رفتن به محتوای اصلی
انگلیسی مثل آب خوردن انگلیسی مثل آب خوردن

پول به انگلیسی چیست؟ پاسخ سریع و ۱۲ واژهٔ پایه

معادل عمومی «پول» در انگلیسی money است. اما در بانک، هنگام خرید، دریافت حقوق و خرد کردن اسکناس، واژهٔ دقیق تغییر می‌کند. این جدول کوتاه نقطهٔ شروع است؛ پایین صفحه هم تمامی واژه‌ها و عبارت‌های نسخهٔ اصلی مقاله را با همان ترتیب و شماره آورده‌ایم.

Money

پول، معنای عمومی

Cash

پول نقد

Currency

واحد پول یا ارز

Banknote / Bill

اسکناس؛ شکل دوم به‌ویژه در آمریکای شمالی

Coin

سکه

Change

باقی‌ماندهٔ پول یا پول خرد بسته به موقعیت

Make change

خرد کردن پول

Salary

حقوق ثابت

Income

درآمد

Savings

پس‌انداز

Loan

وام

Debt

بدهی

پول خرد کردن به انگلیسی؛ اسکناس، سکه و بقیهٔ پول

یکی از پرتکرارترین نیازهای روزمره، درخواست خرد کردن پول است. change گاهی «بقیهٔ پول» پس از خرید و گاهی «پول خرد» است. اگر می‌خواهی اسکناس درشت را به پول کوچک‌تر تبدیل کنی، make change یا break a bill بگو. درخواست مؤدبانه معمولاً با Could you شروع می‌شود.

Could you break this twenty-dollar bill?

می‌توانید این اسکناس بیست‌دلاری را خرد کنید؟

Do you have change for a fifty?

برای اسکناس پنجاه‌دلاری پول خرد دارید؟

Could you make change for me, please?

ممکن است لطفاً این پول را برایم خرد کنید؟

Keep the change.

باقی پول برای خودتان باشد.

Here is your change.

بفرمایید، این هم بقیهٔ پولتان.

I only have a hundred-dollar bill.

فقط یک اسکناس صد‌دلاری دارم.

قیمت، خرید، تخفیف و پرداخت به انگلیسی

برای پرسیدن قیمت معمولاً از How much استفاده می‌کنیم؛ برای پرداخت با کارت از pay by card یا pay with a card. هنگام پس دادن کالا، refund بازگشت وجه و return خودِ برگشت کالا است. receipt رسید خرید، invoice صورتحساب رسمی و bill صورت‌حساب پرداختی است.

How much does this cost?

این چقدر قیمت دارد؟

Can I pay by card?

می‌توانم با کارت پرداخت کنم؟

Do you accept cash?

پول نقد قبول می‌کنید؟

Is there a discount on this item?

روی این کالا تخفیف دارید؟

Could I get a receipt, please?

می‌توانم لطفاً رسید بگیرم؟

I would like a refund.

می‌خواهم پولم پس داده شود.

This item is on sale.

این کالا حراج خورده است.

The total comes to forty dollars.

جمع کل چهل دلار می‌شود.

بانک، حساب، واریز، برداشت و انتقال پول

در انگلیسی بانکی، account حساب بانکی، balance موجودی، deposit واریز یا سپرده و withdrawal برداشت است. debit card کارت برداشت از موجودی است؛ credit card با اعتبار پرداخت می‌کند. نام حساب جاری در بریتانیا معمولاً current account و در آمریکای شمالی checking account است.

I would like to open a bank account.

می‌خواهم یک حساب بانکی باز کنم.

What is my current balance?

موجودی فعلی حسابم چقدر است؟

I need to withdraw two hundred dollars.

لازم است دویست دلار برداشت کنم.

I deposited the money this morning.

امروز صبح پول را واریز کردم.

Can I transfer money to another account?

می‌توانم پول را به حساب دیگری منتقل کنم؟

My debit card is not working.

کارت برداشت من کار نمی‌کند.

There is a monthly service fee.

یک کارمزد خدمات ماهانه وجود دارد.

Please check the account number carefully.

لطفاً شمارهٔ حساب را با دقت بررسی کنید.

درآمد، حقوق، مخارج و پس‌انداز

«پول درآوردن» اغلب make money یا earn money است. Salary معمولاً حقوق ثابت، wage دستمزد ساعتی یا روزانه و income درآمد کلی است. Expense یک هزینه و expenditure هزینه‌کرد است. برای بیان توان مالی از afford استفاده می‌کنیم؛ این واژه لزوماً به معنی کم داشتن پول نیست.

I earn money by teaching English.

از راه آموزش انگلیسی درآمد کسب می‌کنم.

My salary is paid every two weeks.

حقوقم هر دو هفته یک بار پرداخت می‌شود.

I am trying to save money.

دارم سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.

We need to reduce our monthly expenses.

باید هزینه‌های ماهانه‌مان را کاهش بدهیم.

I cannot afford a new laptop right now.

در حال حاضر توان خرید لپ‌تاپ جدید را ندارم.

We are saving for a family trip.

برای یک سفر خانوادگی پس‌انداز می‌کنیم.

The rent takes up a large part of my income.

اجاره بخش بزرگی از درآمدم را می‌گیرد.

  • Save money یعنی پس‌اندازکردن؛ save on groceries یعنی در هزینهٔ مواد غذایی صرفه‌جویی‌کردن.
  • Budget هم «بودجه» و هم فعل «بودجه‌بندی کردن» است.
  • Be broke عامیانه یعنی «بی‌پول بودن»، اما مترادف دقیقِ ورشکستگی رسمی نیست.

قرض دادن، قرض گرفتن، وام و بدهی

بسیاری از زبان‌آموزان borrow و lend را جابه‌جا استفاده می‌کنند. Borrow یعنی قرض گرفتن و lend یعنی قرض دادن. Loan اسم وام و debt بدهی است. Interest در امور مالی معنای «بهره» دارد. ضامن وام معمولاً guarantor است، نه sponsor؛ sponsor اغلب «حامی مالی» است.

Could I borrow twenty dollars?

می‌توانم بیست دلار قرض بگیرم؟

Can you lend me twenty dollars?

می‌توانی بیست دلار به من قرض بدهی؟

I will pay you back next week.

هفتهٔ آینده پولت را پس می‌دهم.

She is paying off her student loan.

او در حال تسویهٔ وام دانشجویی‌اش است.

The loan has a fixed interest rate.

این وام نرخ بهرهٔ ثابت دارد.

My brother agreed to be my guarantor.

برادرم پذیرفت ضامن من باشد.

ارز، تورم، سرمایه‌گذاری و اصطلاحات اقتصادی

در فهرست اصلی علاوه بر مکالمه، اصطلاحات اقتصادی هم داریم: currency ارز، exchange rate نرخ تبدیل ارز، inflation تورم، interest rate نرخ بهره، investment سرمایه‌گذاری و profit سود تجاری. توجه کن سود حاصل از کسب‌وکار با بهرهٔ بانکی یک مفهوم نیست.

What is the exchange rate today?

نرخ تبدیل ارز امروز چقدر است؟

Inflation has increased living costs.

تورم هزینه‌های زندگی را افزایش داده است.

Our small business made a profit last year.

کسب‌وکار کوچک ما سال گذشته سود کرد.

She invested in her own business.

او در کسب‌وکار خودش سرمایه‌گذاری کرد.

The bank charges interest on the loan.

بانک برای وام بهره دریافت می‌کند.

The price includes sales tax.

قیمت شامل مالیات فروش است.

دو مکالمهٔ روزمره دربارهٔ پول

در مکالمهٔ اول درخواست پول خرد و در مکالمهٔ دوم پیگیری حساب بانکی را تمرین کن. جمله‌ها را با صدای بلند بخوان و بعد عدد، واحد پول و موقعیت را تغییر بده.

Excuse me, could you break this bill?

ببخشید، می‌توانید این اسکناس را خرد کنید؟

Sure. Would you like smaller bills or coins?

حتماً. اسکناس کوچک‌تر می‌خواهید یا سکه؟

Two tens would be perfect.

دو اسکناس ده‌دلاری عالی است.

Of course. Here you go.

البته. بفرمایید.

Hello, I would like to check my balance.

سلام، می‌خواهم موجودی حسابم را بررسی کنم.

Certainly. May I see your identification?

حتماً. ممکن است کارت شناسایی‌تان را ببینم؟

I also need a copy of my bank statement.

یک نسخه از صورت‌حساب بانکی‌ام هم لازم دارم.

I can print it for you.

می‌توانم برایتان چاپش کنم.

متن اصلی بدون حذف؛ واژه‌نامه، جمله‌های پول خرد و ۲۱۱ مدخل شماره‌دار

در این بخش تمام محتوای مقالهٔ قدیمی حفظ شده است: واژه‌ها و جمله‌های ابتدای صفحه، مثال‌های خردکردن اسکناس، و سپس هر ۲۱۱ ردیف شماره‌دار با همان معادل‌های فارسی و متن انگلیسیِ اولیه. برای احترام به سابقهٔ محتوا، حتی موارد تکراری، ناقص یا دارای اشتباه را حذف نکرده‌ایم؛ یادداشت‌های اصلاحی فقط در کنار بعضی مدخل‌ها افزوده شده‌اند.

واژگان و جمله‌های قدیمیِ ابتدای مقاله

لغات و عبارتهای انگلیسی مربوط به پول و خرد کردن پول


dollar
bill
اسکناس
A bill is paper money.
 
penny
cent
 

سنت (یک صدم دلار و برخی پول های رایج دیگر)
Cent is another word for penny.
 
money
change
بقیه پول
Your change is the money you get back after paying for something.
 
changepurse
change purse
کیف دستی زنانه (کیف پول خرد)
Coins are carried in a change purse.
 
check
check
چک
A check is a piece of paper that is an order for a bank to pay money from a bank account.
 
checkbook
checkbook
دسته چک
Checks are kept in a checkbook.
 
quarter
coin
سکه
A coin is a piece of metal money.
 
creditcard
credit card
کارت اعتباری
A credit card is a card that lets you buy things on credit -- you pay for the items later.
 
dime
dime
ده سنتی
A dime is a US coin worth ten cents.
 
dollar
dollar
دلار (معادل صد سنت)
A dollar is
 

 

raker
earn
در آمد داشتن، به دست آوردن
You can earn money by working.
 
 
money
money
پول
Money is used to buy things.
 
nickel
nickel
سکه ای در آمریکا به ارزش 5 سنت
A nickel is a U.S. coin worth five cents.
 
penny
penny
1)در آمریکا (عامیانه) معادل سنت2) یک صدم پوند (واحد پول بریتانیا)
A penny is a coin worth one cent.
 
piggybank
piggy bank
قلک
Children put money in piggy banks.
 
purse
purse
کیف دستی
A purse is a small bag in which some girls and women carry their money and other things.
 
quarter
quarter
سکه ای به ارزش 25 سنت
A quarter is a coin that is worth 25 cents. Four quarters make one dollar.
 
wallet
wallet
کیف پول
People carry money in a wallet.

Would you please break this bill?
میشه این اسکناس رو خرد کنید

excuse me, do you have change for 5000 tomans?
ببخشید، پنج هزارتومان پول خرد دارید؟
 
excuse me, can you make change for 5000 tomans?
can you change this 5000-toman bill?
can I have change for 5000 tomans, please?
ببخشید، میشه لطفاً این پنج هزارتومنی رو خرد کنید؟
 
please give me change for this bill:
لطفاً اسکناسم را خرد کنید.

I want to exchange this paper money for change.

 

 

جدول کاملِ بازچینی‌شده برای موبایل

مدخل‌های 1 تا 30 (همان ترتیب منبع)

1شمارهٔ متن اصلی

Currency

ارز

2شمارهٔ متن اصلی

Soft currency

ارز ضعیف

3شمارهٔ متن اصلی

Hard currency

ارز قوی

4شمارهٔ متن اصلی

Deflate

از تورم جلوگیری کردن, کاهش قیمت

5شمارهٔ متن اصلی

Refund

استرداد وجه؛ پس دادن

پولی که در صورت برگرداندن جنس به خریدار پس داده میشود.

6شمارهٔ متن اصلی

Note (-s)

اسکناس

7شمارهٔ متن اصلی

Big note

اسکناس درشت

8شمارهٔ متن اصلی

Disability allowance

اعانه یا کمک بابت ناتوانی

9شمارهٔ متن اصلی

Credit

اعتبار

10شمارهٔ متن اصلی

To credit

اعتبار دادن – اعتبار نامه دادن

(به کسی که در حساب بانکی خود پول دارد)

11شمارهٔ متن اصلی

Letter of credit

اعتبارنامه

12شمارهٔ متن اصلی

Notice

اعلان – یادداشت

13شمارهٔ متن اصلی

Your signature doesn’t coincide with your specimen.

امضاء شما با نمونه امضاءتان تطابق ندارد

14شمارهٔ متن اصلی

To sign / To put signature

امضاء کردن

15شمارهٔ متن اصلی

He took 100$ out of his bank.

او 100 دلار از حسابش بیرون کشید(برداشت کرد)

16شمارهٔ متن اصلی

He borrowed 10$ from his father.

او از پدرش 10 دلار قرض کرد.

17شمارهٔ متن اصلی

He withdraw 100$ from his bank.

او از حسابش 100 دلار بیرون کشید.

18شمارهٔ متن اصلی

She filed in the cheque.

او چک را پر کرد.

19شمارهٔ متن اصلی

She will try to pay me back by installment.

او سعی خواهد کرد بطور اقساط به من پرداخت کند. (پول مرا پس بدهد)

20شمارهٔ متن اصلی

She had to introduce me as a sponsor.

او مجبور شد مرا به عنوان ضامن معرفی کند.

21شمارهٔ متن اصلی

Face value

اوراق بهادار، ارزش اسمی

22شمارهٔ متن اصلی

The first condition was putting a large of deposit.

اولین شرط سپردن وثیقه زیاد است.

23شمارهٔ متن اصلی

To go into partnership with …

با کسی شریک شدن

24شمارهٔ متن اصلی

Window

باجه بانک

25شمارهٔ متن اصلی

Free market

بازار آزاد

26شمارهٔ متن اصلی

Stock market

بازار بورس (سهام)

27شمارهٔ متن اصلی

Global market

بازار جهانی

28شمارهٔ متن اصلی

Bull market

بازار رو به ترقی

29شمارهٔ متن اصلی

Black market

بازار سیاه

30شمارهٔ متن اصلی

Common market

بازار مشترک

مدخل‌های 31 تا 60 (همان ترتیب منبع)

31شمارهٔ متن اصلی

European common market

بازار مشترک اروپا

32شمارهٔ متن اصلی

Shopping mall

بازارچه خرید (آمریکایی)

33شمارهٔ متن اصلی

Flea market

بازاری که جنس ارزان می فروشد, سمساری

34شمارهٔ متن اصلی

To open / close an account

بازکردن / بستن حساب بانکی

35شمارهٔ متن اصلی

Upwardly and downwardly mobile equity

بالا و پایین رفتن تساوی حقوق

36شمارهٔ متن اصلی

Local bank

بانک محلی

37شمارهٔ متن اصلی

Central bank

بانک مرکزی

38شمارهٔ متن اصلی

Banks across the country are reporting a sharp drop in borrowing.

بانک های سراسر کشور یک کاهش چشمگیری را در گرفتن قرض گزارش می کنند

39شمارهٔ متن اصلی

Private sector

بخش خصوصی

40شمارهٔ متن اصلی

Public sector

بخش دولتی

41شمارهٔ متن اصلی

To debit

بدهکار بودن – بدهی داشتن

(کسی که در حساب بانکی خود پولی ندارد)

 

42شمارهٔ متن اصلی

Debtor

                       بدهکار, مدیون        

43شمارهٔ متن اصلی

Debt

بدهی؛ قرض؛ دین

44شمارهٔ متن اصلی

Draft

برات، سفته، حواله

45شمارهٔ متن اصلی

For auction

برای حراج, مزایده

46شمارهٔ متن اصلی

For sale

برای فروش

47شمارهٔ متن اصلی

For bidding

برای مزایده (مناقصه)

48شمارهٔ متن اصلی

Bundles of money

بسته های پول

49شمارهٔ متن اصلی

To pay by installments

بطور اقساط پرداخت کردن

50شمارهٔ متن اصلی

Interest

بهره

51شمارهٔ متن اصلی

Overdraw

بیش از موجودی بانکی برداشت کردن

52شمارهٔ متن اصلی

To make a regular payment

پرداخت منظم کردن

53شمارهٔ متن اصلی

Pay bill

پرداختن قبض

54شمارهٔ متن اصلی

To save

پس انداز کردن پول

55شمارهٔ متن اصلی

To endorse

پشت نویسی کردن چک

56شمارهٔ متن اصلی

To withdraw (v)

To take out

پول از حساب بانکی بیرون کشیدن

57شمارهٔ متن اصلی

Easy money

پول بادآورده

58شمارهٔ متن اصلی

Withdraw (n)

پول خارج شده از حساب بانکی

59شمارهٔ متن اصلی

Small change

پول خرد

60شمارهٔ متن اصلی

To make money

پول در آوردن

مدخل‌های 61 تا 90 (همان ترتیب منبع)

61شمارهٔ متن اصلی

To deposit (v)

To put in

پول در بانک گذاشتن

پول به حساب بانکی ریختن

62شمارهٔ متن اصلی

Deposit (n)

پول سپرده

63شمارهٔ متن اصلی

Hot money

پول فعال (در گردش)

پولی که مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری آن نیستند و به کالا تبدیل میکنند

64شمارهٔ متن اصلی

Hard cash

پول نقد

65شمارهٔ متن اصلی

To put under the ban / embargo

تحریم کردن

66شمارهٔ متن اصلی

Ban / Embargo

تحریم, توقیف, قدغن

67شمارهٔ متن اصلی

Discount

تخفیف

درصدی از قیمت کالا از جانب فروشنده به خریدار کاسته می شود.

68شمارهٔ متن اصلی

To make a discount

تخفیف دادن

69شمارهٔ متن اصلی

Equity

تساوی, برابری, انصاف

70شمارهٔ متن اصلی

Bank formalities

تشریفات بانکی

71شمارهٔ متن اصلی

Inflation

(Inflammation)

تورم  اقتصادی

حالتی از وضعیت اقتصادی که قیمت ها و دستمزدها افزایش یابد.

(تورم عضلانی)

72شمارهٔ متن اصلی

Galloping inflation

تورم از هم گسیخته, تورم شدید

73شمارهٔ متن اصلی

Distribution of wealth

توزیع ثروت

74شمارهٔ متن اصلی

Counterfoil

ته چک, سوش

75شمارهٔ متن اصلی

Wealth

ثروت – دارایی

76شمارهٔ متن اصلی

Wealthy

ثروتمند - غنی

77شمارهٔ متن اصلی

Novelty

جنس جدید، چیز جدید، نوظهور

78شمارهٔ متن اصلی

Bargain

چانه زنی در معامله

(ارزان خریدن کالا)

79شمارهٔ متن اصلی

Cheque = Check

چک

80شمارهٔ متن اصلی

A dud cheque

چک برگشتی، چک بی محل

81شمارهٔ متن اصلی

Certified cheque

چک تضمینی

82شمارهٔ متن اصلی

Cheque in circulation

چک در گردش

83شمارهٔ متن اصلی

To fill in a cheque

چک را پر کردن

84شمارهٔ متن اصلی

Your cheque is crossed

چک شما خط خورده است

85شمارهٔ متن اصلی

To write a cheque

چک نوشتن

86شمارهٔ متن اصلی

Current account

حساب جاری

حسابی که هر زمان بخواهیم می توانیم پول از آن برداشت کنیم

87شمارهٔ متن اصلی

Deposit account

 Saving account

 Notice account

حساب سپرده

پولی را که مدتی نزد بانک گذاشته و به آن بهره تعلق می گیرد.

88شمارهٔ متن اصلی

Your balance is nil.

حساب شما خالی است

89شمارهٔ متن اصلی

Unemployment benefit

حق یا اعانه بیکاری

(کمک دریافتی در دوره بیکاری)

90شمارهٔ متن اصلی

Pension

حقوق بازنشستگی

مدخل‌های 91 تا 120 (همان ترتیب منبع)

91شمارهٔ متن اصلی

Customs

حقوق گمرکی, دفتر گمرک

92شمارهٔ متن اصلی

To cross

خط زدن

93شمارهٔ متن اصلی

In the marketing

در بازاریابی

94شمارهٔ متن اصلی

Building society

در رابطه با حساب پس انداز و یا وام خرید خانه می باشد  (بانک مسکن)

95شمارهٔ متن اصلی

To pay at regular intervals

در فواصل منظم پرداخت کردن

96شمارهٔ متن اصلی

Income

درآمد (پولی که بدست آورید)

97شمارهٔ متن اصلی

Cash dispenser

دستگاه عابربانک

98شمارهٔ متن اصلی

Standing order

دستور پرداخت دائمی

زمانی که مجبور به پرداخت منظم مثل اجاره بهای خانه باشیم می توان از بانک درخواست پرداخت منظم از حساب بانکی خود را کرد.

99شمارهٔ متن اصلی

Cheque book

دسته چک

100شمارهٔ متن اصلی

Saving account book

دفترچه حساب پس انداز

101شمارهٔ متن اصلی

Period of payment

دوره پرداخت

102شمارهٔ متن اصلی

Receipt

رسید, قبض

103شمارهٔ متن اصلی

To be brisk

رونق داشتن، تند و تیز

104شمارهٔ متن اصلی

Keep a record of your statements

سابقه صورت حساب های خود را نگهدارید

105شمارهٔ متن اصلی

Last year, our company made a huge profit.

سال گذشته کمپانی ما سود خیلی زیادی کرد.

106شمارهٔ متن اصلی

Fixed deposit

سپرده ثابت

107شمارهٔ متن اصلی

Investment / Capital

سرمایه

108شمارهٔ متن اصلی

Investor

سرمایه گذار

109شمارهٔ متن اصلی

To make a big investment

سرمایه گذاری عظیمی کردن

110شمارهٔ متن اصلی

To invest / to make investment

سرمایه گذاری کردن

111شمارهٔ متن اصلی

Joint venture

سرمایه گذاری مشترک

112شمارهٔ متن اصلی

To place an order

سفارش جنس دادن

113شمارهٔ متن اصلی

Profit

سود

114شمارهٔ متن اصلی

Dividend (-s)

سود سهام

سهم بستانکار که بین سهامداران تقسیم شود

115شمارهٔ متن اصلی

To make a profit

سود کردن

116شمارهٔ متن اصلی

Profitable

سودآورد

117شمارهٔ متن اصلی

Shareholders / Stockholders

سهامداران

118شمارهٔ متن اصلی

Stocks

سهامی که بوسیله دولت منتشر شود

119شمارهٔ متن اصلی

Share (-s)

سهم؛ سهام

120شمارهٔ متن اصلی

Downturn

               سیر نزولی، رکود اقتصادی                                                              

مدخل‌های 121 تا 150 (همان ترتیب منبع)

121شمارهٔ متن اصلی

Direct debit

سیستمی که فروشندگان کالا و خدمات بطور مستقیم از حساب خریدار، پول کالا و خدمات خود را برداشت کنند.

122شمارهٔ متن اصلی

Company / Concern / firm

شرکت

123شمارهٔ متن اصلی

The company will debit your bank account with 528$ each month.

شرکت 528 دلار از حساب بانکی شما هر ماه برداشت خواهد کرد.

124شمارهٔ متن اصلی

The company will credit your bank account with 528$ each month.

شرکت به حساب بانکی شما هر ماه 528 دلار اضافه خواهد کرد.

125شمارهٔ متن اصلی

A big enterprise

شرکتی با سرمایه بسیار زیاد

126شمارهٔ متن اصلی

Branch (-es)

شعبه

127شمارهٔ متن اصلی

To count

شمردن

128شمارهٔ متن اصلی

Boom town

شهر پررونق از نظر فعالیت اقتصادی

129شمارهٔ متن اصلی

Money changer

صراف

130شمارهٔ متن اصلی

To Economic

صرفه جویی کردن

131شمارهٔ متن اصلی

Teller

صندوق دار بانک، تحویلدار

132شمارهٔ متن اصلی

Statement

صورتحساب بانکی

(در فواصل معین مثلا ماهیانه از بانک دریافت میشود و در آن وضعیت حساب را اعلام میکند)

133شمارهٔ متن اصلی

Sponsor (-s)

ضامن

134شمارهٔ متن اصلی

Loss

ضرر – پولی که خرج شده و برنگردد

135شمارهٔ متن اصلی

To make a loss

ضرر کردن

136شمارهٔ متن اصلی

To make a big loss

ضرر هنگفت کردن

137شمارهٔ متن اصلی

Period of installment

طول مدت اقساط

138شمارهٔ متن اصلی

Teller bank

عابربانک

139شمارهٔ متن اصلی

Customs duties

عوارض گمرکی

140شمارهٔ متن اصلی

Invoice

فاکتور

141شمارهٔ متن اصلی

To furnish/  To send

فرستادن جنس، مجهز کردن

142شمارهٔ متن اصلی

To sell in auction

فروختن در حراج، حراج کردن

143شمارهٔ متن اصلی

To dispose of

فروختن و آب کردن جنس

144شمارهٔ متن اصلی

Free shop

فروشگاهی که جنس ارزان دارند

(بدون مالیات)

145شمارهٔ متن اصلی

Allowance

فوق العاده حقوق، مستمری، کمک هزینه

146شمارهٔ متن اصلی

Water bill

قبض آب

147شمارهٔ متن اصلی

Electrical bill

قبض برق

148شمارهٔ متن اصلی

Phone bill

قبض تلفن

149شمارهٔ متن اصلی

Lend

قرض دادن (پولی که به کسی قرض دهید)

150شمارهٔ متن اصلی

Lender

قرض دهنده

مدخل‌های 151 تا 180 (همان ترتیب منبع)

151شمارهٔ متن اصلی

Borrow

قرض گرفتن (پولی که از کسی قرض می گیرید)

152شمارهٔ متن اصلی

Installment

قسط

153شمارهٔ متن اصلی

Credit card

کارت اعتباری

154شمارهٔ متن اصلی

Golden card

کارت اعتباری با اعتبار بالا

155شمارهٔ متن اصلی

Identity card (ID)

کارت شناسایی, شناسنامه

156شمارهٔ متن اصلی

 To Issue a card

کارت صادر کردن

157شمارهٔ متن اصلی

Cash point card

کارت عابربانک

158شمارهٔ متن اصلی

Commission

کارمزد بانکی

159شمارهٔ متن اصلی

Staff

کارمندان (اسم جمع) - ستاد

160شمارهٔ متن اصلی

Essential commodity

کالاهای ضروری

161شمارهٔ متن اصلی

Worthless object

کالای بی ارزش

162شمارهٔ متن اصلی

Priceless object

کالای خیلی با ارزش – بی قیمت

163شمارهٔ متن اصلی

Consumer goods

کالای های مصرفی

164شمارهٔ متن اصلی

Overpriced / Too expensive

کالایی که خیلی گران است.

165شمارهٔ متن اصلی

Deflation

کاهش تورم, جلوگیری از تورم

کاهش قیمتها, رکود فعالیت ها

166شمارهٔ متن اصلی

To make a reduction

کاهش دادن, پایین آوردن

167شمارهٔ متن اصلی

To be dull / To be depression

کساد بودن

168شمارهٔ متن اصلی

Recession / Slump / Bust

کسادی

169شمارهٔ متن اصلی

Deficit

کسری صندوق، کسری بودجه

170شمارهٔ متن اصلی

Bargain hunter

کسی که جنسی را به حداقل قیمت بخرد

(اصطلاحا بزخر)

171شمارهٔ متن اصلی

Financial assistance

کمک مالی

172شمارهٔ متن اصلی

Mortgage

گرو رهن

نوعی وام است که برای یک مدت زمانی، در خرید خانه استفاده می شود.

173شمارهٔ متن اصلی

Exorbitant

گزاف

کالایی که قیمت آن بیشتر از قیمت واقعی باشد

174شمارهٔ متن اصلی

Please endorse your cheque.

لطفا چک خود را پشت نویسی کنید

175شمارهٔ متن اصلی

Inheritance tax

مالیات بر ارث

176شمارهٔ متن اصلی

Income tax

مالیات بر درآمد

مالیاتی که بر دستمزدهای روزانه، هفتگی و ماهیانه تعلق گیرد.

177شمارهٔ متن اصلی

Excise duties

مالیات بر کالا / مالیات غیرمستقیم

مالیاتی که بر کالاهای خاص تولید شده در کشور تعلق گیرد. مثل سیگار، الکل

178شمارهٔ متن اصلی

Corporation tax

مالیات مخصوص شرکتها و اصناف

179شمارهٔ متن اصلی

Managing director

مدیر عامل

180شمارهٔ متن اصلی

Shopping center

مرکز خرید

مدخل‌های 181 تا 210 (همان ترتیب منبع)

181شمارهٔ متن اصلی

Extravagant

مسرف – ولخرج

182شمارهٔ متن اصلی

To coincide

مطابقت داشتن، همزمان بودن

183شمارهٔ متن اصلی

Frugal / Economical

مقتصد، صرفه جو

184شمارهٔ متن اصلی

Borrower

مقروض، قرض گیرنده, وام گیرنده

185شمارهٔ متن اصلی

I made a lot of loss for changing my car.

من بابت تعویض اتومبیلم خیلی ضرر کردم.

186شمارهٔ متن اصلی

I prefer a current account to a deposit account.

من حساب جاری را به حساب سپرده ترجیح می دهم

187شمارهٔ متن اصلی

I asked for my balance.

من درباره موجودی حسابم سئوال کردم.

188شمارهٔ متن اصلی

I disposed of my video set easily.

من دستگاه ویدئو خود را به آسانی فروختم.

189شمارهٔ متن اصلی

I would like to deposit (put in) 1000$.

من می خواهم 1000 دلار به حسابم واریز کنم.

190شمارهٔ متن اصلی

I would like to withdraw (take out) 1000$.

من می خواهم از حسابم 1000 دلار بیرون بکشم.

191شمارهٔ متن اصلی

I would like to open an account with your bank.

من می خواهم حسابی در بانک شما بازکنم

192شمارهٔ متن اصلی

Business park

منطقه تجاری

193شمارهٔ متن اصلی

Balance

موجودی حساب

194شمارهٔ متن اصلی

To stamp / To seal

مهر زدن

195شمارهٔ متن اصلی

 Negative equity

نابرابری

196شمارهٔ متن اصلی

Rate of interest

نرخ بهره بانکی

197شمارهٔ متن اصلی

Rate of exchange

نرخ تعویض ارز

198شمارهٔ متن اصلی

Money lender

نزول خوار, وام دهنده

199شمارهٔ متن اصلی

Cash

نقد

200شمارهٔ متن اصلی

To keep a record of …

نگهداشتن سابقه ای از (هزینه ها, موجودی و ..

201شمارهٔ متن اصلی

Loan

وام

پولی که به شما جهت خرید چیزی قرض داده شود.

202شمارهٔ متن اصلی

Interest free loan

وام بدون بهره

203شمارهٔ متن اصلی

Bridging loan

وام موقت

204شمارهٔ متن اصلی

A large of deposit

وثیقه زیاد

205شمارهٔ متن اصلی

To be bankrupt / To go bankrupt

(you are bankrupt)

ورشکست شدن

206شمارهٔ متن اصلی

To be broke

(I am broke)

ورشکست شدن یا پول نداشتن

(اصطلاحی غیررسمی)

207شمارهٔ متن اصلی

Financial situation

وضعیت مالی

208شمارهٔ متن اصلی

Expenditure

هزینه (پولی که خرج میکنید)

209شمارهٔ متن اصلی

Bank charges

هزینه های بانکی

210شمارهٔ متن اصلی

Board of directors

هیئت مدیره

مدخل‌های 211 تا 211 (همان ترتیب منبع)

211شمارهٔ متن اصلی

I had to choice other than to get my medicine from the black market.

هیچ چاره ای نداشتم به جز اینکه داروی خودم را از بازار سیاه بخرم.

تمرین واژگان مالی با پاسخ

پیش از دیدن پاسخ، هر جمله را با صدای بلند بگو. در تمرین آخر، تفاوت loan و debt را با مثال خودت توضیح بده.

  1. می‌توانید این اسکناس را خرد کنید؟
  2. من فقط پول نقد دارم.
  3. موجودی حساب بانکی من چقدر است؟
  4. او هر ماه بخشی از حقوقش را پس‌انداز می‌کند.
  5. می‌توانی پنج دلار به من قرض بدهی؟
  6. این کالا مشمول تخفیف است؟
نمایش پاسخ‌های تمرین

Could you break this bill?

می‌توانید این اسکناس را خرد کنید؟

I only have cash.

من فقط پول نقد دارم.

What is my bank balance?

موجودی حساب بانکی من چقدر است؟

She saves part of her salary every month.

او هر ماه بخشی از حقوقش را پس‌انداز می‌کند.

Could you lend me five dollars?

می‌توانی پنج دلار به من قرض بدهی؟

Is this item on sale?

این کالا مشمول تخفیف است؟

پرسش‌های پرتکرار دربارهٔ پول به انگلیسی

پول به انگلیسی چه می‌شود؟

واژهٔ عمومی آن money است. برای پول نقد cash و برای واحد پول یک کشور currency کاربرد دارد.

پول خرد به انگلیسی چیست؟

بسته به بافت small change یا coins؛ هنگام پس‌گرفتن بقیهٔ پول از فروشنده، change گفته می‌شود.

چطور بگوییم پولم را خرد می‌کنید؟

در گفت‌وگوی روزمره از Could you break this bill? یا Could you make change for me? استفاده می‌کنیم.

قرض گرفتن و قرض دادن چه فرقی دارند؟

Borrow یعنی گرفتن و lend یعنی دادن. Loan اسم وام و debt اسم بدهی است.

حقوق و درآمد چه فرقی دارند؟

Salary یکی از انواع دستمزد است؛ income مجموع درآمد از منابع مختلف را می‌تواند شامل شود.

پول نداشتن را چگونه می‌گوییم؟

در زبان محاوره I am broke رایج است؛ برای وضعیت مالی رسمی‌تر می‌توان از I have no money یا I am short of money استفاده کرد.

چک به انگلیسی چطور نوشته می‌شود؟

در انگلیسی آمریکایی check و در بریتانیایی cheque رایج است؛ تلفظ تقریباً یکسان دارند.

برای تثبیت لغات: شنیدن، تکرار و مرور

از این صفحه روزانه پنج واژهٔ بانکی و پنج جملهٔ مکالمه انتخاب کن. ابتدا معنی را بخوان، بعد جملهٔ انگلیسی را گوش بده و تقلید کن؛ چند ساعت بعد فقط با نگاه‌کردن به فارسی، جمله را از حفظ بساز. چنین تمرینی به استفادهٔ واقعی از واژگان کمک می‌کند. برای یادگیری همهٔ اصطلاحات لازم نیست محصولی بخری؛ محتوای همین صفحه کامل است.