجا که عدالت نیست، خوشی هم نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 165

Where there is peace, God is.

معنی و معادل فارسی: هر جا که صفا هست در آن نور خدا هست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 054

Where there's muck, there's brass

معنی دقیق: از کارهای سخت، کثیف یا ناخوشایند هم می‌توان درآمد و سود به دست آورد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 081

While the grass grows, the cow starves

معنی و معادل فارسی: بزک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 112

While there is life, there is hope

معنی و معادل فارسی: تا زندگی هست، امید هست.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 149

Who dares to teach must never cease to learn.

معنی و معادل فارسی: مدرس نباید از مطالعه و آموختن دست بردارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 076

Who gossips to you will gossip about you

معنی و معادل فارسی: هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 077

Who has skirts of straw needs fear to fire

معنی و معادل فارسی: کسی که دامن حصیری دارد باید از آتش فاصله بگیرد.

کسی که بار شیشه دارد نباید به دیوانه سنگ بیاندازد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 087

Who keeps company with the wolf will learn to howl

معنی و معادل فارسی: انگور ز انگور همی گیرد رنگ.

کمال همنشین در من اثر کرد — و گرنه من همان خاکم که هستم

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 085

Who knows much, will suffer much

معنی و معادل فارسی: هر که بیشتر می‌فهمد بیشتر رنج می‌برد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 127

Who knows what tomorrow holds.

معنی و معادل فارسی: که داند که فردا چه زاید زمان؛ هیچکس از آینده خبر ندارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 150

Who knows who's beautiful or ugly behind the curtain?

معنی و معادل فارسی: کس چه داند که پس پرده که زیباست، که زشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 053

Whoever knocks on a door and persists will be allowed in

معنی و معادل فارسی: گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

اصطلاح · شماره منبع 137

Why buy a cow when milk is so cheap?

معنی دقیق: وقتی دسترسی به چیزی آسان و ارزان است، چرا هزینه مالکیتش را بدهیم؟

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 164

Why keep a dog and bark yourself?

معنی دقیق: وقتی کسی را برای کاری به خدمت گرفته‌ای، چرا خودت همان کار را انجام می‌دهی؟

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 185

Why should the devil have all the best tunes?

معنی دقیق: چرا باید لذت‌ها و فرصت‌های خوب فقط نصیب آدم‌های بد شوند؟

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 068

Will is the key to victory

معنی و معادل فارسی: رمز پیروزی اراده است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 135

Win a few, lose a few

معنی و معادل فارسی: آدم گاه برنده است، گاه بازنده.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 147

Win small, win early, win often

معنی و معادل فارسی: کم ببر، زود ببر، همیشه ببر.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 063

Winners never cheat and cheaters never win

معنی و معادل فارسی: آدمهای برنده هرگز کلک نمی‌زنند و آدمهای متقلب هرگز برنده نمی‌شوند.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 170

Winning is earning, losing is learning.

معنی و معادل فارسی: پیروزی موفقیت است و شکست تجربه.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 169

Winning isn't everything.

معنی و معادل فارسی: برد و پیروزی که همه چیز نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 108

Wisdom is better than strength.

معنی و معادل فارسی: آدمی را عقل می‌باید نه زور.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 090

Wishes don't wash the dishes

معنی و معادل فارسی: با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود.

مثال کاربردی

If you want a clean kitchen, help me—wishes don't wash the dishes.

اگر آشپزخانه تمیز می‌خواهی کمک کن؛ تنها آرزو کردن کاری را پیش نمی‌برد.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 188

Without friends, a tree is like one without roots

معنی دقیق: انسان بی‌دوست مانند درختی بی‌ریشه است.

معادل یا توضیح ادبی: آدم بی دوست، مثل درخت بی ریشه است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 181

Without justice, courage is weak.

معنی و معادل فارسی: بدون عدالت، شجاعت کار ساز نیست.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 060

Without music, life is a journey through a desert

معنی و معادل فارسی: بدون موسیقی، زندگی به منزله سفر کردن از بیابان است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 173

Without sleep, no health

معنی و معادل فارسی: خواب برای سلامتی لازم است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 134

Woman's dreams go by contraries

معنی و معادل فارسی: خواب زن چپ است.

یادداشت کاربرد: این کلیشه جنسیتی مبنای علمی ندارد و برای مکالمه محترمانه پیشنهاد نمی‌شود.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 115

Wonders will never cease.

معنی و معادل فارسی: معجزه هنوز هم اتفاق می‌افتد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 136

Words are but wind.

معنی و معادل فارسی: حرف باد هواست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 072

Words cut deeper than swords

معنی و معادل فارسی: زبان برنده تر از شمشیر است.

اصطلاح · شماره منبع 144

Work all the hours God sends

معنی و معادل فارسی: بکوب کار کردن؛ شبانه روز کار کردن

اصطلاح · شماره منبع 141

Work one's fingers to the bone

معنی و معادل فارسی: جان کندن؛ سخت کار کردن

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 098

Work while it is day

معنی و معادل فارسی: تا تنور داغ است نان باید پخت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 120

Worrying never did anyone any good

معنی و معادل فارسی: نگرانی دردی را درمان نمی‌کند.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 194

Write your injuries in sand and kindnesses in marble

معنی و معادل فارسی: بدی‌ها را روی شن بنویس وخوبیها را روی سنگ مرمر.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 133

Writing down ideas is an investment in the future

معنی و معادل فارسی: نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است.

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

عبارت‌های آغازشونده با حرف Y (49 مورد)

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 015

Years teach us more than books

معنی و معادل فارسی: سالها بیشتر از کتابها به ما درس می‌دهند.

اصطلاح · شماره منبع 029

You are a backseat driver

معنی و معادل فارسی: کنار گود نشستی و می‌گویی لنگش کن.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 043

You are responsible for yourself

معنی و معادل فارسی: هر کس ضامن دوزخ و بهشت خویش است.

اصطلاح · شماره منبع 020

You are scraping the bottom of the barrel.

معنی دقیق: به سراغ آخرین و کم‌ارزش‌ترین گزینه‌های باقی‌مانده رفتن.

معادل یا توضیح ادبی: ملاقه ات به ته دیگ خورده است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 008

You are what you eat.

معنی و معادل فارسی: غذای انسان ماهیت انسان را می‌سازد.

مثال کاربردی

She cooks balanced meals because she believes you are what you eat.

او غذاهای متعادل درست می‌کند، چون معتقد است تغذیه بر سلامت انسان اثر دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 035

You buy land, you buy stones, you buy meat, and you buy bones

معنی و معادل فارسی: گنج بی مار و گل بی خار نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 050

You can catch more flies with honey than with vinegar

معنی دقیق: با مهربانی و خوش‌رفتاری بیشتر از تندی و تلخی می‌توان دل دیگران را به دست آورد.

مثال کاربردی

Try asking politely; you catch more flies with honey than with vinegar.

مودبانه درخواست کن؛ مهربانی اغلب مؤثرتر از تندی است.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 013

You can do anything, but not everything

معنی و معادل فارسی: شما می‌توانید هر کاری را انجام دهید اما نمی‌توانید همه کارها را انجام دهید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 022

You can educate a fool, but you can not make him think

معنی و معادل فارسی: آدم احمق را می‌توان تربیت کرد اما نمی‌توان به تفکر واداشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 006

You can lead a horse to water, but you can't make it drink

معنی و معادل فارسی: هیچ کاری با زور درست نمی‌شود؛ زور همیشه کارساز نیست.

مثال کاربردی

I gave him the resources, but you can lead a horse to water, not make it drink.

من امکانات را در اختیارش گذاشتم، اما نمی‌توان کسی را به استفاده از آن‌ها مجبور کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 031

You can't burn the candle at both ends

معنی دقیق: با کار و فعالیت بیش از اندازه، از دو طرف به خود فشار آوردن و فرسوده شدن.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 032

You can't dance at two weddings.

معنی و معادل فارسی: با یک دست نمی‌توان دو هندوانه بر داشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 036

You can't get blood out of a stone

معنی و معادل فارسی: از آب کره نتوان گرفت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 023

You can't have your cake and eat it too

معنی و معادل فارسی: نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

مثال کاربردی

He wants more free time and extra shifts, but he can't have his cake and eat it too.

او هم وقت آزاد بیشتر می‌خواهد و هم شیفت اضافه؛ نمی‌شود هر دو را با هم داشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 017

You can't keep a good man down

معنی دقیق: نمی‌توان یک انسان خوب و توانمند را برای همیشه از پیشرفت بازداشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 003

You can't make an omelette without breaking eggs

معنی دقیق: برای رسیدن به بعضی نتیجه‌های مهم، باید سختی یا هزینه‌ای را پذیرفت.

معادل یا توضیح ادبی: تا خراب نشود، آباد نمی‌شود؛ بی مایه فطیر است.

مثال کاربردی

We had to change our routine; you can't make an omelette without breaking eggs.

مجبور شدیم روالمان را تغییر دهیم؛ رسیدن به نتیجه بدون تحمل هزینه ممکن نیست.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 041

You can't make bricks without straw

معنی و معادل فارسی: با دست خالی نمی‌توان کاری انجام داد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 033

You can't mend a broken egg

معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی بر نگردد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 044

You can't please everyone.

معنی و معادل فارسی: همه را نمی‌توان از خود راضی نگه داشت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 014

You can't put the clock back

معنی و معادل فارسی: گذشته‌ها گذشته است.

مثال کاربردی

We made a mistake, but we can't put the clock back.

اشتباه کردیم، اما نمی‌توان زمان را به عقب برگرداند.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 040

You can't see the wood for the trees.

معنی دقیق: آن‌قدر درگیر جزئیات شدن که تصویر کلی از نظر پنهان بماند.

مثال کاربردی

We argued about button colours and couldn't see the wood for the trees.

آن‌قدر درباره رنگ دکمه‌ها بحث کردیم که هدف اصلی را فراموش کردیم.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 034

You can't sell the cow and drink the milk

معنی و معادل فارسی: نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 024

You can't take it with you when you die

معنی و معادل فارسی: ثروت را به هنگام مرگ با خود به گور نتوان برد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 046

You can't teach an old dog new tricks

معنی و معادل فارسی: پیر را تعلیم دادن مشکل است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 021

You can't win.

معنی دقیق: هر کاری می‌کنی نتیجه دلخواه به دست نمی‌آید؛ انگار راه بردی وجود ندارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 027

You cannot catch old birds with chaff

معنی دقیق: آدم باتجربه به‌راحتی فریب ترفندهای ساده را نمی‌خورد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 042

You cannot get a quart into a pint pot

معنی دقیق: نمی‌توان حجمی بیش از ظرفیت یک ظرف یا موقعیت را در آن جا داد.

معادل یا توضیح ادبی: نمی توان بحر را در کوزه ریخت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 047

You cannot make a silk purse out of a sow's ear

معنی و معادل فارسی: از تخم مرغ پشم نتوان چید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 025

You cannot put out a fire with oil

معنی دقیق: با افزودن عامل تحریک‌کننده نمی‌توان اختلاف و خشم را فرو نشاند.

معادل یا توضیح ادبی: آتش را با آتش خاموش نتوان کرد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 004

You cannot serve God and Mammon

معنی و معادل فارسی: هم خدا خواهی و هم دنیای دون - این محال است و جنون ای ذولفنون

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 045

You cannot unscramble eggs

معنی و معادل فارسی: کاری است گذشته، سبویی است شکسته.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 026

You cannot wash a blackamoor white

معنی دقیق: این تعبیر قدیمی و توهین‌آمیز درباره تغییرناپذیری سرشت است؛ در انگلیسی امروز توصیه نمی‌شود.

یادداشت کاربرد: واژه تاریخی به‌کاررفته در شکل اصلی این عبارت بار نژادپرستانه دارد. برای بیان مفهوم، به‌جای آن از عبارت‌های محترمانه و امروزی استفاده کنید.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 109

You get what you pay for

معنی دقیق: معمولاً کیفیت کالا یا خدمت با مبلغی که می‌پردازیم ارتباط دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 049

You have to crawl before you can walk.

معنی و معادل فارسی: قبل از راه رفتن باید خزیدن را یاد گرفت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 009

You have to take the good with the bad

معنی و معادل فارسی: باید خوب را با بد پذیرفت.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 005

You may end him but you'll not mend him

معنی و معادل فارسی: توبه گرگ مرگ است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 030

You may know by a handful the whole sack

معنی و معادل فارسی: مشت نمونه خروار است.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 039

You must grin and bear it

معنی و معادل فارسی: باید بسوزی و بسازی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 028

You must lie in the bed you have made

معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست.

مثال کاربردی

You chose this plan, and now you have to lie in the bed you made.

خودت این برنامه را انتخاب کردی و حالا باید پیامدش را بپذیری.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 012

You pay your money and you take your choice

معنی دقیق: انتخاب با خودت است؛ پولت را می‌دهی و از میان گزینه‌ها یکی را انتخاب می‌کنی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 011

You reap what you sow

معنی و معادل فارسی: خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

مثال کاربردی

If you treat your team well, you reap what you sow.

اگر با گروهت خوب رفتار کنی، نتیجه رفتار خودت را می‌بینی.

اصطلاح · شماره منبع 018

You saw nothing; you heard nothing

معنی و معادل فارسی: شتر دیدی ندیدی.

مثال کاربردی

Keep this surprise secret: you saw nothing and heard nothing!

این سورپرایز را راز نگه دار؛ شتر دیدی، ندیدی!

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 048

You should never judge a book by its cover.

معنی و معادل فارسی: از روی ظاهر نباید قضاوت کرد.

ما برون را ننگریم و قال را — ما درون را بنگریم و حال را

مثال کاربردی

Talk to the new student before judging a book by its cover.

قبل از قضاوت بر اساس ظاهر، با دانش‌آموز جدید صحبت کن.

اصطلاح · شماره منبع 019

You took the words out of my mouth

معنی و معادل فارسی: جانا سخن از زبان ما می‌گویی.

مثال کاربردی

I was about to suggest a break—you took the words out of my mouth.

داشتم پیشنهاد استراحت می‌دادم؛ حرف دل مرا زدی.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 007

You win some, you lose some

معنی و معادل فارسی: زندگی برد و باخت دارد.

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 001

You're only young once

معنی و معادل فارسی: آدم همیشه که جوان نمی‌ماند؛ قدر جوانی را بدان

مثال کاربردی

You're only young once, so make time to learn new skills.

جوانی همیشگی نیست؛ پس برای یادگیری مهارت‌های تازه وقت بگذار.

جمله / نقل‌قول · شماره منبع 037

Your love will be in my heart at all times.

معنی و معادل فارسی: اگر مرگم به نامردی نگیرد — مرا مهر تو در دل جاودانی ست

و گر عمرم به ناکامی سر آید — تو را دارم که مرگم زندگانی ست

ضرب‌المثل / گفته · شماره منبع 002

Your sins will find you out

معنی و معادل فارسی: مکن بد که بد بینی از یار نیک — نروید ز تخم بدی بار نیک

غم و شادمانی نماند و لیک — جزای عمل ماند و نام نیک

اصطلاح · شماره منبع 038

Your wish is my command

معنی و معادل فارسی: از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن.

جسم و جان و هر چه هستم آن توست — حکم و فرمان جملگی فرمان توست

↑ بازگشت به ابتدای مقاله

تمرین کوتاه: آیا معنی این سه عبارت را یاد گرفته‌اید؟

1. Actions speak louder than words.

آیا عمل مهم‌تر است یا حرف؟ — پاسخ: عمل و رفتار از قول و ادعا رساترند.

2. All that glitters is not gold.

آیا ظاهر همیشه معیار خوبی است؟ — پاسخ: خیر؛ هر چیز درخشانی ارزشمند نیست.

3. Look before you leap.

این عبارت چه توصیه‌ای دارد؟ — پاسخ: پیش از اقدام، پیامدها را بسنج و بی‌گدار به آب نزن.

پرسش‌های متداول درباره ضرب‌المثل‌های انگلیسی

آیا ضرب‌المثل انگلیسی همیشه معادل دقیقی در فارسی دارد؟

خیر. بعضی عبارت‌ها معادل فرهنگی نزدیک دارند؛ بهتر است معنی، موقعیت کاربرد و لحن را با هم یاد بگیرید.

فرق ضرب‌المثل و اصطلاح انگلیسی چیست؟

ضرب‌المثل معمولاً یک پیام کلی یا توصیه را در قالب جمله بیان می‌کند؛ اصطلاح می‌تواند فقط یک گروه واژه با معنای غیرمستقیم باشد.

چطور این عبارت‌ها را در مکالمه استفاده کنم؟

با پنج عبارت ساده شروع کنید، مثال‌های انگلیسی را بلند بخوانید و برای هر مورد یک مثال واقعی از زندگی خودتان بسازید.

آیا همه ۳۹۷ عبارت برای مکالمه امروزی مناسب‌اند؟

خیر. این یک مجموعه تاریخی و آموزشی است و چند نقل‌قول، عبارت کهنه یا کلیشه جنسیتی هم در آن دیده می‌شود؛ هشدارهای کاربردی را بخوانید.

آیا می‌توان معادل فارسی را کلمه‌به‌کلمه به انگلیسی ترجمه کرد؟

معمولاً نه. معادل فارسی به فهم مفهوم کمک می‌کند، ولی برای ساختن جمله طبیعی باید ساختار انگلیسی همان عبارت را یاد گرفت.

برای تمرین منظم جمله‌های کاربردی، بخش اپلیکیشن ۱۱ هزار جمله انگلیسی را نیز ببینید.